تحقیق رایگان درمورد مذهب شافعی و حجرالاسود

وفی الأحیاء قال بعض العلماء: إنّه قصد بوضع الید مصافحه المیت یرجی أن لایکون به حرجٌ ومتابعه الجمهور أحقّ.
در کتاب «الاحیاء العلوم» آمده بعضی از علما می‌گویند: اگر از گذاشتن دست بر روی قبر، مصافحه میت را قصد نماید، امید است که اشکالی نداشته باشد ودر هر صورت، تبعیت از قول جمهور علما سزاوارتر است.
ی) سمهودی نیز می‌گوید:
قد انعقد الإجماع علی تفضیل ما ضمّ الأعضاء الشریفه، حتّی علی الکعبه المنیفه وأجمعوا بعدُ علی تفضیل مکه والمدینه علی سائر البلاد، واختلفوا أیهما أفضل، فذهب عمر بن الخطّاب وابنه عبدالله ومالک بن أنس وأکثر المدنیین إلی تفضیل المدینه، وأحسن بعضهم فقال: محلّ الخلاف فی غیر الکعبه الشریفه، فهی أفضل من المدینه ماعدا ما ضمّ الأعضاء الشریفه إجماعاً، وحکایه الإجماع علی تفضیل ما ضمّ الاعضاء الشریفه نقله القاضی عیاض وکذا القاضی أبوالولید الباجی قبله کما قال الخطیب ابن جمله، وکذا نقله أبوالیمن ابن عساکر وغیرهم، مع التصریح بالتفضیل علی الکعبه الشریفه، بل نقل التاج.
اجماع منعقد شده است بر فضیلت قبری که اعضای شریف (پیامبر) را در بر دارد حتی بر کعبه معظّمه هم فضیلت دارد وپس از آن بر فضیلت مکه ومدینه بر سایر بلاد اجماع کرده‌اند؛ امّا بر افضل بودن یکی از آن دو بر دیگری اختلاف نموده‌اند، عمر بن خطّاب وپسرش عبدالله ومالک بن انس واکثر اهل مدینه به افضل بودن مدینه نظر داده‌اند وبعضی از آن‌ها نیکو نظر داده‌اند وگفته‌اند که: محلّ خلاف در غیر کعبه شریفه است؛ چون فضیلت کعبه بر مدینه غیر از مکانی که اعضای شریف پیامبر را در بردارد، اجماعی است وحکایت اجماعی بودن فضیلت مکان اعضای شریف (قبر پیامبر) را قاضی عیاض وقبل از او قاضی ابوولید باجی نقل کرده است؛ چنان‌که «خطیب بن جمله» آن را گفته است. نیز ابویمن بن عساکر و غیر ایشان این مطلب را نقل کرده‌اند وبه فضیلت کعبه شریفه تصریح نموده‌اند، تاج چنین نقل کرده است.
از فضیلت داشتن خاک قبر پیامبر می‌توان برکت آن را استفاده کرد.
ک) علاّمه احمد بن محمّد مقری مالکی (متوفّی  ١٠۴١ ه. ق) در «فتح المتعال بصفه النعال» به نقل از ولی الدین عراقی نقل کرده که گفت:
أخبر الحافظ أبوسعید بن العلا قال: رأیت فی کلام أحمد بن حنبل فی جزء قدیم علیه خطُّ ابن ناصر وغیره من الحفّاظ أنّ الإمام أحمد سئل عن تقبیل قبر النبی وتقبیل منبره؟ فقال: لابأس بذلک. قال فأریناه التقی ابن تیمیه فصار یتعجّب من ذلک ویقول: عجبت من أحمد عندی جلیل هذا کلامه أو معنی کلامه. وقال: وای عجب فی ذلک وقد روینا عن الإمام أحمد أنّه غسّل قمیصاً للشافعی وشرب الماء الّذی غسّله به؟ وإذا کان هذا تعظیمه لأهل العلم فما بالک بمقادیر الصحابه؟ وکیف بآثار الأنبیاء ؟ وما أحسن ما قاله مجنون لیلی:
أمرّ علی الدیار دیار لیلی أقبل ذا الجدار وذا الجدارا
وما حبّ الدیار شغفن قلبی ولکن حبّ من سکن الدیارا
حافظ ابوسعید بن علا خبر داده است: در جزء قدیم کلام احمدبن حنبل که به خطّ ابن ناصر ودیگر حفّاظ است، دیدم که از امام احمد درباره بوسیدن قبر ومنبر پیامبر سؤال شد، او گفت: اشکالی ندارد. ابوسعید گوید: آن نوشته را به تقی بن تیمیه نشان دادم، او از این کلام تعجب کرد وگفت: از احمد که نزد من جلیل القدر است، تعجب می‌کنم! آیا این کلام اوست یا معنای کلام او؟ ابوسعید می‌گوید: چه تعجبی در این کلام است؛ در حالی که از امام احمد به ما روایت رسیده است که او پیراهن شافعی را شست وآبی را که با آن پیراهن را شسته بود نوشید؟ واگر این عمل تعظیم اهل علم است، پس حکم ارزش صحابه پیامبر و نیز آثار انبیا -- چه می‌شود؟ وچه زیبا گفته است مجنون درباره لیلی: امرّ علی الدیار…
و این را «الغدیر» در پاورقی ذکر نموده است که این جریان؛ یعنی شستن پیراهن شافعی را «ابن جوزی» در مناقب احمد وابن کثیر در تاریخ خود  نقل نموده‌اند.
