تحقیق رایگان درمورد عشق و محبت و قرآن کریم

وهابیان در مورد عدم جواز تبرک برخلاف رئیس مذهبشان فتوا داده‌اند؛ زیرا ابن تیمیه می‌گوید: «… فقد رخّص احمد و غیره فی التمسّح بالمنبر و الرمانه التی هی موضع مقعد النبی و یده و لم یرخصوا فی التمسح بقبره. و قد حکی بعض اصحابنا روایه فی مسح قبره؛ لانّ احمد شیع بعض الموتی، فوضع یده علی قبره یدعو له. و الفرق بین الموضعین ظاهر…» (… احمد و دیگران در تبرّک به منبر و رمانه‌ای که محل نشستن پیامبر و جای دست اوست رخصت داده، ولی تبرّک به قبر حضرت را رخصت نداده‌اند. و برخی از اصحاب ما روایتی در تبرک به قبر پیامبر را هم حکایت کرده‌اند؛ زیرا احمد برخی از مردگان را تشییع کرد و دستش را بر قبر او می‌گذاشت و برایش دعا می‌نمود، و فرق بین این دو موضع روشن است…)
آنان حتی در این باره ابن تیمیه را مورد انتقاد قرار داده‌اند؛ زیرا شخصی از شیخ محمد بن صالح عثیمین سؤال می‌کند که آیا تبرّک به پارچه کعبه و دست کشیدن بر آن جایز است؟ چرا که برخی از مردم می‌گویند شیخ الاسلام ابن تیمیه آن را جایز دانسته است؛
وی در جواب می‌گوید:
أمّا ما قاله السائل: انّ هذا قول شیخ الاسلام ابن تیمیه فنحن نعلم انّه من اشدّ الناس محاربه للبدع، و إذا قدر انّه ثبت عنه فلیس قوله حجه علی غیره؛ لانّ ابن تیمیه کغیره من اهل العلم یخطیء و یصیب، و إذا کان معاویه و هو من الصحابه اخطأ فیما اخطأ فیه من مسح الأرکان الأربعه، حتّی نبهه عبدالله بن عباس فی هذا، فانّ من دون معاویه یجوز علیه الخطا…
امّا آن‌چه را که سؤال‌کننده پرسیده: این گفتار شیخ الاسلام ابن‌تیمیه است و ما می‌دانیم که او از شدیدترین مردم در مقابله با بدعت‌هاست، بر فرض که از او این مطلب ثابت شده باشد، ولی قول او بر دیگری حجت نیست؛ زیرا ابن تیمیه همانند دیگران از اهل علم، گاهی اشتباه می‌کند و گاهی هم به واقع می‌رسد. و اگر بر معاویه که از صحابه است خطا روا باشد و وی در مواردی از روی اشتباه ارکان چهارگانه کعبه را مسح کرده است تا به حدّی که عبدالله بن عباس او را در این مورد تذکر داده است، پس بر آن کسی که از معاویه پایینتر است نیز خطا جایز است…
وهابیان در حالی منکر تبرک هستند که رسول خدا در معراج مأمور شد به مکان‌های مقدس تبرک جوید؛ چنان‌که انس بن مالک می‌گوید:
إِنَّ رَسُولَ اللهِ قَالَ: أَتیتُ بِدَابَّهٍ فَوْقَ الْحِمَارِ وَ دُونَ الْبَغْلِ خَطْوُهَا عِنْدَ مُنْتَهی طَرْفِهَا، فَرَکبْتُ وَ مَعی جَبْرَئیلُ ، فَسِرْتُ فَقَالَ: انْزِلْ فَصِلِّ فَفَعَلْتُ فَقَالَ: أَتَدْرِی أَینَ صَلَیتَ؟ صَلَّیتَ بِطَیبَهٍ وَ إِلَیها الْمُهَاجِرُ، ثُمَّ قَالَ: اِنْزِلْ فَصَلِّ، فَصَلَیتُ فَقَالَ: أَتَدْرِی أَینَ صَلَّیتَ؟ صَلَّیتَ بِطُورِ سَینَاءَ، حَیثُ کلَّمَ اللهُ عَزَّوَجَلَّ مُوسی … ثُمَّ قَالَ: اِنْزِلْ فَصَلِّ فَنَزِلْتُ فَصَلَّیتُ فَقَالَ: أَتَدْرِی أَینَ صَلَّیتَ؟ صَلَّیتَ بِبَیتِ لَحْمٍ حَیثُ وُلِدَ عِیسی . ثُمَّ دَخَلْتُ بَیتَ‌الْمَقْدِسَ فَجُمِعَ لِی الأَنْبِیاءَ فَقَدَّمَنِی جَبْرَئیلُ حتّی أَمَّمْتَهُمْ ثُمَّ صَعِدَ بِی إلی السَّمَاءِ الدُّنْیا…
