دانلود پایان نامه درباره اصول هوش اخلاقی در مدیریت و تجزیه و تحلیل اقتصادی

مدیری که متخلق باخلاق مدیریت نباشد، قادر به کشیدن بار مسئولیت نخواهد بود. اخلاق برای مدیر بمنزله مشاوری آگاه و معاونی آشناست که مشکلات را مشکلگشا است و مدیریت با استمداد از روشهای آمیخته به اخلاق انسانی میتواند بسیاری از نابسامانیها را سامان بخشد و میزان شورانگیزهها را بالا بیاورد و به مجموعهی تشکیلات روحیهای از صفا و محبت بدهد و بیجهت نیست که پیامبر اکرم(ص) میفرماید:
یا بَنی عَبْدِ الْمُطَّلِبُ، اِنَّکُمْ لَمْ تَسَعُوا النّاسَ بِاَمْوالِکُمْ فَاَلْقُوهُمْ بِطَلاقَهِ الْوَجْهِ وَحُسْنِ الْبٌشْرِ.
ای فرزندان عبدالمطلب! شما نمیتوانید با ثروتهای خود مردم را راضی کنید باگشادهروئی و برخورد نیکو با آنان روبرو شوید تا دلهایشان را بسوی خود معطوف دارید.
قرآن کریم یکی از عوامل موفقیت پیامبر اسلام را در مدیریت، اخلاق نیک میداند و با صراحت میگوید:
فََبِِما رَحْمَهٍ مِنَ اللّهِ لِنْتَ لَهُمْ وَلَوْکُنْتَ فَظّاً غََلیظَ الْقَلْبِ الَنْفَضُّوا مِنْ حَوْلِکَ.
حسن اخلاق و مهربانی تو با مردم رحمتی است از جانب خداوند، و اگر تندخو و سختدل بودی مردم از اطراف تو پراکنده میشدند.
چه بسیارند مدیرانی که با داشتن خصوصیاتی همانند قاطعیت، تخصص، قدرت و آگاهیهای لازم در سطح بالا قرار داشتهاند، ولی بخاطر عدم رعایت مسائل اخلاقی در حوزه مدیریت، موفقیت مطلوب را کسب نکردهاند و در نتیجه با ناکامی روبرو شدهاند.
حکیمی در مورد مدیریت و فرماندهی لشگر سخنی حکیمانه دارد و میگوید:
” شایسته است که در فرمانده لشگر ده خصلت از اخلاق حیوانات وجود داشته باشد:
جرأت شیر، و حمله خوک، و مکر روباه، و شکیبائی سگ برزخم، و شبیخون زدن گرگ، و نگهبانی کلنک (کرکی) ، و سخاوت خروس، و مهرمانی مرغ بر جوجه، و پرهیز کلاغ ، و چاقی تعرو. “
” خلاصه در مکتب اسلام هدف اصلی حسن خلق، اطاعت اوامر الهی، اداء تکلیف دینی، و جلب رضای پروردگار است. نتایج معنوی اخلاق حمیده، تکامل روح، پاکی فکر، تعالی معنوی، غلبه بر هوای نفس، تخلق بفضائل، و نیل برستگاری ابدی است. و فوائد دنیوی آن گسترش دوستی، حسن روابط اجتماعی، کسب محبوبیت، افزایش سود مادی و رفاه آسایش زندگی است. برعکس سوء خلق برای بشر، تیره روزی و بدبختی ببار میآورد و آدمی را از سعادت مادّی و معنوی باز میدارد.”
اخلاق در مدیریت امروزه از مسائلی نظیر ارتشاء، دزدی و تبانی فراتر میرود. هنگام مواجهه با چنین مسائلی چگونه باید تصمیمگیری کرد و چه چیزی صحیح، مناسب و عادلانه است. در این تحقیق شیوهی تصمیمگیری ما در قبال جامعه و مسائل مدیریتی را مورد تجزیه و تحلیل قرار میدهد.
همچنین در این تحقیق به بحث در خصوص تأثیر اقتصاد بر مدیریت اخلاقی پرداخته میشود و با استخدام تئوری فرد برای مواجهه با یک مشکل اخلاقی، روش تجزیه و تحلیل اقتصادی را بر اساس عوامل بازار بررسی میکند. اگر اخلاق و تناسب و تعادل در امور حاکم شود میتوان انتظار مدیریتی صحیح و اخلاقی را داشت. مدیر باید با توازن در امور و سیاست « نتیجه و بهره برداری مناسب » بتواند یک سازمان، یک نهاد و ارگان را به خوبی اداره کند. امید است این تحقیق توانسته باشد عنوان «اخلاق در مدیریت» را متناسب با ارائه کار، به صورت علمی و تئوری معرفی کند.
2-2- مدیریت باهوش اخلاقی
هوش اخلاقی، توانایی درک درست از خلاف، داشتن اعتقادات اخلاقی قوی و عمل به آنهاست. در این تحقیق ابتدا اصول هوش اخلاقی در مدیریت بررسی شده، در نهایت مراحل آموزش هوش اخلاقی به مدیران پیشنهاد میشود.
2-3- اصول هوش اخلاقی در مدیریت
لنینک وکیل هوش اخلاقی را توانایی تشخیص درست از اشتباه میدانند که با اصول جهانی سازگار است. به نظر آنان چهار اصل هوش اخلاقی، بدین‌گونه برای موفقیت مداوم سازمانی و شخصی ضروری است:
درستکاری:
یعنی ایجاد هماهنگی بین آنچه که به آن باور داریم و آنچه که به آن عمل می کنیم. انجام آنچه که می دانیم درست است وگفتن حرف راست در تمام زمانها. کسی که هوش اخلاقی بالایی دارد، به شیوهای که با اصول و عقایدش سازگار باشد، عمل میکند.
مسئولیت‌پذیری:
کسی که هوش اخلاقی بالایی دارد، مسئولیت اعمال و پیامدهای آن اعمال، همچنین اشتباهات و شکست های خود را نیز میپذیرد.
دلسوزی:
این نوشته در علمی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.