دانلود پایان نامه با موضوع مشکلات روانشناختی و ابعاد سلامت عمومی

جدول4-16 میانگین و انحراف معیار متغیر سلامت عمومی و خرده مقیاس‌های آن در سه گروه 64
جدول شماره 4-17- نتایج تحلیل واریانس یک راهه در ارتباط با متغیر احساس تنهایی 67
جدول 4-18- نتایج آزمون تعقیبی برای مقایسه زوجی گروه‌ها در متغیر احساس تنهایی 67
جدول 4-19 نتایج تحلیل واریانس چندمتغیره در ارتباط با ابعاد احساس تنهایی 68
جدول 4-20 نتایج آزمون تعقیبی برای مقایسه زوجی در ابعاد احساس تنهایی 69
جدول شماره 4-21- نتایج تحلیل واریانس یک راهه در ارتباط با متغیر سلامت عمومی کل 70
جدول 4-22 نتایج آزمون تعقیبی برای مقایسه زوجی گروه‌ها در متغیر سلامت عمومی 71
جدول 4-23 نتایج تحلیل واریانس چندمتغیره در ارتباط با ابعاد سلامت عمومی 72
جدول 4-24- نتایج آزمون تعقیبی برای مقایسه زوجی در ابعاد سلامت عمومی در سه گروه 73
فصل اول:
بیان مسأله
1-1-مقدمه
فرآیند تربیت کودک عادی و سالم برای والدین هم لذت‌بخش و هم دارای مشکلات و نگرانی‌های فراوانی است. این مشکلات در مورد خانواده‌های کودکان دارای نیازهای ویژه به مراتب مشکل‌تر و فشارزاتر میباشد. پدران و مادران درباره کودکان خود که هنوز به دنیا نیامده‌اند، رویاها و تخیلاتی دارند. آنان ویژگی‌های کودک دلخواه خود را در حد بسیار مطلوب و مطابق میل خویش تصور می‌کنند. اما تمام این رویاها با به دنیا آمدن یک کودک معلول فرو می‌ریزد و یکی پس از دیگری محو می‌شود (سیف نراقی و نادری، 1384؛ صالحی، کوشکی و حق دوست، 1390).
در حقیقت وجود کودک ناتوان، سازش یافتگی و سلامت جسمی و روانی والدین به خصوص مادران را تهدید می‌کند و اغلب تأثیر منفی بر آنها دارد (سالویتا، ایتالینو و لینونن، 2003؛ علاقبند، آقایوسفی، کمالی، دهستانی، حقیرالسادات، نظری و شیخها، 1390).
در تأیید این موضوع تحقیقات نشان میدهند که نگهداری طولانی مدت از کودک دارای ناتوانی موجب می‌‌‌‌‌شود مادران دارای کودک ناتوان با مشکلات زیادی در وضعیت سلامت خود مواجه شوند (رضاپور ، عبدی، صافی و قاسمی، 1389).
به طور کلی وجود کودک با ناتوانی باعث ایجاد استرس روحی و روانی بر خانواده و به ویژه مادر شده و والدین کودکان مبتلا به ناتوانی‌های تحولی، استرس زیادی را متحمل می‌شوند. همچنین مادران کودکان دارای ناتوانی، استرس بیشتری را در مقایسه با پدران گزارش کرده‌اند. دلیل احتمالی این امر این است که مادران با مشکلات کودک بیشتر درگیر بوده و تحت فشارهای بیشتری قرار می‌گیرند (هاستینگ، 2003؛ موللی، رضای تجریشی و اسدملایری ، 1392).
این والدین در معرض خطر فزایندهای برای دچار شدن به مسائل و مشکلات روانشناختی به دلیل کمبود منابع حرفهای، مسئولیتهای دشوار والدگری، تنهایی و انزوای والدین و پیشرفت کند کودکشان هستند. برای مثال این مادران سازشپذیری خانوادگی، کفایت و حس توانایی والدینی و رضایت زناشویی کمتری دارند (ردریگو و مورگان، 1990؛ خرم آبادی، پوراعتماد، مظاهری، دهقانی و باقریان خسروشاهی ، 1390).
1-2-بیان مسئله‌
مادر بزرگترین معلم و مربی کودک است. مادری عموماً از پیچیدهترین تجربههای هر زن به شمار می‌رود و زمانی که این تجربه در مورد کودک با ناتوانی باشد به مراتب مشکلتر و همراه با احساسات ناخوشایند بسیار است. شرایط مادری برای کودکان با نیازهای ویژه هم از نظر فیزیکی و هم از نظر هیجانی بسیار خستهکننده و استرسزا میباشد (میکاییلی، رجبی و عباسی، 1391).
در گذشته تمرکز ادبیات پژوهشی در مورد رابطه والد-کودک بیشتر معطوف به اثراتی بود که والدین از نظر روانشناختی بر کودک خود دارند، اما به تازگی تأکید این پژوهشها به سمت و سویی است که اثراتی را که کودکان بر والدین خود میگذارند را بررسی میکنند (میکاییلی و همکاران، 1391).
نتایج پژوهشها حاکی از این است که اگر چه برخی از مادران به خوبی با مشکلات دست و پنجه نرم میکنند اما در کل مادران دارای کودک ناتوان، نسبت به سایر مادران، دارای اختلالات جسمی، افسردگی، اضطراب، استرس و فشارهای عصبی بیشتر و اعتماد به نفس کمتری هستند. همچنین احساس تنهایی میکنند و در ارتباطات خود با اطرافیان دچار مشکلاتی هستند (خمیس، 2007؛ موللی و همکاران، 1392).
وجود کودک با نیازهای ویژه اغلب ضایعات جبرانناپذیری را بر پیکر خانواده وارد میکند. میزان آسیب‌پذیری خانواده در مقابل این ضایعه گاه به حدی است که وضعیت سلامت روانی خانواده دچار آسیب شدیدی میشود (نریمانی، آقامحمدیان و رجبی، 1393).
این نوشته در علمی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.