همانا رسول خدا فرمود: برای من چهارپایی بزرگ‌تر از الاغ و کوچک‌تر از استر آوردند که گام‌هایش به اندازه منتهای نگاهش بود. بر آن سوار شدم و جبرئیل با من بود. حرکت کردم، جبرئیل به من گفت: فرود آی و نماز به‌جای آور، فرود آمده، و نماز خواندم او گفت: آیا می‌دانی کجا نماز خواندی؟ در طیبه (مدینه) نماز خواندی که هجرت تو به سوی آن است. سپس گفت: فرود آی و نماز به‌جای آور. من نماز خواندم، او گفت: آیا می‌دانی کجا نماز خواندی؟ در طور سینا نماز گزاردی، جایی که خداوند عزّوجلّ با موسی سخن گفت… سپس گفت: فرود آی و نماز به‌جای آور، من فرود آمده و نماز به‌جای آوردم. او گفت: آیا می‌دانی که کجا نماز گزاردی؟ تو در بیت لحم نماز خواندی آنجا که عیسی متولد شد. آن‌گاه داخل بیت المقدس شدم و پیامبران را به جهت من جمع نمود و جبرئیل مرا مقدم داشت تا بر آنان امامت کنم، آن‌گاه مرا به آسمان دنیا برد…
نتیجه‌گیری
تبرک منشأ و مبدأ و وثیه قرآنی دارد زمانی که حضرت یعقوب نبی از فراق یوسف نابینا شد، به تصریح قرآن کریم، حضرت یعقوب، لباس یوسف را به چشم خود نهاد و بینایی خود را بازیافت. «فَلَمَّا أنْ جاءَ الْبَشِیرُ ألْقاهُ عَلی وَجْهِهِ فَارْتَدَّ بَصِیراً قالَ ألَمْ أقُلْ لَکُمْ إِنِّی أعْلَمُ مِنَ اللهِ ما لا تَعْلَمُونَ».
پس چون مژده‌رسان آمد، آن پیراهن را به چهره او انداخت؛ پس بینا گردید. گفت: آیا به شما نگفتم که بی‌شک من از عنایت خدا چیزهایی می‌دانم که شما نمی‌دانید؟ تبرک و استشفا به پیراهن یوسف، نمونه‌ای از تبرک و استشفا به چیزی است که به شکلی، منسوب به اولیای الهی است. نقل این داستان توسط قرآن و عدم رد آن، نشان‌دهنده تأیید آن می‌باشد.
2. در تاریخ نبی‌مکرم اسلام نیز چنین چیزی اتفاق افتاده است براساس روایات معتبر نزد شیعه و سنی اصحاب پیامبر اکرم (ص) هنگام وضو گرفتن وی هجوم می‌آورند تا هر کسی قطره‌ای از آب وضوی او را به عنوان تبرک برگیرد به گونه‌ای که نمی‌گذاشتند قطره‌ای از آب وضو پیامبر بر زمین بریزد و اگر چیزی به کسی نمی‌رسید از رطوبت دست دیگری استفاده می‌کرد. (صحیح بخاری، ج1، ص 33)
مورد دیگر این که پیامبر قبای خود را کفن فاطمه بنت اسد قرار داد و در قبر او خوابید تا به برکت این عمل فاطمه بنت ااسد از سختی شب اول قبر در امان باشد.
سیره اصحاب تبرک جستن به ظرف غذای پیامبر (ص) و چاه‌هایی که آن حضرت از آنها آب نوشیده بود و … «چه در زمان حیات او و چه بعد از رحلت وی» بوده است.
