دانلود تحقیق در مورد نهادهای انقلابی و جامعه اسلامی

دیه در معنای خاص مقابل ارش بوده و به معنای میزان مالی است که از طرف شارع برای جنایت تعیین شده است اما ارش در مصطلح فقها امامیه مقدار مالی است که به علت جنایت مادون نفس باید پرداخت شود ولی مقدار آن، در شرع تعیین نشده است. دیه به معنای عام آن شامل ارش هم می‌باشد.
در کنار واژه ارش، واژه حکومت است که به معنای تعیین کردن مقدار مالی است که به سبب جنایت نفس می‌بایست از طرف جانی یا عاقله او پرداخت شود (حاجی ده آبادی، 44،1387).
ب- دیه و جریمه مالی
گرچه دیه و جریمه مالی هر دو در مورد اموال هستند اما تفاوت‌هایی میان این دو هست اولاً: شرع مقدار دیه را در اکثر موارد تعیین کرده است بر خلاف جریمه مالی که تعیین آن را دولت صورت می‌دهد.
ثانیاً: دریافت‌کننده دیه مجنی علیه یا ولی دم اوست اما گیرنده جریمه مالی دولت است.
ثالثاً: دیه به سبب جنایت بر نفس یا مادون نفس لازم می‌گردد یعنی اعمالی که علیه تمامیت جسمانی افراد صورت می‌گیرد از قبیل قتل، قطع عضو و جرم آن سلب منفعت و… اما جریمه مالی به سبب وقوع جرم اعم از جنایت و غیر جنایت لازم می‌گردد.
رابعاً: دیه به سبب جنایت اعم از عمدی و غیر عمدی است اما جریمه مالی در اکثر موارد به علت جرایم عمدی است.
خامساً: مقدار دیه همیشه معین و مقطوع است بر خلاف جریمه مالی که دولت نمی‎‎تواند حداقل و حداکثری را برای آن، تعیین کند و تعیین مقداری را که محکوم علیه می‎بایست بپردازد به عهده قاضی بگذارد.
سادساً: جریمه مالی با فوت محکوم علیه از بین می‌رود و به اموال او تعلق نمی‏گیرد بر خلاف دیه که با فوت محکومٌ علیه از بین نرفته و جزء ‌دیون متوفّی محسوب می‌گردد (حاجی ده آبادی،45،1387).
ج- دیه و کفارات مالی
کفاره را طاعت ویژه‌ای که غالباً کیفر اخروی را ساقط می‌کند یا تخفیف می‌دهد تعریف کرده‌اند.
کفاره در یک نگاه به دو گروه کلی تقسیم می‌شود؛ کفاره بدنی مانند روزه و کفاره مالی مانند اطعام مسکین.
تفاوت‌هایی بین دیه و کفاره وجود دارد از جمله: کفاره جنبه عبادی دارد ولی دیه این‌طور نیست، کفاره ساتر گناه و مسقط و یا مخفف عقوبت اخروی است، مصرف کفاره نیازمندان و مساکین‌اند و دیه نیاز گیرنده شرط نیست، کفاره برای افعال حرام است اما در دیه حرام بودن عملی که باعث شده شرط نمی‌باشد (حاجی ده آبادی،46،1387).
گفتار سوم – مفهوم بیت‌المال
«واژه بیت‌المال مرکب اضافی است، بیت به معنای خانه و مال به معنی دارائی است، یعنی خانه‌ای که در آن مال و دارائی عمومی جمع است، بنابراین بیت‌المال نهادی است که برای نگهداری اموال عمومی از همان آغاز تاریخ حکومت اسلام پدید آمده است تا اموال موجود در آن به تدریج به مصارف مختلف برسد، این نهاد را بیت‌المال یا بیت‌المال مسلمین نامیده شده است که در روزگاران متأخر نام» خزانه داری کل برای آن به کار بوده‌اند. بر این خزانه از همان ابتدا واژه بیت‌المال اطلاق شده و این نام‌گذاری عمومی در همه مآخذ دیده می‌شود، همان گونه که آن را بیت‌المال مسلمین نیز نامیده‌اند که این خود نمایانگر جنبه دینی آن اموال است اما نام خزانه‌داری کل تنها در دوران‌های متأخر به وجود آمده است (احمدی،161،1381).
در زمان پیامبر اسلام (ص) و تا موقعی که آن حضرت چشم از جهان فر وبست، بیت‌المال تشکیلاتی نداشت و اگر مالی به دست مسلمانان می‌آمد که جنبه‌ی عمومی داشت فوراً برای انجام کارهای لازم خرج می‌شد و به مصرفی که باید برسد می‌رسید لذا تا زمان عمر،‌ مخزن و محلی برای نگهداری بیت‌المال ایجاد نشده بود.
