دانلود تحقیق با موضوع شرایط آب و هوایی و جمهوری آذربایجان

آخرین زمین لرزه تاریخی رویداده در استان گیلان در سال 1713ثبت شده است.
طول و عرض جغرافیایی رو مرکز آن ، به ترتیب، 60/49 و 30/37 می باشد. منبع ثبت کننده آن AMB می باشد.
 قدیمی ترین زمین لرزه دستگاهی رویداده در استان گیلان در تاریخ 5/7/1903 ثبت شده است. طول و عرض جغرافیایی رو مرکز آن، به ترتیب 48/37 و96/48 می باشد. بزرگای آن در مقیاس امواج سطحی 9/5 می باشد و منبع ثبت کننده آن PAS است. آخرین زمین لرزه دستگاهی رویداده در استان گیلان در تاریخ 26/5/2005 در ساعت 8 :59 :1 ثبت شده است. طول و عرض جغرافیایی رو مرکز آن، به ترتیب 4/38 و64/48 می باشد.
بزرگای آن در مقیاس امواج درونی 4.2 می باشد و منبع ثبت کننده آن THR است. بزرگترین زمین لرزه دستگاهی رویداده در استان گیلان در تاریخ 20/6/1990 در ساعت21:00:10 ثبت شده است.
 طول و عرض جغرافیایی رو مرکز آن، به ترتیب 989/36 و346/49 می باشد. بزرگای آن در مقیاس امواج سطحی 4/7، امواج درونی 2/6 می باشد و منبع ثبت کننده آن ISC است.
 با اتکاء به نتایج از امواج زلزله، فدینسکی درسال 1972 شمائی از ساختمان حفره جنوبی دریای خزر ارائه داده است که محققین بعدی نیز در مطالعه این قلمرو به آن استناد جسته اند بر اساس نظریات این محقق توده سختی در کف این گودال وجود دارد که ضخامت آن حدود 20 کیلومتر می باشد و آن را پوسته اقیانوسی تصور نموده است سطح این توده در عمق20 کیلومتری کف دریای خزر قرار دارد. یعنی به عبارت دیگر بر روی این پوسته سخت اقیانوسی، رسوبهای فراوانی با ضخامت20 کیلومتر تهنشین شدهاند گسستگی موهوروویچ از عمق40 کیلومتری کف گودال یعنی بلافاصله بعد از پوسته اقیانوسی آغاز می شود. ضخامت آن در زیر گودال 40 کیلومتر و در زیر نواحی کوهستانی تا عمق 150 کیلومتر یعنی تا مجاورت استنوسفر پائین می رود. کف خزر را نمی توان با اتکاء به شواهد شناخته شده چینه شناسی تعیین نمود. ناچار در این زمینه تناقضات و مشکلاتی وجود دارد و نظریات مختلفی ارائه شدهاند. در مجموع می توان گفت که چاله جنوبی خزر گودالی ساختمانی است که در داخل سیستم چین خوردگیهای آلپی تشکیل شده است. مغرب و جنوب این حفره را به ترتیب کوههای تالش و البرز محدود می کنند و مرز شمالی آن را یک برجستگی زیر دریائی در امتداد شمال غربی- جنوب شرقی تشکیل شده است که مرتفعترین قسمتهای آن در عمق 200 متری از سطح دریای خزر قرار دارد در واقع این برجستگی زیرآبی، بخش میانی کوهستانهائی است که در قفقاز در جمهوری آذربایجان تا کپه داغ در خراسان شمالی کشیده شده است.
گسلهای منطقه‏ی مورد مطالعه از نظر اهمیت به دو گروه تقسیم می شوند. گسلهای اصلی و گسل های فرعی که بعضی پتانسیل لرزه‏خیزی دارند. مهمترین گسل های اصلی منطقه، دو گسل بزرگ خزر و لاهیجان (سفیدرود) هستند. این دو گسل، دارای دو روند به طور کامل متفاوت اند. گسل خزر ، هم روند با ساختار اصلی رشته کوه البرز و گسل لاهیجان، با راستایی شمال خاوری – جنوب باختری و دارای روندی به نسبت عمود بر راستای گسل خزر است. حرکتهای جوان این دو گسل نشان می دهد که گسل لاهیجان در کواترنر فعال‏تر از گسل خزر بوده است. از آن رو که آن را جابه جا کرده است. ذکر این نکته قابل توجه است که دو گسل یاد شده در محدوده‏ی مورد مطالعه، آشکارا قابل مشاهده نیستند و اطلاعات مربوطه باتوجه به بسیاری از شواهد ، از قبیل نقشه های مجاور، عکسهای ماهوارهای و… ذکر شده است.
