تفاوت زمان دستوری و زمان تقویمی در زبان فارسی- قسمت 11

زمان دستوری 

زمان تقویمی بر می گردد 

استمراری 

اخباری 

حال 

آیندهجدول 12 – ساخت دستوری مضارع برای آینده‌ی تقویمی
همین طور که در این جملات دیده می‌شود در همگی آن‌ ها از ساخت مضارع برای اشاره به آینده‌ی تقویمی استفاده شده است. مثلا در نمونه‌ی اول وقتی گوینده «می رویم» را به همراه قید زمان «پس فردا» می‌آورد باعث می‌شود مخاطب متوجه شود که فعل به زمان آینده اشاره دارد و یا وقتی در نمونه پنجم از قید «در سال 1404» استفاده می شود، برای مخاطب معلوم می‌گردد که رویداد مد نظر مربوط به زمانی در آینده است و ایران در آینده قرار است چنین کشوری باشد.
در این جملات کاربرد خاص ساخت مضارع برای آینده را می‌توان عامل ایجاد عدم انطباق زمان دستوری و تقویمی دانست زیرا اشاره به آینده یکی از کاربردهای معمول ساخت مضارع در زبان فارسی است. همچنین عامل تعیین کننده در تشخیص عدم انطباق برای مخاطب می‌تواند هم بافت زبانی باشد و هم بافت محیطی زیرا گوینده ممکن است از عبارت‌ها و قیود زمانی در ارتباط با آینده استفاده کند که نشان دهد وی در مورد آینده سخن می‌گوید و نیز ممکن است شرایط محیطی به گونه‌ای اقتضا کند که مخاطب متوجه شود سخن گوینده مربوط به آینده است.
فصل چهارم
4- نتیجه‌گیری
1- 4- مقدمه
در این فصل قصد داریم خلاصه‌ای از آن چه تاکنون در این تحقیق گفته شد را ارائه کنیم لذا همه‌ی فصول و مطالبی که تاکنون از نظر گذشت به طور خلاصه مرور می‌شود. همچنین در این فصل قصد داریم خلاصه‌ای از چگونگی تجزیه و تحلیل داده‌ها و موارد یافت شده‌ی عدم انطباق زمان دستوری و تقویمی در زبان فارسی را ارائه کنیم.
علاوه بر این، قصد داریم در بخش «بحث و نتیجه گیری» به نتیجه گیری از یافته‌های خود بپردازیم و سوالاتی را که در فصل اول مطرح شدند تشریح کرده و پس از نقد و بررسی سعی کرده‌ایم پاسخ درخوری به آن‌ ها بدهیم. علاوه براین در بخش «محدودیت‌های تحقیق» مهمترین محدودیت‌ها و موانع پیش روی این تحقیق را بیان کرده‌ایم. البته باید توجه داشت که محدودیت‌ها و موانع بخش جدایی ناپذیر هر تحقیقی هستند.
پس از ارائه ی خلاصه ای از کل تحقیق، بررسی نتایج، پاسخ گویی به سوالات فصل یک و بیان محدودیت‌ها در پایان پایان نامه بر اساس یافته‌ها و تجارب کسب شده در این پایان‌نامه پیشنهادهایی در ارتباط با موضوع صورت و معنا به دستورنویسان ارائه شده است.
2- 4- خلاصه‌ی تحقیق
در این تحقیق به دنبال آن بودیم که موضوع عدم انطباق صورت و معنا را که از دیرباز برای دستورهای سنتی مشکل ساز بوده است در حوزه‌ی زمان دستوری فعل مورد بررسی قرار دهیم. نکته‌ای که در آغاز به آن اشاره شد این بود که درصورت ارائه شدن تعریفی میکانیکی از رابطه‌ی صورت و معنا، تعاریف ما از ساخت‌های زبانی ناقص و مبهم خواهد بود که این امر می‌تواند به سردرگمی مخاطبان تعاریف ما منجر گردد. به عنوان نمونه ممکن است گذشته ساده را به عنوان فعلی که برای بیان رویدادها در زمان گذشته تقویمی مورد استفاده قرار می‌گیرد، تعریف کنیم و آن گاه زمانی که با جمله‌ای مانند «وقتی کارم تمام شد، پسش می‌دهم» روبرو می‌شویم دچار مشکل شده و تعریف ما ناقص جلوه می‌کند. در حقیقت بسیاری از دستور نویسان سنتی نیز از همین موضوع غافل بوده‌اند و در نتیجه تعاریف آن‌ ها در بسیاری از موارد کامل نبوده است.
در ادامه این نکته نیز مورد توجه قرار گرفته است که از مطالب فوق نباید به این نتیجه رسید که رابطه‌ی صورت و معنا رابطه‌ای نیست که همواره نظام‌مند، یک به یک و قابل پیش بینی باشد و هر گویشوری هر جا گزینه های ساختی فراوانی بر بیان منظور خود پیش روی دارد؛ درغیر این صورت، ارتباط برقرار کردن از طریق زبان دشوار می شد.
اما انسان‌ها با بهره گرفتن از زبان با یکدیگر ارتباط برقرار می‌کنند و این بدان معنا است که بین صورت و معنا رابطه‌‌هایی وجود دارد که تحت تاثیر عوامل دیگری از جمله بافت زبانی و محیطی قرار می‌گیرد. بنابراین می‌توان این گونه برداشت کرد که پیام گرفته شده از سخنان گوینده حاصل تعامل بافت و معنا است.
در ادامه‌ی پایان نامه اصطلاح زمان نیز مورد بازبینی قرار گرفته است چرا که تعریفی که از زمان دستوری در کتاب‌های دستور سنتی ارائه شده است در حقیت آمیزه‌ای از جنبه‌های نمود، زمان و وجه دستوری است اما آن چه در این پژوهش به طور خاص مد نظر بوده زمان دستوری فعل بوده است. هرچند، با توجه به آمیخته شدن این جنبه‌ها در دستورهای سنتی برای روشن شدن موضوع مفاهیم نمود، وجه و زمان دستوری مورد بررسی قرار گرفته‌اند.
براساس تعریف نمود جنبه‌ای از فعل است که چگونگی انجام گرفتن فعل در بستر زمان را مشخص می‌کند. همین طور کامری (1978) نمود را در ارتباط با نوع نگاه گوینده به جنبه‌ی زمانی رویداد می‌داند. از این رو جنبه‌ی نمود در زبان فارسی دارای شش دسته‌ی نمود ساده، نمود نقلی، نمود جاری، نمود استمراری، نمود کامل جاری و نمود کامل استمراری است.
پس از نمود، وجه دستوری مورد بررسی قرار گرفته است. بنا به تعریف وجه جنبه‌ای از فعل است که نوع نگرش گوینده را نسبت به سخنان خود مشخص می‌کند و بدین صورت مثلا شخصی که موضوعی را با یقین بیان می‌کند، وجه اخباری را مورد استفاده قرار می‌دهد و در صورتی که نسبت به سخنان خود دچار شک تردید