بنابراین اصل تبرک جایز است ولی باید توجه داشت که اشیاء متبرک شده هیچ اختیاری از خود ندارند و هیچ شکلی را به خودی خود نمی‌توانند از انسان برطرف کنند و حتی لفظ خود آن پارچه‌ها و پرده کعبه و ضریح امام با خداوند است اگر تبرک جستن به قطرات آب و یا ظرف غذای پیامبر شرک و حرام بود وظیفه‌ی آن حضرت نهی و بازداشتن اصحاب از این عمل بود چنان که در مورد تصور مردم ـ هنگام فوت ابراهیم فرزند آن حضرت ـ درباره ارتباط خورشید گرفتگی با غم پیامبر وی بر فراز منبر مردم را از این خرافه نهی فرمود. اصولاً مبارزه با شرک و خرافه‌پرستی جزء اصلی‌ترین وظایف پیامبران بوده است.
اکنون که هر ساله پرده کعبه تعویض می‌شود، پرده سال قبل را قطعه قطعه می‌کنند و با تشریفات خاص به عنوان احترام، به کشوها و نصرای آنان هدیه می‌دهند سؤال ما این است که معنای این عمل، آیا چیزی غیر از تبرک است که خود وهابیون آن‌قدر از آن نهی می‌کنند؟
حال پیامبران و امامان بدان جهت که بندگان شایسته خداوند هستند، سزاوار احترام و محبتند و احترام و ابراز ارادت به آنان، بدان جهت نیستی که برای آنان در مقابل خدا، مقام و ارزشی مستقل قائل باشیم؛ بلکه آنان مستقل از خدا، هیچ چیزی ندارند و همه عظمت آنان و عشق و محبت ما به ایشان، ناشی از آن است که آنان در اوج معرفت، بندگی و عبودیت حضرت حق قرار دارند.
و مورد عنایت خاص پرودرگار می‌باشند. بوسیدن ضریح امامان (ع) و اولیای الهی، برخاسته از عشق و محبت نسبت به آنان است؛ همان‌گونه که عاشق هر چیزی را که منتسب به آنان است؛ همان‌گونه که عاشق هر چیزی را که منتسب به معشوق است، می‌بوید و می‌بوسد و به سینه می‌چسباند. برای زائر امام معصوم (ع) سنگ و چوب، ارزشی ندارد. بوسیدن ضریح و در و دیوار حرم از آن جهت است که منسوب به محبوبش، یعنی امام معصوم (ع) است. بنابراین بوسیدن و تبرک جستن، بدون اعتقاد به الوهیت یا ربوبیت (فاعلیت استقلالی)، شرک نیست.
براساس داوری وهابیان ـ که صرف بوسیدن و تبرک جستن به آثار اولیای الهی شرک و حرام است ـ پیامبر اکرم و اصحابش و نیز یعقوب نبی و همه انسان‌ها ـ حتی خود وهابیان که فرزندان خود را می‌بوسند ـ مرتکب شرک و حرام شده‌اند و فرق گذاردن بین بوسیدن کسی که زنده است و ضریح کسی که از دنیا رفته، دلیل قابل قبولی ندارد؛ اگر شرک است، باید هر دو مورد شرک باشد.
به نظر ما و آنچه که از آیات قرآن و روایات فریقین به دست می‌آید تبرک و دست مالیدن به ضریح یا قبا و قبه رسول خدا و ائمه معصومین کمتر از تبرک به کاسه آب یا جای دست آن حضرت نیست و نه تنها موجب شرک و بدعت نیست بلکه چه بسا شفای کسی در همین وسایل باشد اگر این کار شرک باشد تمام آنچه که مورخان و مفسران کتب حدیثی و روایات و آیات در این زمینه نقل کرده‌اند دلالت بر شرک صاحبان آنها می‌کند؛ در حالی که هیچ‌کس چنین نظر و اعتقادی ندارند. (سید نورالدین)
تبرک به قبر و خاک قبر سعدبن معاذ صحابی که اهل سنت تبرک جستند.
ابن‌سعد و ذهبی می‌گوید؛ شخصی مقداری از خاک قبر سعدبن معاذ برداشت، سپس نگاهی به آن کرد، ناگهان آن را مشک یافت.
ابونعیم اصفهانی و ابن‌حجر عسقلانی می‌گویند: حدانی در سال 183 هـ در روز هشم ذی‌الحجه ـ یوم التردیه ـ کشته شد و مردم از خاک قبر او همانند مشک برمی‌داشتند و در لباس و پیراهن خود قرار می‌دادند.
تبرک به آب وضوی پیامبر در روایات اهل سنت
این نوشته در علمی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.