گسل لاهیجان یک گسل راستالغز چپ بر است که به تقریب، عمود بر راستای اصلی ساختارهای البرز بوده و آنها را بریده و جابجا می کند. شاید کج شدگی محور چین های جای گرفته در سمت باختر سفیدرود به دلیل حرکت توأمان گسل لاهیجان باشد، این مورد نیاز به مطالعات و برداشت‏های متمرکزتری دارد . جابجایی راستالغز گسل لاهیجان در بخش های شمالی آن حداقل 3 کیلومتر است. باور بر این است که تغییر جای مخروطافکنه سپیدرود در حاشیه دریای خزر مربوط به فعالیتها و جابهجایی گسل لاهیجان است. گسل خزر از نظر اهمیت، بزرگترین گسل ناحیه است که در سرتاسر حاشیه شمال البرز قابل برداشت و مطالعه است. گسل خزر با روند خاوری – باختری، یک گسل معکوس بزرگ زاویه با مؤلفه راستالغز است. به علت پوشیده بودن منطقه، میزان جابه جایی راستالغزی این گسل قابل برداشت نیست. در منطقه مورد مطالعه، سرتاسر گسل خزر در دشت خزری جای می گیرد، و آثار آن به دلیل زیرو رو شدن زمین های کشاورزی، غیرقابل دیدن است.
به جز دو گسل بزرگ نامبرده، گسل های دیگری نیز در سطح منطقه وجود دارند که از اهمیت کمتری برخوردارند. به دلیل پوشیدگی شدید منطقه از جنگل و خاک سطحی، تعیین حرکت این گسلها دشوار است، مگر پارهای از آنها که به واسطه جابهجایی واحدهایسنگی و جایگیری این واحدها در کنار واحدهای دیگر می توانند مورد ارزیابی قرار گیرند. گسلهای رده دوم دارای سه روندند. خاوری- باختری که به طور معمول گسل های با درازای بیشتر اند. گسل های با روند شمال خاور – جنوب باختر دارای در ازای کمتری نسبت به گسل های خاوری -باختری اند، و به نظر می رسد این گسلها راستالغز باشند، به ویژه گسلهایی که دارای روند نزدیک به شمال-جنوب بوده و به نسبت، موازی گسل لاهیجان هستند. (سومین طرح جامع شهر رشت، جلد سوم، ص 57 )
حال مطابق با نقشه پهنهبندی خطر زلزله و گسلهای محدوده مورد مطالعه روستای پیلدره در محدوده با خطر نسبتاً بالای زلزله خیزی واقع گردیده است.
شکل 4-15-نقشه پهنه زلزله و گسلهای محدوده مورد مطالعه
4-2-3- منابع خاک
خاک یک پدیده ی طبیعی است که عموماً در همه جا و در هر نوع شرایط آب و هوایی می تواند وجود داشته باشد. و یا اینکه پوشش نسبتاً نازک و در بین قشر ضخیم سنگی زمین و کیلومترها اتمسفر بلند است، باز شرط اولیه حاصلخیزی کلیه مناطق و در نتیجه یکی از شرایط مهم پیدایش حیات و تمدن مادی بر روی کرده زمین است و بررسی دقیق این پدیده طبیعی که در زندگی هر موجود زنده نقش بسیار مهمی را ایفا می کند (کردوانی، 1378؛ 3)
برای حفظ منابع خاک جهت استفاده های آیندگان باید بین استعداد ذاتی خاک و بهره برداری از آن رابطه ی منطقه و مناسب برقرار نموده و براساس استعداد وقابلیت اراضی از آن بهره برداری نمود.
هدف از مطالعه خاک شناسی و ارزیابی منابع اراضی استفادهی مطلوب و بهینه از آنها می باشد. اگر اراضی براساس قابلیت و استعداد خاص خود طبقهبندی و تفکیک گردند، بهرهبرداری غیرمعقول از زمین و مشکلات مربوط به این گونه استفاده های نابجا از بین می رود، از طرفی خاک از عوامل بسیار مهمی است که در بروز فرسایش های مختلف نقش اساسی دارد.