جهت دانلود متن کامل پایان نامه به سایت azarim.ir مراجعه نمایید.

باشد از وجه التزامی استفاده می‌کند.
زبان فارسی دارای سه وجه اصلی اخباری، التزامی و امری بوده و علاوه بر آن یک وجه دعایی نیز وجود دارد که مربوط به ادوار گذشته زبان فارسی بوده و در زبان فارسی امروز کاربردی ندارد. البته، تعداد وجوه در زبان های مختلف متفاوت است. برای مثال، در زبان وجه شرطی وجود دارد که زبان فارسی فاقد آن است.
سومین جنبه‌ای از فعل که پس از وجه و نمود بدان پرداخته شد، زمان دستوری است. زمان دستوری، زمان رخداد عمل را مشخص می‌کند. زبان فارسی دارای سه زمان دستوری گذشته، حال و آینده است. در ادامه به این نکته نیز اشاره شد که برخی زبان فارسی را تنها دارای دو زمان گذشته و غیر گذشته می‌دانند و زمان دستوری آینده را از آن جهت که دارای ساختی ترکیبی است، زمانی مستقل به حساب نمی‌آورند.
در این پایان نامه چنین اظهار شده است که این سه جنبه دارای مفاهیمی جدای از یکدیگر هستند و هر یک ساخت صوری مختص خود را دارا می‌باشند، هر چند که ممکن است ساخت های صوری آن ها دارای هم پوشانی بوده و جدا کردن آن‌ ها از یکدیگر میسر نباشد. همچنین رابطه‌ی میان ساخت و صورت این جنبه ممکن است مستقیم و یک به یک نباشد. برای مثال، می‌توان معنای نمود جاری به شکلی غیر از ساخت اختصاصی آن منتقل کرد، مثلا می‌توان از عبارت «در حال» به اضافه‌ی مصدر استفاده کرد.
همچنین به این مورد نیز اشاره شده که دستوریان سنتی به تبیین این جنبه‌ها به طور کامل اقدام نکرده‌اند. برای مثال خانلری (1363) صیغه‌هایی با عنوان ماضی بعید، ماضی استمراری، مضارع التزامی و … را معرفی کرده است که در حقیقت ترکیبی از همه‌ی این جنبه ها هستند و همین طور به جنبه‌ی نمود هیچ اشاره‌ای نگشته است.
همچنین در قسمت ضرورت و اهمیت تحقیق این مطلب مورد توجه قرار گرفته است که موضوع تفاوت زمان دستوری و زمان تقویمی ممکن است در ابتدا مبحثی ساده و پیش پا افتاده به نظر رسد اما با نگاهی به کتاب‌های دستور زبان متوجه می‌شویم که همین موضوع در بیشتر کتاب‌های دستور مورد بی‌توجهی قرار گرفته و بدان هیچ اشاره‌ای نشده است.
در حقیقت اختلاط صورت و معنا همیشه در کتاب‌های دستور منشا مشکلات بی‌شمار بوده است و این امر مختص زبان فارسی نیز نبوده است. برای مثال همانند دستورنویسان فارسی، دستورنویسان عرب نیز با یکی کردن جنس دستوری که موضوعی زبانی است با جنس زیست شناختی که مربوط به جهان خارج است، با مشکلات زیادی روبرو شده و مجبور به ابداع عبارتی مثل مذکر مجازی، مذکر لفظی و مذکر معنوی شده‌اند، در صورتی که اگر به سادگی اذعان می‌کردند جنس دستوری برابر مستقیم جنس زیست شناختی نیست این همه به زحمت نمی‌افتادند.
البته باید این موضوع را نیز در نظر داشت که در دوران اخیر زبان شناسان بیشتر مبحث عدم تطابق صورت و معنا را مورد نقد و بررسی قرار داده و شواهد محکمی از مکانیکی نبودن رابطه‌ی صورت و معنا ارائه کرده اند، هرچند که این مطالب گاهی به دست فراموشی سپرده می‌شود و در نتیجه باید آن را به اندازه‌ای تکرار کرد که به صورت اصلی نهادینه درآید.
