دانلود تحقیق در مورد دیدگاه فقهای اهل سنت و مذاهب اسلامی

د- ظاهر آیه بیانگر آن است که به کشتن مسلمانی که در میان کفار زندگی می‌کند و وارث مسلمان ندارد، دیه تعلق نمی‌گیرد اما برخی از فقها برای چنین شخصی نیز دیه را برقرار می‌دانند و دلیلشان عموماً احادیثی است که در این مورد وجود دارد مانند روایتی از پیامبر (ص) که می‌فرماید «لایبطل دم امریءمسلم».
هـ- علت اینکه خداوند در پایان آیه به دو صفت علم و حکمت خود اشاره کرده آن است که در این آیه حکمی وجود دارد که ممکن است به نظر عجیب بیاید و آن اینکه قتل خطایی دیه دارد، در حالی که شخص خطاکار گناهی را مرتکب شده است. خداوند اشاره می‌کند که فهم شما از درک علت آن عاجز است و جز خدا کسی حکمت آن را نمی‌داند.
و- صدر آیه می‌فرماید: «هیچ مؤمنی نمی‌تواند انسان مؤمن دیگری را بکشد، مگر اینکه از روی خطا باشد». ممکن است چنین تصور شود که پس قتل خطایی را خداوند تجویز فرموده است و انسان‌ها می‌توانند به شکار خطایی یکدیگر بروند اما بطلان چنین استنباطی کاملاً روشن است چون اولاًٌ خداوند مجازات چنین قتلی را نفی کرده است؛ ثانیاًٌ قتل خطایی از روی اراده انجام نمی‌شود تا مردم در ارتکاب آن آزاد باشند و معمولاً آزاد گذاشتن یا نفی کردن دیگران برای ارتکاب یک عمل، هنگامی است که اراده و اختیار برای آن‌ها باشد. در این جا مفسران گفته‌اند که «الا خطاء» استثناء منقطع است و معنای آیه چنین می‌شود که قتل مؤمن چه از روی خطا چه از روی عمد جایز نیست، اما اگر از روی خطا صورت گرفت، خداوند عذر مرتکب را می‌پذیرد.
ز- این آیه صراحت دارد که اولیای مقتول می‌توانند از گرفتن دیه گذشت کنند و حتی بر این امر تأکید شده است، زیرا گذشتن از دیه صدقه دانسته شده و صدقه امری نیکو در شریعت است.
ح- در این آیه برای قتل کافر ذمی نیز دیه بر قرار شده است و کافر ذمی کسی است که با دولت اسلامی قرارداد همزیستی مسالمت‌آمیز دارد و دیه‌ی کافر ذمی مانند دیه‌ی مسلمان به صورت نکره به کار رفته است.
ط- قتل حتی اگر از روی خطا باشد مستلزم پرداخت کفاره است، اما چون کفاره یک حکم شرعی محض است بنابراین در متون قانونی اشاره‌ای به آن‌ها وجود ندارد بلکه یک حکم شرعی محض است بنابراین در متون قانونی اشاره‌ای به آن‌ها وجود ندارد، بلکه یک حکم شرعی است که تخلف از آن فقط عقاب اخروی دارد و مجازات بر آن مرتکب نیست.
تعریف دیه از دیدگاه فقها
فقهای سنی و شیعی با استفاده از روایات، احادیث و عقاید مذاهب خود تعاریف مختلفی از دیه ارائه داده‌اند که در ادامه به تشریح آن می‌پردازیم:
الف- دیدگاه فقهای اهل سنت
فقهای حنفی
فقهای این مذهب با تعریف از دیه به عنوان بدل نفس و قیاس آن با بدل سایر متعلقات، دیدگاه خود را به ماهیت دیات به طور صریح مشخص کرده و پذیرفته‌اند که دیه در اصل به منظور جبران خسارت اولیای دم و یا مجنی علیه تشریح شده است. در واقع می‌توان گفت در موارد متعددی از دیه به عنوان موضوعی ‌که ماهیتی جبران و غیر جزایی دارد یاد کرده و بر این نکته نیز تصریح نموده‌اند که دیه در مقابل تلف حاصل شده از جنایت و به عبارت دیگر «اثر جنایت» وضع شده است نه در مقابل «ارتکاب جنایت» و به عنوان مجازات آن، چون فعلی که منجر به خسارت و تلف شده است اگر به وصف خطا متصف بوده است نباید موجب باز خواست فاعل آن شود به این جهت که خطا شرعاً عذر به حساب می‌آید و موجب سقوط تکلیف می‌شود اما این امر مانع از الزام فاعل و موجب تلف به جبران خسارت نمی‌گردد (عارفی مسکونی، 23،1382).
