دانلود پایان نامه با موضوع مهارتهای اجتماعی و اختلالات یادگیری

1-6-تعریف مفهومی متغیرها
1-6-1-سلامت عمومی
سلامت عمومی یعنی احساس رضایت و بهبودی و تطبیق کافی اجتماعی با موازین مورد قبول هر جامعه. به بیان دیگر منظور از سلامت عمومی یعنی توانایی کامل برای ایفای نقشهای فردی، اجتماعی و خانوادگی (بالازاده، 1388).
1-6-2- احساس تنهایی
احساس تنهایی، حالت ناراحت کنندهای است که زمانی به وجود میآید که بین روابط بین فردی که فرد تمایل دارد آن را داشته باشد و روابطی که وی در حال حاضر دارد، فاصله وجود داشته باشد (پپلو، 1982). این تعریف بر خصوصیت عاطفی احساس تنهایی تأکید میکند. احساس تنهایی یک تجربه عاطفی ناراحت کننده است، اما بر عنصر شناختی نیز تأکید دارد. به این صورت که احساس تنهایی ناشی از این ادراک است که ارتباطات اجتماعی فرد، برخی از انتظارات او را برآورده نمیکند (روتاسالو، 2006).
1-6-3- اختلالهای طیف اتیسم
اختلالهای طیف اتیسم، اختلالهای رشدی فراگیر هستند که عمدتاً تعاملات اجتماعی، زبان و رفتار را تحت تأثیر قرار میدهند. اختلالهای طیف اتیسم، اختلالهای عصب زیستشناختی پایداری هستند که علت آنها ناشناخته است و موجب نارسایی در ارتباط، فهم زبان، بازی، مهارتهای اجتماعی و تعامل با دیگران میشوند (همتی علمدارلو و شجاعی، 1393).
1-6-4- کمتوانیذهنی
کمتوانیذهنی به محدودیت قابل ملاحظه در کارکردهای ذهنی و رفتار سازشی گفته میشود که در مهارتهای مفهومی (زبان دریافتی، زبان بیانی، خواندن، نوشتن، مفاهیم پول، خودهدایتی)، اجتماعی (مهارتهای بینفردی، مسئولیتپذیری، عزتنفس، پیروی از دستورات، اطاعت از قوانین، ممانعت از مورد سوء استفاده قرار گرفتن) و عملی (فعالیتهای زندگی روزمره از قبیل خوردن، جابجایی، دستشویی، لباس پوشیدن و فعالیتهای ابزاری زندگی روزمره یعنی رفتارهای مرتبط با زندگی مستقل از قبیل آماده کردن غذا، خانه داری، حمل و نقل، مصرف درست دارو، مدیریت پول، استفاده از تلفن، مهارتهای شغلی) قابل مشاهده است. این ناتوانی قبل از 18 سالگی ظاهر میشود (انجمن کم‌توانی‌ذهنی و رشدی آمریکا، 2010).
1-6-5- ناتوانی یادگیری
ناتوانی یادگیری یعنی اختلال در یک یا بیشتر از یک مورد از فرآیندهای روانشناختی بنیادی که این فرآیندها در درک یا در استفاده از زبان گفتاری یا نوشتاری نقش دارند و ممکن است به صورت توانایی ضعیف در گوش کردن، حرف زدن، خواندن، نوشتن، هجی کردن یا در انجام محاسبات ریاضی بروز کند. نارسایی یادگیری ویژه در بردارنده شرایطی از قبیل معلولیتهای ادراکی، آسیب مغزی، بدکارکردی خفیف مغزی، نارساخوانی و زبانپریشی تحولی می شود (هالاهان، لوید، کافمن، ویس و مارتینز، 2005؛ ترجمه علیزاده، همتی علمدارلو، شجاعی و رضایی دهنوی، 1390).
