دانلود پایان نامه با موضوع استراتژیهای مقابله و ناتوانی یادگیری

چو و ریچدل ( 2009) در مطالعهای با عنوان “کیفیت خواب رفاه روانی مادران دارای فرزندان با مشکلات یادگیری” به بررسی تأثیر خواب و مشکلات رفتاری کودکان با مشکلات رفتاری بر سلامت روانی و خواب مادران این کودکان پرداختند. نتایج این تحقیق نشان میدهد که به هر اندازه که مشکلات خواب و رفتار کودکان با ناتوانی یادگیری بیشتری باشد مادران آنها با خواب آشفته و استرس بیشتری روبه رو هستند.
در پژوهشی که توسط جانز و پاسی (2005) انجام شد استرس والدی را در 48 خانواده بریتانایی که دارای کودکان با ناتوانیهای تحولی و مشکلات رفتاری بودند را ارزیابی کرده و ویژگیهای کودکان، منابع، ادراک والدین و مهارتهای مقابلهای آنها را بررسی کردند. نتایج نشان داد که مهمترین پیش بینی کننده استرس والدین عبارت بود از مهارتهای مقابلهای خانواده  و منبع کنترل دورنی والدین. والدینی که عقیده داشتند زندگی آنها با وجود فرزند با نیازهای ویژه کنترل نمیشود و با تمرکز کردن روی اتحاد خانواده و همکاری خانواده با این مشکل مقابله کرده و نسبت به آینده خوش بین بودند، استرس کمتری داشتند. 
اولس، کلیفورد و مینس (2014) در پژوهشی در ارتباط با پیش بینیکننده های مقابله والدین دارای اختلالهای طیف اتیسم که بر روی 28 نفر والدین دارای فرزندان طیف اتیسم انجام گرفت، ضمن اشاره به وجود مشکلات روانی شایع در والدین فرزندان دارای طیف اتیسم، نشان میدهد که استفاده از استراتژیهای مقابله ناهنجار پیش بینی کننده معنیداری در سطوح مقابله اخیر والدین میباشد.
2-2-3-نتیجهگیری از پژوهشهای پیشین
از پژوهشهایی که در ارتباط با این پژوهش صورت گرفتهاند می توان نتیجه گرفت که تأثیر کودکان با نیازهای ویژه بر روی خانواده آنها و به خصوص مادران این کودکان بسیار زیاد است.
به عنوان مثال می توان به پژوهش علاقبند و همکاران (1390)، رحیمی و همکاران (1392)، خرم آبادی و همکاران (1389)، کیمیایی و همکاران (1388)، هاشمی نسب و همکاران (1386)، افروز و همکاران (1386) و همچنین امرسون (2003)، اشاره کرد که با انجام پژوهش های مختلف تأثیر داشتن فرزند با نیاز ویژه را بر روی مادران آنها بررسی کردهاند و به این نتیجه رسیدند که داشتن کودک با نیازهای ویژه موجب کاهش سلامت عمومی و بروز مشکلات زیادی در خانواده و به خصوص برای مادران آنها میشود.
همچنین میتوان به پژوهشهای انجام شده توسط امیری و همکاران (1389) و موللی و همکاران (1392) که نشان دادند داشتن فرزند با نیازهای ویژه موجب استرس والدگری و کاهش سلامت روان و افسردگی در مادران کودکان با نیازهای ویژه میشود، نیز اشاره کرد.
یکی از متداولترین احساساتی که خانوادههای کودکان با ناتوانیهای تحولی دارند، احساس تنهایی است. آنها احساس میکنند که با همسایگان خود فرق دارند و اغلب نمیدانند که چگونه به کودک خود کمک برسانند (حمزه گنجی، 1393). در زمینه احساس تنهایی مادران با نیازهای ویژه پژوهشهای کمی صورت گرفته است.
بنابراین پژوهش حاضر به دنبال مقایسه سلامت عمومی و احساس تنهایی در مادران دانشآموزان با ناتوانیهای رشدی در شهر شیراز میباشد.
فصل سوم:
روش تحقیق
3-1-طرح تحقیق
پژوهش حاضر، توصیفی از نوع علی- مقایسهای بود.
3-2-متغیرهای تحقیق
متغیر مستقل: سه گروه مادران دانشآموزان با اختلالهای طیف اتیسم، با کمتوانیذهنی و با ناتوانی یادگیری
متغیر وابسته: سلامت عمومی و احساس تنهایی
3-3-جامعه آماری
جامعه آماری این پژوهش شامل همه مادران دانشآموزان با ناتوانی‌های تحولی (مادران کودکان با اختلالهای طیف اتیسم، کم‌توانی‌ذهنی و با ناتوانی یادگیری) شهر شیراز بود.
3-4-نمونه و روش نمونه گیری
حجم نمونه در این پژوهش 135 مادر بود. روش نمونهگیری به روش نمونهگیری هدفمند بود. بدین صورت که به ناحیه یک آموزش و پرورش شهر شیراز (ناحیه معرف) مراجعه شد و همهی مادران کودکان با اختلالهای طیف اتیسم، با کمتوانیذهنی و با ناتوانی یادگیری به عنوان نمونهی پژوهش انتخاب شدند.
3-5-تعریف عملیاتی متغیرها
احساس تنهایی:
این نوشته در علمی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.