تحقیق رایگان درمورد مقایسه و مشاهده

ر) شیخ حسن عدوی حمزاوی مالکی در کتاب «کنزالمطالب» و «مشارق الانوار»  بعد از نقل عبارت رملی مذکور، می‌گوید:
ولامریه حینئذ أنّ تقبیل القبر الشریف لم یکن إلاّ للتبرّک فهو أولی من جواز ذلک لقبور الأولیاء عند قصد التبرّک، فیحمل ما قاله العارف علی هذا المقصد، لاسیما وأنّ قبره الشریف روضه من ریاض الجنّه.
در این صورت، شکی نیست که بوسیدن قبر شریف (پیامبر) تنها برای تبرّک می‌باشد، پس این جواز، در مقایسه با بوسیدن قبور اولیا به قصد تبرّک سزاوارتر است، بنابراین، آن‌چه عارف گفته است، بر این معنا حمل می‌شود به ویژه این‌که قبر شریف آن حضرت، باغی از باغ‌های بهشت می‌باشد.
ش) سید بدرالدین حوثی در این باره می‌گوید:
فنقول فی التبرک: هو تطلّب البرکه و التماسها بفعل مایعتقد سبباً لها او یجوّز انّه سبب لها، و هو ههنا ثلاثه اقسام؛ لانّ الزائر المتبرک یلتمس البرکه، فهو فی حال الزیاره یرجو انّه قد صار عند مصدر البرکه، فهذه البرکه التی یرجو انّ المیت او ما حوله مصدرها لایخلو الزائر من ان یکون معتقداً آن‌ها من فعل فاعل یذکره الزائر فی نفسه أو لا؛ فان کان یعتقد البرکه فعل فاعل یذکره فی نفسه، فان کان یعتقد انّ الفاعل هو الله فلیس التبرک شرکاً؛ سواء کان خطأ ام صواباً، و هذا القسم الاول.
وان کان یعتقد انّ الفاعل هو المیت أو قبره فهی عقیده شرک، فحیث اقترنت الزیاره بنوع من الخضوع لاجل الاعتقاد هذا، فهی شرک. و هذا القسم الثانی.
اما إذا کان الزائر المتبرک غافلا عن الفاعل للبرکه ولایخطر بباله آن‌ها فعل المیت أو القبر، و انّما هو یرجو وجود البرکه هناک فهو یلتمسها بالزیاره، کما یلتمس الرائحه الطیبه بحضور محلها مع غفله عن فاعلها، فهذا غافل ولایحکم بشرکه؛ لخلوه عن عقیده الشرک. و هذا القسم الثالث…
در مورد تبرک می‌گوییم: آن عبارت است از درخواست برکت و التماس آن به فعلی که اعتقاد به سببیت آن بوده یا مجوز سببیت آن باشد و آن در اینجا بر سه قسم است؛ زیرا زائری که تبرک می‌جوید تقاضای برکت دارد و او در حال زیارت امیدوار است که نزد منبع برکت باشد، و این برکتی که امید دارد میت یا اطراف او منبع برکت باشد یا به این نحو است که زائر معتقد است که برکت از ناحیه فاعلی است که او را در نفس خود یاد کرده است یا این‌گونه نیست؛ اگر اعتقاد دارد که برکت از فعل فاعلی است که او را در نفس خود یاد کرده، یا این است که معتقد می‌باشد آن فاعل همان خداست، این تبرک شرک‌آلود نیست؛ خواه تبرک خطا باشد یا صواب، و این قسم اول است.
و اگر معتقد باشد که فاعل همان میت و یا قبر اوست، این عقیده شرک‌آلود می‌باشد؛ چرا که زیارتش مقرون به نوعی از خضوع به جهت این اعتقاد شرک‌آلود است، و این قسم دوم است.
اما اگر زائری که تبرک می‌جوید، از فاعل برکت غافل است و به ذهنش خطور نمی‌کند که برکت کار میت است یا قبر او، و تنها امید به وجود برکت در آنجا دارد و او تنها از راه زیارت به دنبال آن است، همان‌گونه که بوی خوشی را به حضور در محلّ آن استشمام می‌کند با غفلت از فاعلش، پس این شخص غافل است و حکم به شرک او نمی‌شود به جهت خالی بودن او از عقیده شرک‌آلود. و این قسم سوم است…
کلام حوثی محل اشکال است؛ زیرا در صورتی که برکت از صاحب قبر دانسته شود ولی به اذن خدا، شرک به حساب نمی‌آید و این مطلبی است که از آیات نیز استفاده می‌شود؛ زیرا در برخی آیات شفا و برکت به ولی خدا نسبت داده شده ولی به اذن خدا.