فصل دوم:
ادبیات تحقیق
2-1-مبانی نظری
2-1-1- ناتوانیهای تحولی
ناتوانیهای تحولی، ناتوانیهایی هستند که در طول دورههای نوزادی، کودکی و یا نوجوانی اتفاق میافتد که معمولاً همراه با عقبماندگی ذهنی و فیزیکی هستند. آنها شامل اختلالهای فیزیکی و یا ذهنی هستند. اختلالهایی هستند که در آنها رشد و تحول صحیح مغز یا دستگاه عصبی مرکزی در دوران رشد (کودکی) مختل میشود. این اصطلاح به مشکلاتی در عملکرد مغز اشاره دارد که همزمان با رشد فرد، بر هیجان، توانایی یادگیری و حافظۀ فرد تأثیر منفی میگذارد. در پنجمین ویرایش راهنمای تشخیصی و آماری اختلال‌های روانی ، این اختلالها اینگونه آمدهاند: 1-کمتوانیذهنی 2-ناتوانی یادگیری 3-اختلال در مهارتهای حرکتی 4-اختلالهای ارتباطی 5-اختلالهای طیف اتیسم 6-اختلال کمبود توجه و بیش فعالی در رفتار7-اختلال خوردن و تغذیه در نوزادی و کودکی 8-اختلال حرکات غیرعادی(انقباض غیرعادی عضلات) 9-اختلال دفع 10-و دیگر اختلالهای نوزادی، کودکی و نوجوانی (انجمن روان‌پزشکی آمریکا، 2013).
اگرچه اختلالهای روانشناختی علائم و علتهای متفاوتی دارند اما زمینه یکسانی دارند. آنها نشان دهنده ناکامی در سازگاری در حوزههای مختلف رشد میباشند. به عبارت دیگر افرادی که دارای ناتوانی هستند از جنبههای مختلفی در مراحل مختلف رشد از همسالان خود متفاوتند. رشد کودکان سازماندهی شده است. یعنی اینکه الگوهای اولیه سازگاری در طول زمان تکامل مییابند و به کارکردهای بالاتر در یک شیوه ساخت یافته و قابل پیش بینی است (ماش و ولف 2012).
ناتوانیهای تحولی شامل گروهی از شرایط و موقعیتهای است که در نتیجه نقص فیزیکی، اختلال در یادگیری و اختلال در عملکرد زبانی یا رفتاری است. این شرایط که در دوره رشد رخ میدهند، ممکن است عملکرد هر روزه فرد را تحت تأثیر قرار دهند و معمولا در تمام طول زندگی فرد همراه او هستند (روبین، 1989)
اخیراً تحلیلهای ملوکولی این اختلالها پیشرفتهایی در تکثیر ژنهای سببی بدست آوردهاند. برای مثال پروتئین متیل سیپیجی مسئول اختلال رت میباشد. در برخی موارد این اختلالها با دیگر اختلالها همپوشی دارند و تنها یک جهش ژنتیکی ممکن است در بعضی افراد فنوتیپ بالینی متفاوتی را ظاهر کند. بعضی بیماریهای روانی مثل اسکیزوفرنی، که در نوجوانی یا بزرگسالی اتفاق میافتند، بعضی مواقع درناتوانیهای تحولی طبقهبندی میشوند. اگرچه نشانهها و علل آنها میتواند در کودکی و در گذشته فرد باشند (انجمن روان‌پزشکی آمریکا ، 2013).
علت‌ها و علائم خطر
ناتوانیهای تحولی در هر زمان در طول دوره یادگیری شروع شده و معمولاً در طول دوره زندگی فرد ادامه پیدا میکنند. بیشتر ناتوانیهای ذهنی قبل از اینکه کودک متولد شود شروع شده و به وجود می‌آیند اما بعضی هم بعد از تولد کودک به دلیل آسیب، عفونت و سایر عوامل رخ میدهند. بیشتر ناتوانیهای تحولی به نظر میرسد به دلیل عوامل مختلف ایجاد میشوند. این عوامل شامل عوامل ژنتیکی، وضعیت سلامتی مادران و رفتار آنها (مثل سیگار کشیدن و مصرف مشروبات الکلی) در طول دوران بارداری، مشکلات در زمان تولد، عفونتی که مادران ممکن است در طول حاملگی داشته باشد، عفونت نوزاد در اوایل تولد و یا در معرض عوامل مسمویتزا بودن مادر یا نوزاد میباشند. علت بعضی از ناتوانیهای تحولی مثل سندرم کشنده الکل، که به وسیله مصرف الکل توسط مادر در طول دوران بارداری ایجاد می شود، مشخص است اما علت بیشتر آنها مشخص نیست (روبین، 1989).
ناتوانیهای تحولی در میان همه نژادها و گروههای اقتصادی اجتماعی رخ میدهد. محاسبات اخیر در ایالات متحده نشان میدهد که یک کودک از هر 6 کودک ، یا حدود 15 درصد کودکان بین 3 تا 17سال یک یا تعداد بیشتری از ناتوانیهای تحولی را دارند. این ناتوانیها شامل اختلالات طیف اوتیسم، اختلالات ذهنی، اختلالات یادگیری و موارد دیگری می شود (بویل، بولت، شیو و رابین، 2011).
این نوشته در علمی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.