تحقیق رایگان درمورد عبدالله بن زبیر و تجسم اعمال

 ٢ . تبرک به صلوات بر پیامبر
ابوهریره از پیامبر نقل کرده که فرمود: «مَنْ صَلّی عَلَی وَاحِدَهً صَلَّی اللهُ عَلَیهِ عَشْراً.» (کسی که بر من یک درود بفرستد خداوند بر او ده بار درود خواهد فرستاد.)
از آنجا که اصل برکت به معنای زیادتی و رشد است، لذا ده برابر شدن ثواب ذکر صلوات مصداق بارز برکت الهی در این ذکر می‌باشد. و از آن‌جا که این حدیث در صحیح مسلم آمده لذا مورد توافق اهل سنت و حتی وهابیان نیز می‌باشد. همان‌گونه که آنان به این حدیث استدلال کرده‌اند.
 ٣ . تبرک به تلاوت قرآن کریم
خداوند متعال می‌فرماید: «إِنَّ الَّذِینَ یتْلُونَ کتَابَ اللهِ وَ أَقَامُوا الصَّلاهَ وَ أَنْفَقُوا مِمَّا رَزَقْنَاهُمْ سِرّاً وَ عَلانِیهً یرْجُونَ تِجَارَهً لَنْ تَبُورَ * لِیوَفِّیهُمْ أُجُورَهُمْ وَ یزِیدَهُمْ مِنْ فَضْلِهِ إِنَّهُ غَفُورٌ شَکورٌ» (کسانی که کتاب الهی را تلاوت می‌کنند و نماز را برپا می‌دارند واز آن‌چه به آنان روزی داده‌ایم پنهان و آشکار انفاق می‌کنند، تجارتی (پرسود و) بی‌زیان و خالی از کساد را امید دارند. [آنها این اعمال صالح را انجام می‌دهند] تا خداوند اجر وپاداش کامل به آن‌ها دهد و از فضلش بر آن‌ها بیافزاید که او آمرزنده و شکرگزار است.)
از این‌که بر تلاوت قرآن اجر و پاداش کامل متفرع شده به دست می‌آید تلاوت آن این برکت و اثر تکوینی را دارد؛ زیرا پاداش در قیامت تجسم اعمال انسان در دنیاست.
 ۴ . تبرک به پیامبر در زمان حیات
وهابیان نیز تبرک به پیامبر در زمان حیات او را با انواع آن جایز می‌دانند.
جابر می‌گوید:
«غَزَوْتُ مَعَ رَسُولِ اللهِ ، فَتَلاحَقَ بِی وَ تَحْتِی نَاضِحٌ لِی قَدْ أَعْیا وَ لایکادُ یسِیرُ. قالَ: فَقالَ لِی: مَا لِبَعِیرِک؟ قَالَ: قُلْتُ: عَلِیلٌ. قَالَ: فَتَخَلَّفَ رَسُولُ اللهِ فَزَجَرَهُ وَ دَعَا لَهُ، فَمَا زَالَ بَینَ یدَی الإِبِلِ قُدَّامُهَا یسِیرُ قَالَ: فَقَالَ لِی: کیفَ‌تَری بَعِیرَک؟ قَالَ: قُلْتُ: بِخَیرٍ، قَدْ أَصَابَتْهُ بَرَکتُک»
با رسول خدا در جنگ شرکت نمودم، حضرت با من رو برو شد در حالی که شتر آبکشی همراهم بود که با حالتی خسته حرکت می‌کرد. پیامبر به من فرمود: شترت چه شده؟ عرض کردم: بیمار است. حضرت به پشت سر شتر رفت و با دست به او فشار داد و برای او دعا نمود، و بعد از آن، همین‌طور شتر با پاهایش حرکت می‌کرد. حضرت به من فرمود: شترت را چگونه می‌یابی؟ عرض کردم: خوب است؛ چرا که برکت شما شامل حالش شده است.
الف) تبرک به اعضای جسد پیامبر
انس بن مالک می‌گوید: «کانَ رَسُولُ اللهِ إِذَا صَلَّی الْغَدَاهَ جَاءَ خَدَمُ الْمَدِینَهِ بِآنِیتِهِمْ فِیهَا الْمَاءُ، فَمَا یؤْتی بِإِنَاءٍ إِلاَّ غَمَسَ یدَهُ فِیهَا، فَرُبَّمَا جَاؤُهُ فِی الْغَدَاهِ الْبَارِدَهَ فَیغْمَسَ یدَهُ فِیهَا.» (رسول خدا چون نماز صبح را به‌جای می‌آورد خدمت‌کاران مدینه با ظرف‌های آب نزد رسول خدا می‌آمدند و حضرت دست خود را در آن می‌زد، وچه بسا صبح سردی ظرف را می‌آوردند و حضرت دست خود را در آن فرو می‌برد.)
ب) تبرک به موی پیامبر
انس بن مالک می‌گوید: «لَقَدْ رَأَیتُ رَسُولَ اللهِ وَالْحَلاّقُ یحْلِقُهُ، وَأَطَافَ بِهِ أَصْحَابُهُ، فَمَا یرِیدُونَ أَنْ تَقَعَ شَعْرَهٌ إِلاَّ فِی یدِ رَجُلٍ.» (رسول خدا را مشاهده کردم در حالی که پیرایشگر سر حضرت را می‌تراشید و اصحابش به دور او می‌گشتند، ودست خود را می‌گرفتند و نمی‌گذاشتند که دانه مویی بر زمین افتد.)
