دانلود مقاله با موضوع انعطاف پذیری سازمانی و توانمندسازهای چابکی

نبود آموزش بموقع و مناسب افراد و کاربران درونی سیستم های اطلاعات سبب شده است تا کارکنان در استفاده بهینه از اطلاعات وتجزیه و تحلیل آن به شکلی صحیح باز بمانند و نتوانند از کل توان و ظرفیت سیستم برای پاسخگویی به تقاضای بازار بهره گیرند. بنابراین توسعه جامعه کاربران درونی می تواند به عنوان معیاری مهم برای کارآمدسازی سیستم های اطلاعاتی آن ها به شمار آید.
مشکلات و تاخیرهایی که از زمان سفارش دهی مواد خام تا لحظه دریافت پول دیده می شود به دلیل رکودها و تاخیرهایی است که بیشتر ناشی از جریان های بالادستی یا پایین دستی چرخه تولید هستند. بنابراین توجه به یکپارچه سازی و ایجاد هماهنگی میان این سه حلقه یعنی جریان های بالادستی ،جریان های پایین دستی و چرخه تولید و معیارهایی که این هدف را تامین می کند، می تواند در رفع تاخیرها و رکودهای ناگهانی که ممکن است درجریان تولید و عرضه کالا به مشتری نهایی بروز کنند، بسیار موثر واقع شود.
از دیگر مسائلی که به دلیل رعایت نکردن معیارهایی مانند توانایی سازگاری ،اصلاح و تغییر گریبانگیر این سازمان هاست، ناهم خوانی و ناسازگاری بین نرم افزارهای آن ها با یکدیگر و ضعف این سازمان ها در به هم مرتبط کردن نرم افزارها، بانک های اطلاعاتی وپایگاه های داده قدیمی با یکدیگر یا با نرم افزارهای جدیدتر است. بنابراین نپرداختن به معیارهایی که این پژوهش پیشنهاد می کند پیامدهای نامناسب بالا را به دنبال خواهد داشت.
1-2-بیان مسئله پژوهش
مسئله اصلی پژوهش این است که آیا می توان الگویی را برای تعیین معیارهای موثر بر کارآیی سیستم های اطلاعاتی طراحی کرد ؟ چگونه می توان این معیارها را ارزش گذاری و اهمیت سنجی کرد ؟ با توجه به مطالعاتی که در زمینه چابکی صورت گرفته اند تاکنون الگوی مناسبی برای تعیین معیارهای تاثیرگذار بر کارآیی سیستم های اطلاعاتی در نظام تولید چابک شناسایی نشده است. این پژوهش سعی دارد این معیارها را شناسایی کرده و سپس به ارزیابی و وزن دهی آن ها بپردازد تا براساس آن بتواند اقدام به رتبه بندی شرکت های تابعه در شرکت کشتیرانی. ا.ا مورد نظر نماید.
نادیده گرفتن معیارهایی که برمبنای نیازهای منحصربفرد کسب وکار مجموعه ای از راه حل های پیشنهادی و محلی را امکان پذیر سازد و درعین حال بتواند ارتباط های الکترونیکی آتی با مشتریان و تامین کنندگان راپیش بینی کند، سبب شده است بیشتر شرکت های تولیدی در دریافت سریع و پالایش دقیق اطلاعات محیطی ناتوان باشند.
ناتوانی در دریافت و پالایش اطلاعات محیطی خود به طور پی در پی پیامدهای دیگری را به دنبال دارد که ازجمله آن ها می توان به واکنش نامناسب یا کُند نسبت به تقاضای بازار، تشخیص ضعیف نیازهای مشتری و ارسال نکردن بموقع محصول اشاره داشت. درنتیجه احتمال از دست دادن بازارهای بالقوه تقویت می شود.
بنابراین سوال اساسی این است که با توجه به مطالعاتی که در زمینه چابکی صورت گرفته است آیا می توان الگوی مناسبی را برای تعیین معیارهای تاثیرگذار بر کارآیی سیستم های اطلاعاتی در نظام تولید چابک شناسایی کرد ؟
1-3- ضرورت انجام پژوهش
در محیط های به شدت رقابتی امروز که کارآیی در استفاده از منابع و سرعت و انعطاف پذیری حرف اول را می زند، به نظر می رسد تنها راه برای بقاءی شرکتها و سازمانهای تولیدی و خدماتی درون کشور چابکی است.
