تحقیق رایگان درمورد موارد اختلاف و مشروعیت

او از مسّ کردن قبر پیامبر کراهت داشت. من می‌گویم: او بدین جهت کراهت داشت که آن را اسائه ادب می‌دانست. از احمد بن حنبل درباره مسّ قبر پیامبر و بوسیدن آن سؤال شد او اشکالی در آن ندید. این مطلب را فرزندش عبدالله بن احمد از او روایت کرده است. اگر گفته شود: چرا صحابه چنین نکردند؟ گفته شده: زیرا صحابه پیامبر را در زمان حیات او مشاهده کرده و از دیدنش بهره‌مند شده و دستش را بوسیدند و نزدیک بود که به جهت بهره‌مندی از آب وضوی پیامبر با هم بجنگند، و موهای پاک آن حضرت را در روز حج اکبر تقسیم کردند، و چون آب دهان می‌انداخت سعی می‌کردند تا در دستان یک نفر از آن‌ها قرار گیرد و آن را به صورت خود می‌مالید. و ما چون به این بهره وافر نائل نشدیم خودمان را بر قبر او می‌اندازیم و به آن پناه گرفته و شاد می‌شویم و دست کشیده و می‌بوسیم. آیا ندیدی که چه کرد ثابت بنانی، او دست انس بن مالک را می‌بوسید و بر صورتش می‌کشید و می‌گفت: دستی است که دست رسول خدا را مسّ کرده است… آیا ندیدی صحابه را که از شدت محبتشان نسبت به پیامبر گفتند: آیا بر تو سجده کنیم؟ حضرت فرمود: هرگز و اگر به آن‌ها اجازه سجده می‌داد برایش سجده اجلال و تعظیم می‌کردند نه سجده عبادت، همان‌گونه که برادران یوسف برای یوسف چنین کردند. همچنین است گفتار درباره سجده مسلمان نسبت به قبر پیامبر به جهت تعظیم و شادی که این امر هرگز کفر به حساب نمی‌آید، بلکه تنها معصیت است، و باید دانسته شود که این عمل مورد نهی واقع شده است، و همچنین نماز به طرف قبر آن حضرت.
دلالت نصوص تبرک
نصوص تبرک به آثار پیامبر دلالت صریح دارد بر این‌که برکت پیامبر اکرم از ذاتش به اشیایی که به حضرت یک نوع ارتباط داشته منتقل می‌شود.
نووی در شرح صحیح مسلم در مورد حدیث عتبان بن مالک که از پیامبر درخواست کرد تا در مکان او نماز گذارد تا آنجا را مصلای خود قرار دهد می‌گوید: «وفی حدیث عتبان فوائد کثیره منها: التبرک بالصالحین وآثارهم والصلاه فی المواضع التی صلوا بها وطلب التبرک منهم»
ودر حدیث عتبان فوائد بسیاری است از جمله آن‌ها تبرک به صالحین وآثار آنان ونماز به‌جای آوردن در مواضعی که آنان در آنجا نماز به‌جای آوردند و نیز طلب تبرک از آنان.
ابن حجر عسقلانی در «فتح الباری» در شرح این حدیث می‌گوید: «إنّما استأذن النبی لأنّه دعی للصلاه لیتبرک صاحب البیت بمکان صلاته، فسأله لیصلّی فی البقعه الّتی یحبّ تخصیصها بذلک» (پیامبر اذن خواست، زیرا او دعوت به نماز شده بود تا صاحب خانه به مکان نماز حضرت تبرک جوید. لذا از پیامبر درخواست کرد تا در قسمتی را که اختصاص به این کار داده بود نماز به‌جای آورد.)
همین عبارت از قاضی عینی در «عمده القاری» وشیخ صدیق حسن خان در «عون الباری» نقل شده است.
فصل سوم: موارد اختلاف در تبرک
موارد اختلاف وهابیت با دیگر فرقه‌ها
وهابیان در دو مورد از تبرک، با دیگران اختلاف کرده وآن را جایز نمی‌دانند:
 ١ . تبرک به آثار پیامبر بعد از وفات در غیر منصوص
در غیرمواردی که ذکر شد از مواردی که صحابه به آثار پیامبر تبرک جسته‌اند وهابیان آن را جایز نمی‌دانند.
ابن جدیع می‌گوید: «فما عدا ذلک من صیغ التبرک بالرسول بعد وفاته غیر مشروع بل هو ممنوع…» (غیر از این موارد تبرک به پیامبر بعد از وفاتش، مشروع نیست بلکه ممنوع می‌باشد…)
ادلّه وهابیان
وهابیان در این باره به ادله‌ای تمسک کرده‌اند؛ از قبیل:
دلیل اول: نبود دلیل
دلیلی در قرآن وسنت بر مشروعیت این نوع تبرک وجود ندارد.
پاسخ
اولاً: تبرک از غیر خدا خواستن، یا از آن جهت است که درخواست برکت از غیر خداست، یا با اعتقاد به این است که اصل برکت از جانب خداست واوست که در واسطه، این برکت را قرار داده، در این صورت در تمام موارد منصوص وغیر منصوص جایز است، واگر بدون این اعتقاد بوده بلکه با اعتقاد استقلال باشد، در تمام موارد، چه منصوص وچه غیر منصوص، حرام وشرک یا راهی به شرک است، واگر در محضر پیامبر تبرک به آثار او بوده وحضرت سکوت کرده است این خود دلیل بر آن است که تبرک با اعتقاد صحیح، شرک یا راهی به شرک یا بدعت نیست.
ثانیاً: ادله‌ای که دلالت بر وجود برکت در افراد یا اماکن و ازمنه واشیاء دارد خود دلیل بر تبرک جستن از آن‌ها در هر زمان ومکان از هر شخص است، خصوصاً که حیات برزخی در جای خود ثابت شده است.
ثالثاً: گرچه صحابه به برخی امور تبرک جسته‌اند ولی می‌دانیم که
آن امور خصوصیت ندارد ولذا می‌توان از آن‌ها القای خصوصیت کرده و بر غیر آن‌ها تعمیم داد.
رابعاً: تبرک صحابه از پیامبر از آن جهت بوده که همراه اعتقاد به تبعیت برکت او از برکت خداوند بوده است ولذا اختصاص به موارد منصوص ندارد.
دلیل دوم: سد ذرایع
این نوشته در علمی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.