مسلم به سند خود از انس نقل کرده که گفت: «إِنَّ النَّبِی أَتی مِنٍی فَأَتَی الْجَمْرَهَ فَرَمَاهَا ثُمَّ أَتی مَنْزِلَهُ بِمِنی وَنَحَرَ وَ قَالَ لِلْحَلاّقِ: خُذْ، وَ أَشَارَ إلی جَانِبِهِ الأَیمَنِ ثُمَّ الأَیسَرَ، ثُمَّ جَعَلَ یعْطِیهِ النَّاسَ.» (پیامبر به منی آمد، آن‌گاه به نزد جمره آمد و آن را رمی نمود. سپس به منزل خود در منی آمد و نحر کرد و به پیرایشگر فرمود: بچین (موهای مرا). و اشاره نمود به طرف راست و سپس به طرف چپ، آن‌گاه موها را به مردم داد.)
واقدی در کتاب «فتوح الشام» می‌نویسد: «… فَقَالَ خَالِدٌ: إِنَّ رَسُولَ اللهِ لَمَّا حَلَقَ رَأْسَهُ فِی حَجَّهِ الْوَدَاعِ أَخَذْتُ مِنْ شَعْرِهِ شَعَرَاتٍ فَقَالَ لِی: مَا تَصْنَعُ بِهؤُلاءِ یا خَالِدُ! ؟ فَقُلْتُ: أَتَبَّرَک بِهَا یا رَسُولَ اللهِ وَ أَسْتَعِینُ بِهَا عَلَی الْقِتَالِ قِتَالِ أَعْدَائِی. فَقَالَ لِی النَّبِی: لا تَزَالُ مَنْصُوراً مَا دَامَتْ مَعَک. فَجَعَلْتُهَا فِی مُقَدَّمَهِ قَلَنْسُوَتِی فَلَمْ أَلْقِ جَمْعاً قَطُّ إِلاَّ انْهَزَمُوا بِبَرَکهِ رَسُولِ اللهِ) (… خالد می‌گوید: چون رسول خدا سرش را در حجّهالوداع تراشید از موهایش تعدادی برداشتم. حضرت به من فرمود: با این موها چه می‌کنی ای خالد! عرض کردم: به آن تبرک می‌جویم ای رسول خدا و در جنگ‌های با دشمنانم از آن‌ها کمک می‌خواهم. پیامبر به من فرمود: تا مادامی که این موها با تو هست همیشه یاری شده و پیروزی. و من آن‌ها را در جلو کلاه خودم گذاشتم و با هیچ گروهی مقابله نکردم جز آنکه به برکت رسول خدا پراکنده می‌شدند…)
و نیز نقل می‌کند: «… وَ قَالَ: مَنْ أَنْتَ أَیهَا الْفَارِسُ الْهُمَامُ وَ الْبَطَلُ الضَّرْغَامُ؟ فَقَالَتْ: أَنَا زَوْجَتُک أُمُ تَمِیمٍ یا أَبَاسُلَیمَانَ! وَ قَدْ أَتَیتُک بِالْقَلَنْسُوَهِ الْمُبَارَکهِ اِلَّتِی تَنْصُرُ بِها عَلی أَعْدَائِک فَخُذْهَا إِلَیک…» (… و گفت: تو کیستی ای اسب سوار شجاع، جنگ‌جوی همچون شیر؟ او گفت: من همسرت «ام تمیم» هستم ای ابوسلیمان! و برای تو کلاهی مبارک آورده‌ام که با آن بر دشمنانت پیروز می‌شوی، آن را بگیر و نزد خود داشته باش…)
رسول خدا را در حالی دیدم که سلمانی مشغول تراشیدن موهای سر ایشان بود و اصحاب، آن حضرت را احاطه کرده بودند و هر کدام سعی می‌کرد تار مویی از آن حضرت به دست آورد و مویی بر زمین نیفتد.
مقداری از موی رسول خدا(ص) نزد ام سلمه همسر آن حضرت موجود بود و هنگامی که شخصی به چشم زخم دیگران به مرضی مبلا می‌شود، کاسه آب نزد ام سلمه می‌بردند تا موی پیامبر(ص) را در آن قرار دهد و مریض را به این وسیله مداوا می‌کردند.
در مورد «خالد بن ولید» نیز مسأله‌ی تبرک جستن به موی پیامبر(ص) چنین نقل شده است: «خالد بن ولید که در جنگ با ایران و روم تلاش زیاد می‌نمود و دمشق را نیز فتح کرده بود، در کلاهی که هنگام جنگ بر سر می‌گداشت، مقداری از موی رسول خدا(ص) قرار داده بود و برای پیروزی از این موها و برکت آن‌ها مدد می‌جست و همیشه پیروز می‌گشت.
از این‌گونه ماجراها بسایار نقل شده که نشانم می‌دهد تبک جستن به پیامبر(ص) امری متداول، ممدوح و معروف بوده است نه منکر، بدعت و شرک.
ج) تبرک به آب دهان پیامبر
اسماء دختر ابوبکر به سوی پیامبر هجرت کرد در حالی که به عبدالله بن زبیر حامل بود. او می‌گوید:
این نوشته در علمی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.