تحقیق رایگان درمورد غلو و بدعت و استقلال

اوّلاً: شرک زمانی است که زائر هنگام تبرّک جستن از قبور اولیای الهی با دید استقلالی به آن بنگرد. با این نیت که صاحب قبر به طور مستقل در این عالم تصرّف می‌کند ودارای برکت است. ولی اگر تمام تصرفات را از جانب خداوند بدانیم و برکات صاحبان قبور را به اذن خدا به حساب آوریم نه تنها این عمل هرگز شرک به حساب نمی‌آید بلکه در راستای توحید است.
ثانیاً: مسأله تبرک جستن از قبور اولیای الهی امری است که مورد قبول صحابه بوده وعده‌ای در منظر آن‌ها این عمل را انجام می‌دادند وهرگز از طرف شخصی مورد سرزنش قرار نمی‌گرفتند.
ثالثاً: در جای خود ثابت نموده‌ایم انسانی که از این دنیا رحلت می‌کند حیات وتصرفات او باقی است، بهویژه که آن انسان یکی از اولیای الهی باشد.
رابعاً: گمان اشکال‌کننده بر این است که این عمل شرک در عبادت است، در حالی که به اثبات رساندیم عبادت دو رکن اساسی دارد: یکی نهایت خضوع ودیگری همراه بودن با اعتقاد به ربوبیت یا الوهیت کسی که برای او خضوع می‌شود. در مورد تبرک ودست کشیدن بر قبور وبوسیدن آن‌ها هرگز چنین نیتی وجود ندارد.
دلیل پنجم: بدعت بودن تبرک از قبور
دست کشیدن بر قبور وبوسیدن آن بدعت بوده واز منکرات است.
پاسخ
اوّلاً: نبود دلیلِ بر نهی وحرمت، شرعاً وعقلاً دلیل بر جواز است
ونیازی به نصّ وتصریح بر جواز ندارد؛ زیرا اصل در اشیاء حرمت وعدم جواز نیست، بلکه عکس آن می‌باشد. ودر مورد دست کشیدن بر قبور وبوسیدن آن هیچ دلیلی بر حرمت وجود ندارد.
ثانیاً: نه تنها دلیل بر حرمت وجود ندارد بلکه -همان‌گونه که اشاره شد- ادله‌ای بر جواز بلکه استحباب ورجحان این عمل موجود است.
سید بدرالدین حوثی درباره تبرک مردم از آثار اولیا می‌گوید:
انّ اکثر التبرک الذی یصدر من العامه لیس المقصود به إلاّ طلب البرکه لا التدین، فلا یکون بدعه و لا غلوّاً، و لا اعتقدوا انّ المیت یخلقها، فلا یکون شرکاً، فلاینکر علیهم؛ لانّ الاصل خلو اذهانهم عن کلّ خاطر غیر طلب البرکه و اعتقاد الفضل فی المیت و رجائهم حصول البرکه عند زیارته او لمس قبره او اخذ ترابه بسبب اعتقادهم لفضله، و لا دلیل علی تحریم ذلک، و ان ثقل علی النواصب و شبهوه بعباده الأصنام حسداً من عند انفسهم و عداوه مذهب. نعم لو ظهر من بعض المتبرکین اعتقاد شرک أو غلو و بدعه باقرار منه، أو فعل یجری مجری الاقرار فیجب تعلیمه و نهیه، و ذلک حیث ظهر منه المنکر بوجه صحیح لا بمجرد تهمه الاعداء…
بیش‌تر تبرک‌ها که از عوام مردم صادر می‌شود مقصود به آن‌ها جز طلب برکت نیست نه تدین به آن، لذا بدعت یا غلوّ به حساب نمی‌آید و آنان اعتقاد ندارند که میت آن را ایجاد کرده است، لذا شرک نمی‌باشد، و نمی‌توان بر آنان ایراد گرفت؛ زیرا اصل خالی بودن ذهن‌های مردم از هر خاطره‌ای جز طلب برکت و اعتقاد فضیلت در میت و امید آنان به حصول برکت هنگام زیارت یا دست کشیدن به قبر آنان و برداشتن خاکشان به جهت اعتقاد به فضلشان است، و دلیلی بر تحریم این امور نمی‌باشد، گرچه این امور بر نواصب گران آمده و آنان را – به جهت حسدی که در وجودشان است و دشمنی مذهبی که دارند – به پرستش بت‌ها تشبیه نموده‌اند. آری اگر از برخی تبرک‌جو یان اعتقاد شرک‌آلود یا غلو و بدعت به اقرار خودشان ظاهر شود، یا کاری که دلالت بر اقرار داشته باشد باید او را تعلیم داده و نهی نمود؛ و این در جایی است که از او به طور صحیح مُنْکر (و کار زشت) ظاهر شود نه به مجرد تهمت دشمنان…
دلیل ششم: کراهت تبرک به قبور نزد عبدالله بن عمر
از عبدالله بن عمر نقل شده که او کراهت داشت از این‌که قبر پیامبر را زیاد مسّ نماید. و نیز از او نقل شده که: از سنّت نیست مسّ دیوار قبر وبوسیدن آن وطواف در اطراف آن.
پاسخ
اوّلاً: این نقل فقط دلالت بر کراهت دارد و از طرفی تعارض دارد با نقلی دیگر که از ابن عمر رسیده است.
سمهودی از «خطیب بن حمله» نقل کرده که گفت: «إنّ ابن عمر کان یضع یده الیمنی علی القبر الشریف وأنّ بلالا وضع خده علیه ایضاً…» (همانا ابن عمر همواره دست راستش را بر روی قبر شریف پیامبر می‌گذاشت ولی بلال دو طرف صورتش را نیز به آن قرار می‌داد.)
 ثانیاً: نقل او با عمل برخی از صحابه منافات دارد؛ زیرا همان‌گونه که اشاره شد عده‌ای از صحابه چنین می‌کردند.
ثالثاً: ابن ماجه در سنن خود نقل کرده که ابوبکر، پیامبر را در حالی که از دنیا رفته بود بوسید. و بوسیدن قبر حضرت نیز به مانند بوسیدن خود حضرت است.
رابعاً: در جایی که بوسیدن قبر پدر ومادر اشکالی ندارد بلکه سنّت است، به طریق اولی بوسیدن قبر پیامبر سنّت می‌باشد.
شخصی نزد پیامبر آمد وعرض کرد: «ای رسول خدا! من سوگند خورده‌ام که آستانه درب بهشت وپیشانی حورالعین را ببوسم.» حضرت به او امر فرمود تا پای مادر وپیشانی پدر را ببوسد. عرض کرد: «ای رسول خدا! اگر پدر ومادرم زنده نباشند چه کنم؟» حضرت فرمود: «قبرشان را ببوس» . آن شخص عرض کرد: «اگر قبرشان را ندانم؟» حضرت فرمود: «دو خطّ بکش یکی را به نیت قبر مادر ودیگری را به نیت قبر پدر، آن‌گاه آن دو را ببوس تا این‌که سوگند خود را نشکنی.»
دلیل هفتم: تبرک به قبور اولیا از عادات یهود و نصارا
سمهودی از کتاب «احیاء العلوم» غزّالی نقل کرده که: «مسّ مشاهد و بوسیدن آن‌ها از عادات نصارا ویهود است.»
این نوشته در علمی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.