ت) ابن الحاج در کتاب «المدخل» می‌نویسد:
… و هذه صفه زیاره القبور عموماً، فان کان المیت المزار ممن ترجی برکته فیتوسل إلی الله تعالی به. و کذلک یتوسل الزائر بمن یراه المیت ممن ترجی برکته إلی النبی ، بل یبدأ بالتوسل إلی الله تعالی بالنبی ، اذ هو العمده فی التوسل. و الاصل فی هذا کله و المشرع له فیتوسل به و بمن تبعه باحسان إلی یوم الدین…
ثم یتوسل بأهل تلک المقابر اعنی الصالحین منهم فی قضاء حوائجه و مغفره ذنوبه، ثم یدعو لنفسه و لوالدیه و لمشایخه و لأقاربه و لأهل تلک المقابر و لأموات المسلمین و لأحیائهم و ذریتهم إلی یوم الدین، و لمن غاب عنه من اخوانه. و یجأر إلی الله تعالی بالدعاء عندهم، و یکثر التوسل بهم إلی الله تعالی؛ لانّه سبحانه و تعالی اجتباهم و شرّفهم و کرّمهم، فکما نفع بهم فی الدنیا ففی الآخره اکثر. فمن اراد حاجه فلیذهب الیهم و یتوسل بهم؛ فانهّم الواسطه بین الله تعالی و خلقه. و قد تقرر فی الشرع و علم ما لله تعالی بهم من الاعتناء، و ذلک کثیر مشهور، و ما زال الناس من العلماء و الأکابر کابراً عن کابر، مشرقاً و مغرباً یتبرکون بزیاره قبورهم، و یجدون برکه ذلک حسّاً و معنی.
… این توصیف زیارت قبرها به طور عموم است، اگر میتی که زیارت می‌شود از کسانی است که امید به برکت او می‌باشد (زائر) باید به سبب او به خداوند متعال متوسل شود. و نیز زائر توسل می‌کند به کسی که (اکنون) او را مرده میبیند و از جمله کسانی است که امید به برکتش نزد پیامبر است، بلکه شروع به توسل نزد خداوند متعال به پیامبر می‌کند؛ چرا که او عمده در توسل است و اصل در تمام این امور و تشریع کننده اوست پس به او توسل میجوید و به کسانی که او را با نیکی تا روز قیامت پیروی می‌کنند…
سپس به اهل آن مقبره‌ها یعنی صالحان از آنان در برآورده شدن حوائجش و مغفرت گناهانش توسل میجوید، آن گاه بر خودش و برای پدر و مادرش و اساتید و نزدیکانش و برای اهل آن مقبره‌ها و برای اموات مسلمانان و برای زنده‌ها و ذریه آنان تا روز قیامت و برادران دینیاش که از او غائب می‌باشند دعا می‌کند. و با دعا کردن نزد آنان به خداوند متعال پناه می‌برد، و به آن‌ها نزد خداوند متعال توسل می‌جوید؛ زیرا خداوند سبحان و متعال آنان را برگزیده و شرف داده و تکریم نموده است، و همان‌گونه که به آنان در دنیا نفع داده در آخرت بیش‌تر خواهد داد. پس هرکس حاجتی می‌خواهد باید نزد آنان رود و به آنان توسل جوید؛ چرا که واسطه بین خداوند و خلقش می‌باشند. و در شرع مقرّر و دانسته شده که خداوند متعال چهقدر به آنان اهمیت می‌دهد، و این امور زیاد و مشهور است، و همیشه علما و بزرگان، در طول تاریخ، چه در شرق و چه در غرب عالم از زیارت قبور آنان تبرک می‌جویند و برکت آنان را حسّ کرده و در عالم معنا درک می‌نمایند.
ث) غزالی (متوفای  ۵٠۵ ه. ق) در آداب مسافرت می‌نویسد: «ویدخل فی جملته زیاره قبور الانبیاء و زیاره قبور الصحابه و التابعین و سائر العلماء و الأولیاء، و کل من یتبرک بمشاهدته فی حیاته یتبرک بزیارته بعد وفاته، و یجوز شدّ الرحال لهذا الغرض» (و داخل می‌شود در جمله آن زیارت قبور انبیاء و زیارت قبور صحابه و تابعین و سایر علما و اولیا، و هرکس که به مشاهدهاش در حیاتش تبرک جسته شود، به زیارتش بعد از وفاتش تبرک جسته می‌شود، و بار سفر بستن برای این هدف جایز است.)
حرمت تبرک به قبور اولیا
ابن عثیمین می‌گوید: «برخی از زائرین دست به محراب ومنبر ودیوار مسجد می‌کشند، که تمام اینها بدعت است»
سمهودی از زعفرانی نقل می‌کند که گفته است: «قرار دادن دست بر روی قبر ومسّ کردن وبوسیدن آن از بدعت‌هایی است که شرعاً مُنکر است»
شیخ محمّد بن ابراهیم آل الشیخ نیز در این باره می‌گوید:
وهذا غلط ظاهر، لا یوافقهم علیه اهل العلم والحق؛ وذلک انّه ما ورد الاّ فی حقّ النبی ، فابوبکر وعمر وذوالنورین عثمان و علی وبقیه العشره المبشرین بالجنه وبقیه البدریین واهل بیعه الرضوان، ما فعل السلف هذا مع واحد منهم… فاقتصارهم علی النبی یدلّ علی انّه من خصائص النبی.
و این غلطی آشکار است که اهل علم وحقّ با آن موافقت ندارد؛ زیرا این‌گونه تبرکات تنها در حقّ پیامبر وارد شده است، پس ابوبکر وعمر وذوالنورین عثمان وعلی وبقیه ده نفری که بشارت به بهشت به آن‌ها داده شده وبقیه بدری‌ها واهل بیعت رضوان، هیچ‌گاه سلف در حقّ یکی از آنان چنین نکردند… پس اکتفای آنان بر تبرک به پیامبر دلالت دارد بر این‌که تبرک جستن اختصاص به پیامبر داشته است.
از این عبارت عالم وهابیان استفاده می‌شود که آنان تبرک را منحصر به پیامبر می‌دانند و تبرک به غیر آن حضرت را جایز نمی‌دانند.
این نوشته در علمی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.