با لحاظ اندک بودن نیاز جامعه موضوع افزایش واردات بر هزینه وجود نداشت و نیاز به نگهداری مال در بیت‌المال نبود. اما در زمان عمر، پس از فتح شام و ایران و مصر مداخل بر مخارج فزونی یافت و به واسطه توسعه قلمرو اسلام اقلام خراج هم زیاد شد و برای حفظ آن‌ها در صدد وسیله‌ای برآمدند تا آن اموال را نگهداری و به تدریج آن‌ها را در راه مصالح جامعه اسلامی صرف کنند، از این رو «بیت‌المال» را تأسیس کردند.
«نوشته‌اند ابوهریره، مالی را از بحرین به نزد خلیفه برد، ‌عمر پرسید چه آورده‌ای؟»
گفت: پانصد هزار درهم؛ به نظر عمر این مبلغ زیاد آمد، ابوهریره را مخاطب ساخت و گفت: می‌فهمی چه می‌گویی؟
ابوهریره گفت: بله پنج بار صد هزار تا. در این موقع عمر بالای منبر رفت و گفت: ای مردم مال زیادی برای ما آمده است، اگر خواستید تقسیم کنید با پیمانه یا آن را با عدد بشمارید می‌توانید.
مردی برخاست و گفت: ای خلیفه! عجم‌ها را دیده‌ام که در دیوانی این اموال را ثبت و ضبط نمایند؛ شما هم برای ما دیوانی تشکیل بده، آنگاه عمر فردی را مأمور نوشتن دیوان نمود و برای مأموران دولت مقرری تعیین کرد (احمدی،162،1381).
ظاهرالامر فقهای عظام تعریفی از معنای بیت‌المال بیان نکرده‌اند، و همچنین در قانون ماده‌ای وجود ندارد که به تبیین این موضوع پرداخته باشد. از این امر به نظر می‌رسد که معنای لغوی آن برای فقها و قانون پذیرفته شده است (زندی،5،1390).
در کتاب المنجد این‌طور تعریف شده است: البیت جمع آن بیوت و ابیات است و جمع جمع آن بیوتاب و ابابیت است، به معنای خانه و منزل و بیت‌المال به معنای خزانه اموال است. در لغت نامه دهخدا آمده است که: «بیت‌المال به معنای خانه‌ای است که مال غنیمت و مال متوفی را بعد از ضبط در آن نگه می‌دارند، از اقرب الموارد است به معنای خزانه‌ی الاسلام در لطائف آمده است که مالی است که همه مسلمانان را در آن حق باشد و در ناظم‌الاطباء آمده است که در عهد خلفا عبارت بود از خزانه دولت اسلام» (زندی،6،1390).
«علماء اسلام حقوقی را که تعلق به بیت‌المال دارد و نیز حقوقی را که ادای آن‌ها بر» بیت‌المال لازم است تعریف کرده‌اند، هر مالی که مسلمانان استحقاق دریافت آن را داشته باشند و مالک آن معین نشده باشد تعلق به بیت‌المال دارد و هر مالی که واجب است در راه مصالح مسلمانان صرف شود حقی است که ادای آن بر بیت‌المال لازم می‌باشد و اموالی که مسلمانان استحقاق آن را دارند و بیت‌المال نام دارد از میان مسلمانان مالک آن معین نیست (چون مالکیت در اینجا بر نحو اشاعه است) و در راه مصالح مسلمین صرف می‌شود و اختیار آن به دست رهبر مسلمین است و با قبض در ملک جنس، و جهت داخل شده و منصوب به بیت‌المال می‌گردد و مکان در آن تأثیری ندارد، چنانکه مالیات همین‌که وصول شد مال دولت محسوب می‌شود هرچند هنوز به خزانه‌داری کل نرفته باشد و هر حقی که واجب است در مصالح مسلمانان صرف شود، حق بر بیت‌المال است و از جمله واقع شدن بیت‌المال به عنوان عاقله در پرداخت دیه جرایم دیه خطایی است (احمدی،161،1381).
منظور از بیت‌المال در جامعه امروزی بودجه ای است که در اختیار دولت و نهادهای انقلابی است و در این پژوهش به بودجه ای که در اختیار وزارت دادگستری می‌باشد، نامیده می‌شود.
این نوشته در علمی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.