فقهای شافعی
فقهای این مذهب نیز غالباً از یک تعریف پیروی کرده‌اند و دیه را مالی دانسته‌اند که به سبب جنایت بر نفس یا بر اعضا واجب می‌شود و همان تعریفی است که اکثر فقهای شیعی از دیه ارائه نموده‌اند (عارفی مسکونی، 23،1382).
فقهای حنبلی
فقهای این مذهب نیز دیه را طریق جبران آنچه به سبب جنایت تلف شده دانسته‌اند و در اثبات سایر احکام دیات نیز این موضوع را لحاظ کرده و بر اساس آن به استدلال و اظهار نظر پرداخته‌اند و دیه را به ازای تلف حاصل از جنایت، یعنی اثر جنایت دانسته و تشریع آن را طریقی برای جبران خسارت وارد شده برمجنی علیه و اولیای او می‌دانند و تعاریفی که از دیه می‌کنند چندان تفاوتی با تعریف غالب فقهای شیعی و شافعی ندارد (عارفی مسکونی، 25،1382).
فقهای مالکی
فقهای مالکی چون فقهای سایر مذاهب اسلامی دیه را تعریف نکرده‌اند و فقط بر آن نام (عقل) نهاده‌اند، بدون آنکه هیچ تعریف معینی از آن به دست دهند اینکه آنچه در جنایت بر نفس و به عوض آن داده می‌شود، عقل نامیده شده به جهت آن است که معمولاً شترانی را به عنوان دیه شبانه به پیشگاه خانه اولیای مقتول می‌بردند و در بامداد آن شب اولیای مقتول شتران را بسته شده در آنجا می‌یافتند و بدین خاطر دیه به نام عقل مرسوم شده است (عارفی مسکونی، 25،1382).
چنانچه به کسی که دیه را می‌پردازد (عاقل) گویند و عاقله نیز از همین معنی گرفته شده است.
به طور کلی در کتب فقهی مالکی مباحث مربوط به دیات در کتابی تحت عنوان «کتاب العقول» طرح شده است.
بدین ترتیب می‌توان گفت فقهای مالکی با بینشی مشابه به بافت‌های سایر مذاهب اسلامی موضوع دیه را مطرح نموده و با قبول آن به عنوان جبران کننده‌ی (اثر جنایت) مجازات بودن آن را نفی کرده‌اند.
ب- دیدگاه فقهای شیعی
اکثر قریب به اتفاق فقهای شیعه، تعریفی خاص از دیه ارائه نداده‌اند، بلکه بحث خود را پیرامون مسائل دیه مانند نوع، میزان، نحوه‌ی پرداخت دیه و… آغاز کرده‌اند. تعاریف مزبور نیز همچون تعاریف ارائه شده از سوی فقهای اهل سنت، دیه را مال دانسته و بر خسارت بودن آن تأکید دارند.
«عده‌ای از فقهای شیعه همچون احمد ادریس عوض دیه را چنین تعریف کرده‌اند: دیه نام مالی است که به سبب جنایت بر نفس یا عضو واجب می‌شود» (عارفی مسکونی، 22،1382).
مرحوم صاحب جواهر، دیه را چنین تعریف کرده‌اند: منظور از دیه، مالی است که به خاطر جنایت بر نفس یا اعضای انسان حد واجب می‌شود چه میزان مشخصی برای آن باشد و چه نباشد هر چند دیه معین را اصطلاحاً دیه و دیه نامعین را ارش و حکومت می‌نامند (عارفی مسکونی، 22،1382).
امام خمینی (ره) نیز تعریفی مشابه تعریف مرحوم صاحب جواهرالکلام برای دیه ارائه داده است: دیه مالی است که به خاطر جنایت بر نفس یا کمتر از آن واجب می‌شود، چه میزان آن معین باشد، چه معین نباشد و چه بسا که دیه‌ی غیر معین را ارش و حکومت نامیده و دیه نامعین را دیه نام‌گذاری کرده‌اند (عارفی مسکونی، 23،1382).
این نوشته در علمی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.