در بخش اهداف تحقیق نیز اهداف کلی پژوهش ارائه شد که عبارت است از بررسی جزئیات عدم انطباق زمان دستوری و تقویمی در زبان فارسی. در حقیقت چنین بیان شد که این پایان نامه قصد دارد مشخص کند آیا رابطه‌ی بین زمان دستوری و زمان تقویمی رابطه‌ای مستقیم و یک به یک است و در صورتی که این رابطه مستقیم نیست و موارد عدم انطباق مشاهده می‌شود، علت این پدیده چیست و تا چه حد در زبان فارسی گسترش دارد. این اهداف را به طور خلاصه می‌توان در قالب موارد زیر بیان کرد:
در این تحقیق چنین فرض شده است که موضوع عدم تطابق زمان دستوری و تقویمی را در زبان فارسی از دو منظر می‌توان بررسی کرد، یکی علت عدم انطباق و دیگری عامل تعیین کننده‌ی تشخیص عدم انطباق برای مخاطب. بدین معنا که چه علتی موجب ایجاد این عدم انطباق شده و این که مخاطبان چگونه به این عدم انطباق پی برده و معنای صحیح را درک می‌کند.
در مورد علت عدم انطباق می توان برداشت و نوع تفکر گوینده و همین طور کاربرد خاص ساخت‌های دستوری را ذکر کرد. برای مثال وقتی دانش آموزی با دیدن معلم فریاد می‌زند «آقا معلم اومد» نوع تفکر او که رسیدن معلم را قطعی فرض می‌کند باعث استفاده از ساخت ماضی و عدم انطباق می‌شود ولی در موردی که از ساخت ماضی برای اشاره به آینده‌ی غیرقطعی در جمله‌ی شرطی استفاده می‌شود، این کاربرد خاص زمان دستوری ماضی در جملات شرطی است که همیشه باید در جملات شرطی برای اشاره به آینده از ساخت ماضی استفاده شود. در مورد عامل تعیین کننده‌ی عدم انطباق برای مخاطب نیز می‌توان به بافت محیطی و بافت زبانی اشاره کرد. این دو به مخاطب کمک می‌کنند متوجه عدم انطباق شده و زمان تقویمی صحیح را تشخیص دهد.
بر اساس تجزیه و تحلیل داده ها 8 مورد عدم انطباق در زبان فارسی یافت شد که 4 مورد آن‌ ها مربوط به ساخت ماضی و 4 مورد در ارتباط با ساخت مضارع بودند. موارد عدم انطباق در مورد ساخت ماضی شامل موارد زیر بودند:

  • گذشته‌ی دستوری برای آینده ی تقویمی (جملات شرطی)

مثال: هر وقت نخواستی من خوب می‌خرم.

  • گذشته‌ی دستوری برای آینده‌ی تقویمی نزدیک

مثال: بچه‌ها، آقا معلم اومد.

  • گذشته‌ی دستوری برای حال تقویمی

مثال: اگر در اقتصاد منابع به درستی اختصاص می‌یافت، امروز ما با این مشکلات مواجه نبودیم.
عکس مرتبط با اقتصاد

    • <l
    • i>گذشته‌ی دستوری برای آینده‌ی تقویمی</l

مثال: دو هزار سال بعد اخلاق، عادات، احساسات و همه ی وضع زندگی بشر به کلی تغییر کرده بود.
همچنین پس از بررسی داده‌ها و نمونه‌های گردآوری شده، موارد زیر در ارتباط با ساخت مضارع یافت شدند:

  • ساخت دستوری مضارع برای گذشته ی تقویمی

مثال: مقتول در ساعت 17:30 به قصد خرید از منزل خارج می شود.

  • ساخت دستوری مضارع برای گذشته ی تقویمی نزدیک

مثال: توپش رو می زنن فجری ها

  • ساخت مضارع و آینده برای گذشته ی تقویمی

مثال: به او گفته بودند می خواهم پایش را بشکنم.

  • ساخت دستوری مضارع برای آینده ی تقویمی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *