تحقیق رایگان درمورد سوره بقره و استقلال

ادله عدم جواز تبرک به غیر پیامبر
وهابیان بر عدم جواز تبرک به غیر پیامبر به ادله‌ای تمسک کرده‌اند:
دلیل اول: اجماع صحابه بر ترک تبرک به غیر پیامبر
اجماع صحابه بر ترک تبرک به ذوات وآثار غیر پیامبر ، با این‌که انگیزه آن وجود داشته است، که از آن جمله محبت به اولیا و مردان خدا بوده است و این دلالت دارد بر این‌که تبرک از مختصات پیامبر است.
پاسخ
اوّلاً: اگر ثابت شود که صحابه عملی را انجام نداده است چند احتمال در آن است:
الف) ترک مقصود؛ که اصولیون از آن به ترک وجودی تعبیر می‌کنند، و ترکی است که صحابه از ترک آن، قصد و هدف داشته و انجام نداده‌اند تا دیگران نیز ترک کنند تا به مفسدۀ آن مبتلا نشوند.
ب) ترک غیر مقصود؛ که از آن به ترک عدمی تعبیر می‌کنند، وآن موضوعی است که شارع و صحابه متعرض حکم آن نشده‌اند؛ زیرا مقتضی آن نبوده است، ومورد بحث صورت دوم است.
علوی مالکی می‌گوید:
انّ کون النبی او السلف الصالح لم یفعله لیس بدلیل بل هو عدم دلیل، ودلیل التحریم انّما یکون بورود نصّ یفید النهی عند فعل الشیء أو الإنکار علی فعله من المشرّع الأعظم ، أو ممّن یقوم مقامه من الذین جعل سنتهم هی سنته وطریقتهم هی طریقته…
این‌که پیامبر یا سلف صالح این کار را انجام نداده دلیل نمی‌شود، بلکه عدم دلیل است، ودلیل تحریم به ورود نصّی است که دلالت بر نهی از انجام شیء یا انکار از کاری از مشرّع اعظم دارد یا از کسانی که جانشین آنان بوده در این‌که سنّت وروش آن‌ها همان سنّت وروش رسول خدا بوده است…
ثانیاً: ترک غیر مقصود نمی‌تواند دلیل شرعی باشد؛ زیرا از پیامبر نقل شده که فرمود: «دَعُونِی مَا تَرَکتُمْ، إِنَّمَا هَلَک مَنْ کانَ قَبْلَکمْ بِسُؤالِهِمْ وَاخْتِلافِهِمْ عَلی أَنْبِیائِهِمْ، فَإِذَا نَهَیتُکمْ عَنْ شَیءٍ فَاجْتَنبِوُهُ، وَإِذَا أَمَرْتُکمْ بِأَمْرٍ فَأْتُوا مِنْهُ مَا اسْتَطَعْتُمْ.» (هرجا که شما را رها کردم شما نیز مرا رها کنید؛ زیرا افرادی که قبل از شما بودند با سؤال و رفت و آمدنشان نزد انبیا [به جهت پرسیدن زیاد] هلاک شدند، پس چون شما را از چیزی نهی کردم اجتناب کنید وچون شما را به چیزی دستور دادم در حدّ استطاعت انجام دهید.)
همچنین می‌فرماید: «إِنَّ اللهَ فَرَضَ فَرَائِضَ فَلاَ تُضَیعوُهَا، وَحَدَّ حُدُوداً فَلاَ تَعْتَدُّوهَا وَسَکتَ عَنْ أَشْیاءَ رَحْمَهً بِکمْ غَیرَ نِسْیانٍ فَلاَ تَبْحَثُوا عَنْهَا.» (همانا خداوند واجباتی را فرض کرده پس آن‌ها را ضایع نکنید، وحدودی را معین نموده پس از آن‌ها تجاوز ننمایید واز چیزهایی به جهت رحمت بر شما بدون فراموشی گذشت کرده پس آن‌ها را پیگیری نکنید.)
از پیامبر در جایی دیگر نقل شده که فرمود: «اَلْحَلالُ مَا أَحَلَّ اللهُ فِی کتَابِهِ، وَالْحَرَامُ مَا حَرَّمَ اللهُ فِی کتَابِهِ، وَمَا سَکتَ عَنْهُ فَهُوَ مِمَّا عَفَا عَنْهُ.» (حلال، هر چیزی است که خداوند آن را در کتابش حلال کرده وحرام هر چیزی است که خداوند آن را در کتابش حرام نموده است، وآن‌چه را که از آن سکوت کرده از جمله چیزهایی است که عفو نموده است.)
ثالثاً: تبرک به پیامبر وآثار او به لحاظ مبارک بودن پیامبر است وچون برکت غیر پیامبر را ثابت کردیم لذا می‌توان به غیر پیامبر نیز تبرک را تعمیم داد. واگر صحابه انجام نداده‌اند دلیل بر عدم جواز نیست؛ زیرا بسیاری از مسائل را صحابه درست تشخیص نداده‌اند، مثل؛
الف) تشخیص خیط ابیض از خیط اسود مورد نظر در آیه  ١٨٧ سوره بقره؛
ب) حکم عثمان به سنگسار زن جهنیه‌ای که بچه شش‌ماهه زاییده بود؛
ج) حکم عمر به رجم زن دیوانه.
دلیل دوم: ذریعه شرک در تبرک
وهابیان می‌گویند: اگر حکم به جواز تبرک داده شود باعث می‌گردد که برخی اعتقاد استقلالی پیدا کرده و از این طریق در شرک واقع شوند، و لذا باید از باب مقدمه حرام و سدّ ذرایع، از این عمل به طور کلی جلوگیری کرد.
پاسخ
نمی‌توان برای آنکه ممکن است برخی به جهت حکم به جواز تبرک به شرک بیفتند از آن منع کرد؛ و تنها باید از تبرک شرکی جلوگیری نمود و به عبارت دیگر مقدمه موصله یا مقدمه حرام، حرام می‌باشد و نمی‌توان جلو تمام موارد را گرفت گرچه موصل به حرام نباشد و به قول معروف درب مسجد را به خاطر یک بی نماز نباید بست.
بدرالدین حوثی در مورد این اشکال و پاسخ آن می‌گوید:
فان قیل: هذا باب اذا فتح کان فتحاً لباب المغالاه التی تکون مقدمه للشرک، فهو ذریعه للشرک، فلایجوز.
این نوشته در علمی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.