ل) شافعی صغیر، محمّد بن احمد رملی (متوفی  ١٠٠۴ ه. ق) فقیه مذهب شافعیه در شرح المنهاج می‌گوید:
ویکره أن یجعل علی القبر مظلّه، وأن یقبّل التابوت الّذی یجعل فوق القبر واستلامه وتقبیل الأعتاب عند الدخول لزیاره الأولیاء، نعم، أن قصد التبرّک لایکره کما أفتی به الوالد فقد صرّحوا بأنّه إذا عجز عن إستلام الحجر سنّ له أن یشیر بعصا وأن یقبّلها.
روی قبر، سایه انداختن وبوسیدن تابوت بالای قبر واستلام کردن آن وبوسیدن درگاه‌ها هنگام داخل شدن برای زیارت اولیا مکروه است؛ آری، اگر قصد تبرّک داشته باشند، مکروه نیست؛ چنان‌که پدرم به آن فتوا داده است وعلما تصریح کرده‌اند به این‌که اگر کسی از استلام سنگ (قبر) عاجز باشد، جایز است بر او که با عصا اشاره کند وعصا را ببوسد.
ودر پاورقی می‌گوید: «أخرج الحمیدی فی الجمع بین الصحیحین وأبوداود فی مسنده أنّ رسول الله کان یشیر إلی الحجر الأسود بمحجنته [بمحجنه] ویقبّل المحجن.» (حمیدی در جمع بین صحیحین وابوداوود در مسندش گفته‌اند: رسول خدا با عصایش به حجرالاسود اشاره می‌کرد وآن‌گاه عصا را می‌بوسید.)
م) ابوالعباس احمد رملی کبیر انصاری، در حاشیه کتاب «روض‌الطالب» که در حاشیه کتاب «اسنی المطالب» چاپ شده، در ذیل سخن مصنّف، درباره ادب مطلق زیارت قبور (این‌که زائر به قبر، به همان اندازه‌ای که در حال حیات به صاحب قبر نزدیک می‌شد، نزدیک گردد) گفته است:
قال فی المجموع: ولایستلم القبر ولایقبّله، ویستقبل وجهه للسّلام، والقبله للدّعاء، وذکره أبوموسی الأصبهانی قال شیخنا: نعم، إن کان قبر نبی أو ولی أو عالم واستلمه أو قبّله بقصد التبرّک فلا بأس به. 
در کتاب «المجموع» گوید: و (زائر) قبر را استلام نکند ونبوسد و برای سلام کردن، رو به قبر و برای دعا کردن رو به قبله بایستد. وابوموسی اصفهانی همین مطلب را ذکر نموده است. شیخ (استاد) ما گفته است: آری، اگر قبر نبی یا ولی یا عالم باشد، استلام کردن وبوسیدن آن به قصد تبرّک اشکال ندارد.
ن) زرقانی مصری مالکی در «شرح المواهب» گفته است:
«تقبیل القبر الشریف مکروه إلاّ لقصد التّبرّک فلاکراهه کما اعتقده الرّملی» (بوسیدن قبر شریف پیامبر، مکروه است مگر این‌که به قصد تبرّک باشد که در این صورت کراهت ندارد، چنان‌که رملی بر این اعتقاد است.)
ق) شیخ ابراهیم باجوری در حاشیه خود بر شرح ابن قاسم غزّی بر متن شیخ ابی شجاع در فقه الشافعی گفته است:
یکره تقبیل القبر واستلامه ومثله التابوت الّذی یجعل فوقه وکذلک تقبیل الأعتاب عند الدخول لزیاره الاولیاء إلاّ إن قصد به التبرّک بهم فلایکره، وإذا عجز عن ذلک لازدحام ونحوه کاختلاط الرّجال بالنساء کما یقع فی زیاره سیدی أحمد البدوی وقف فی مکان یتمکن فیه من الوقوف بلامشقّه وقرأ ما تیسّر وأشار بیده أو نحوها ثمّ قبّل ذلک. فقد صرّحوا بأنّه إذا عجز عن استلام الحجر الأسود یسنّ له أن یشیر بیده أو عصا ثمّ یقبّلها.
بوسیدن قبر واستلام آن مکروه است وهمین حکم را تابوتی که بالای قبر می‌گذارند نیز دارد. وهمچنین بوسیدن درگاه‌ها هنگام داخل شدن برای زیارت اولیا مکروه است مگر این‌که به قصد تبرّک باشد که در این صورت کراهت ندارد واگر به خاطر ازدحام جمعیت ومانند آن؛ مثل اختلاط مردان وزنان، از این کارها عاجز باشد، همان طوری که در زیارت آقایم احمد بدوی اتفاق می‌افتد، در جایی که بدون زحمت امکان توقّف وجود دارد بایستد وهرچه می‌تواند (قرآن) قرائت کند وبا دست خود و یا چیز دیگر به قبر اشاره کند وسپس آن را ببوسد؛ چون علما تصریح کرده‌اند به این‌که اگر (زائر) از استلام حجرالاسود عاجز باشد، جایز است که با دست یا عصایش به آن اشاره کند و سپس آن را ببوسد.
این نوشته در علمی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.