امروزه چابکی درسازمانهای تولیدی درون کشور به عنوان یک ضرورت مطرح میشود. از آنجاییکه یکی از مهم ترین توانمندسازهایی که در دستیابی به پدیده چابکی بسیار ضروری می باشند، سیستم های اطلاعاتی کارآمد است و با توجه به این که تاکنون در داخل کشور پژوهش خاصی که بر هر دوجنبه چابکی و سیستم های اطلاعاتی درکنار یکدیگر تمرکز کرده باشد یافت نشد؛ می توان بیان داشت که ترکیب این دو موضوع حداقل در داخل کشور موضوعی تازه است و می تواند برای رفع مشکلاتی که هم اکنون گریبانگیر شرکت های تولیدی است؛ بسیار موثر واقع شود. البته در خارج از کشور پژوهشگران متعددی به این دو موضوع پرداخته اند که در فصل ادبیات پژوهش به طور کامل به آن ها اشاره می شود.
به اعتقاد هوانگ و نوف[1] دو نفر از اندیشمندان چابکی منظور از توانمندسازهای چابکی، فرآیندها و ویژگی هایی است که تولیدکنندگان چابک را با توجه به عدم اطمینان محیطی قادر می سازد نسبت به:
1- تغییرسریع بازارها
2- فشارهای رقابت جهانی
3- کاهش زمان رسیدن به بازار
4- افزایش همکاری بین و داخل بنگاهها
5-روابطتعاملی زنجیره ارزش
6- افزایش ارزش اطلاعات محیطی
پاسخی مناسب از خود نشان دهند.
بنابراین می توان به سیستم های اطلاعاتی به عنوان توانمندسازها و تسهیل کننده هایی در نظام تولید چابک نگریست که امکان تحقق هدف تولید چابک را که دستیابی به انعطاف پذیری سازمانی، مزیت رقابتی وتوانایی سازگاری است، فراهم می کند.
شناسایی و تعیین معیارهای مرتبط با کارآیی سیستم های اطلاعاتی و وزن دهی آن ها کمک می کند تاثیرگذارترین متغیرهایی که در سازمان های مورد پیمایش می توانند امکان افزایش بازدهی و کارآیی سیستم های اطلاعاتی را فراهم سازند؛ شناسایی کرد. به این صورت می توان در راستای رفع نواقص و مشکلات به وجود آمده در این سازمان ها که در بخش مسئله پژوهش به طور کامل مورد اشاره قرار می گیرند، حرکت کرد. شناسایی، وزن دهی و ارزش گذاری این معیارها می تواند در تشخیص، اولویت بندی و کمک به حل مشکلاتی مانند تاخیر در دریافت و پالایش اطلاعات محیطی، واکنش پذیری نامناسب نسبت به تقاضای بازار،تشخیص کُند نیازهای رو به تغییر مشتریان؛ به هدر رفتن منابع بسیار مهم و استفاده غیربهینه از آن ها ،نبود آموزش و مهارت کافی نیروی انسانی و کاربران سیستم ها، رکودها و وقفه های به وجود آمده در فرآیندهای بالادستی و پایین دستی و ناهماهنگی و ناهم خوانی بین نرم افزارهای قدیمی با نرم افزارهای جدید، بسیارموثر واقع شود.
با تعیین معیارهای مربوط و حل مسائل موجود می توان برای دستیابی به یک سیستم اطلاعاتی کارآمد که می تواند نیازهای تولید را بموقع شناسایی کند، در راستای رفع نیازهای رو به تغییر بازار به سازمان انعطاف پذیری خاصی بخشد و سبب کاهش قابل توجه هزینه تعامل ها از طریق بهبود سرعت و دقت در سفارشها شود؛ گام برداشت.
از جمله پیامدهای ناشی از به کارگیری یک سیستم اطلاعاتی کارآمد وموثر در سازمان ها تسهیل واکنش سریع بین شرکای مؤسسه و تأمین کنندگان و مشتریان و یکپارچگی درون سازمان می باشد. یکپارچه سازی مؤسسه یا سازمان در قالب نظمی بیان می شود که افراد، فرآیندها، سیستم ها و فناوری ها را به هم دیگر وصل کرده و در هم تلفیق می کند تا اطمینان حاصل شود که شرکت های تولیدی می توانند به عنوان یک کل هماهنگ با خود و سایر سازمان ها برخورد کنند.
یک سیستم های اطلاعاتی کارآمد که معیارهای آن دراین پژوهش شناسایی و تعیین می شود یک زیرساز محاسبه ای و عددی است که کلیه ی کارکردها و واحد های موجود در درون یک شرکت را یکپارچه سازی می کند و می تواند کیفیت برتر ،کاهش هزینه ها و توان پاسخگویی فزاینده را تضمین کند.
این نوشته در علمی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.