خاکها نسبت به بافت، ساختمان و سایر خصوصیات فیزیکی و شیمیایی خود حساسیتهای مختلفی نسبت به فرسایش نشان می دهند. مسلم است هر چه خاک از نظر حاصلخیزی غنیتر باشد و خصوصیات شیمیایی و فیزیکی آن مطلوبتر باشد، رستنی های آن بیشتر شده و در نتیجه تثبیت خاک بهتر صورت می گیرد، و در نتیجه نه تنها فرسایش در این نوع خاکها کمتر صورت می گیرد بلکه خصوصیات مطلوبتر آنها نفوذپذیری را نسبت به نزولات جوی زیاد تر کرده و افزایش نفوذپذیری باعث کاهش هرز آبها می شود و همین مسأله در جلوگیری از سیلاب ها و حرکات تودهای نقش مؤثر ایفا می کند.
4-2-3-1 طبقه بندی خاک منطقه
ـ خاک های دشت ها و دره ها
این نوع خاک ها که عمدتاً در حوزه جلگه ای تشکیل شده اند یا منشاء دریایی دارند و یا حال عملکرد رودخانه های بزرگ و کوچک به شمار می روند. منشا عمده این خاک ها رسوبات دریایی است که پس از عقبنشینی دریای خزر در دوران چهارم زمینشناسی برجای مانده است؛ هنگامی که در دوران چهارم دریایی خزر تحت تأثیر فرایندهای تکنونیکی و نوسانات اقلیمی عقبنشینی می کرد، زمینهای ساحلی آن از زیرآب بیرون آمدند و بر روی زمینها لایههای نسبتاً ضخیمی از رسوبات نرم دریایی انباشته شد که امروزه جنس قسمت قابل توجهی از خاکهای منطقه را از وجود خود متأثر کرده است و شرایط آبو هوایی منطقه و وجود بارش نسبتاً زیاد همراه با شیب تند در نواحی کوهستانی و کوهپایه ای به حرکت آبهای روان در سطح زمین قدرت تخریبی فزایندهای بخشیده که طی آن رسوبات و بافتهای نرم موجود در نواحی کوهستانی و کوهپایه ای تحت تأثیر عملکرد فرسایش آب از طریق رودخانه ها به جلگه حمل و بر جای گذاشته شده اند.
ـ خاک های کوهپایه ای
در اراضی کوهپایه ای پست و بلند و کم و بیش شیب دار تشکیل شدهاند، فراوانی گیاه و شدت اثر شیمیایی آبوهوایی بر روی سنگ های آهکی، کنگلومراها و ماسه سنگهای متعلق به دورههای ژوراسیک، کرتاسه و دوران سوم موجب تشکیل خاک هایی گردیده اند که به خاکهای قهوه ای جنگلی و قرمز و زرد پودزولیک معروف هستند.
خاک های قرمز و زرد پودزولیک از جمله خاکهای اسیدی هستند که در مناطق با رطوبت زیاد تشکیل می گردند. این خاک ها معمولاً روی شیب های متوسط تا زیاد و تپه ماهورهای ساحلی خزر واقع شده اند. و دارای زهکشی متوسط تا خوبی هستند که معمولاً پوشیده از جنگل هایی از گونه ممرز، نارون، و راش هستند. بهترین نحوه استفاده از این اراضی درصورتیکه دارای شیب متوسط تا زیاد باشند ایجاد جنگل مصنوعی و در بعضی موارد کشت چای در دامنه های نسبتاً کم شیب نیز مناسب است.
از دیگر خاک های این گروه خاک قهوهای جنگلی است . این خاکها معمولاً بر روی شیبهای تند همراه با پستی و بلندی یافت می شوند. زهکشی خارجی این خاکها متوسط تا خوب و زهکشی داخلی انها متوسط تا ضعیف است. گیاهان بومی این نواحی بصورت جنگل های برگریز است که عمدتاً از راش، ممرز و بلوط تشکیل شده اند.
ـ خاکهای تپه ماهوری و کوهستانی
این نوشته در علمی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.