تحقیق رایگان درمورد راهبردهای شناختی و فراشناختی و دانش آموزان دبیرستانی

2-1-3 پیشینه تجربی پژوهش
استیل (2007) در یک فرا تحلیل علل و اثرات احتمالی تعلل ورزی را با متغیرهای متعدد مورد بررسی قرار داده است. یافته های وی نشان داد که بیزاری از تکلیف ، تأخیر در تکلیف پیش بینی کنندههای قوی برای تعلل ورزی هستند. او نیز یکی از ویژگیهای تأثیرگذار بر تعلل ورزی را بیزاری از تکلیف می داند. به باور استیل، کارهایی که جذابیت کمتری برای فرد دارند، بیشتر به تعویق انداخته می شود.
اکلز و ویگفیلد و همکارانشان در تحقیقات میدانی خود به این نتیجه رسیده اند که مولفه ارزش ، یعنی ادراک دانش آموز از اهمیت و کاربرد تکلیف و علاقه به آن، پیش بینی کننده بهتری برای ادامه ی دروس ریاضی و تصمیم به ثبت نام در این دروس است (ویگفیلد، 1994؛ ویگفیلد و اکلز، 1992؛ فیدر ،1982، 1988، به نقل از پینتریچ و شانک، 1386).
فیدر (1988) دریافت که ثبت نام دانشجویان در یک درس علوم انسانی، علوم اجتماعی و یا علوم دقیق، هم با انتظارات و هم با ارزش تکلیف برای ریاضی و انگلیسی رابطه دارد. دانشجویانی که ارزش تکلیف بیشتری برای ریاضی قائل بودند و توانایی خود در ریاضی را بالاتر ادراک می کردند، بیشتر احتمال داشت که در علوم ثبت نام کنند.
پژوهشهای الیس و نائوز(1997)؛ فراری، ولف و بک (1998)؛ فراری، ولف، وسلی، شوف و بک (1995) بر رابطه ی تعلل ورزی با جنس تاکید کرده اند، اما نتایج متناقضی نیز به دست دادهاند. در برخی از پژوهشها ( از جمله، هیل و دیگران ،1978؛سولومون و دیگران، 1984، راثبلوم و دیگران، 1986؛میلگرام و اسرولوف و روزنبام ،1988، افرت و فراری، 1998، سادلر و ساکس، 1993، به نقل از تمدنی، حاتمی، رزینی، 1390). هیچ گونه تفاوتی بین دو جنس گزارش نشده است در حالیکه پالادی، فرانکل – هاوزر(1986)، سطح تعلل ورزی زنان و بلانت و پیچل (1998)، سطح تعلل ورزی مردان را بالاتر گزارش کرده اند (تمدنی، 1390).
الیس و کناس (1977) پژوهشگرانی بودند که تعلل ورزی را در محیط دانشگاهی مطالعه کرده اند و بر این باورند که 95% دانشجویان دانشگاه آمریکا، بطور قطع شروع و تکمیل تکالیف را به تاخیر می اندازند و 70% دانشجویان، گرفتار تعلل ورزی مداوم هستند (سپهریان و حسینزاده، 1391).
همچنین فراری و تایس (2000) در مطالعات خود نشان داده اند که 70% جمعیت دانشگاه، در تکالیف آموزشی تعللکارند و احتمالا این نوع تعلل ورزی، از دانشجوی سال اول به دانشجوی سال آخر افزایش می یابد. این دانشجویان در هنگام مقاله نویسی، مطالعه ی آزمونها و تکمیل تکالیفی که اغلب پرفشار و بوجود آورنده ی اضطراب است تمایل به تعلل ورزی دارند.
فاتحی (1390) در تحقیقی دریافت که  پسران به طور معناداری از تعلل ورزی تحصیلی بیشتری نسبت به دختران برخوردارند. همچنین دانش آموزان از لحاظ تعلل ورزی تحصیلی به تفکیک پایه و رشته تحصیلی با یکدیگر تفاوت دارند و این تفاوت از لحاظ آماری معنادار است. به طوری که بیشترین تعلل ورزی تحصیلی به ترتیب در پایه های اول و دوم و سوم و رشته های عمومی، انسانی، تجربی و ریاضی مشاهده گردید.
استیل (2007) در مطالعات خود دریافت که بر اساس مدل انتظار – ارزش، افراد ابتدا تکالیفی را کامل می کنند که بالاترین ارزش و بیشترین فایده را به دنبال دارد. بنابراین می توان توضیح داد که چرا دانشجویان ترجیح می دهند به جای پرداختن به تکالیف سخت دروس دانشگاه که به زودی موعد تحویل آن فرا می رسد، به تماشای تلویزیون بپردازند. همچنین این مدل نشان می دهد که درجاتی از تعلل ورزی در همه افراد جامعه وجود دارد.
بتل (1965) در یک نمونه از دانش آموزان دبیرستانی دریافت که هم انتظارات و هم ارزش اهمیت، رابطه مثبتی با مداومت روی تکلیف ریاضی دارد. یافته های بتل (1966) و فیدر (1988)، حمایت تجربی محکمی را برای این که مولفه های انتظار و ارزش رابطه مثبتی با یکدیگر دارند، و برخلاف مدل اتکینسون (1964) رابطه معکوس ندارند به دست می دهند (پینتریچ و شانک، 2002).
اکلز و میجلی (1989)، ویگفیلد (1994) و ویگفیلد و اکلز (1992) در مطالعات خود نشان دادند، نمره ای که کودکان بزرگتر به علاقه، اهمیت و کاربرد موضوعات درسی می دهند در مقایسه با نمره متوسط در کودکان خردسال، کمتر است. تحقیقات دیگر اکلز و همکاران (1989) و ویگفیلد و همکاران (1991) در این زمینه نشان داده که انتقال از دبستان به راهنمایی با کاهش معنادار نمره ای که دانش آموزان به علاقه به ریاضی و انگلیسی و اهمیت این دروس می دهند همراه است (پینتریچ و شانک، 2002).
برندث و میلر(1991) و حجازی و عابدینی (1387) نیز نشان دادند که ارزش تکلیف، مشارکت معناداری در پیشرفت تحصیلی دارد ( لواسانی، حجازی، خضریآذر، 1391).
تحقیقات انجام یافته روی مدلهای انتظار- ارزش نشان میدهد دانشآموزانی که تکالیف تحصیلی را ارج مینهند و به آنها علاقه دارند، بیشتر احتمال دارد که در آینده تکالیف مشابهی را برگزینند، و در ضمن عملکرد بهتر و یادگیری بیشتری دارند و به شکل سازگارانه تری به تکلیف میپردازند (پینتریچ و شانک،2002).
توکلی (1392) دریافت زنان ودانشجویانی که به رشتهی تحصیلی خود علاقه دارند، تعلل ورزی کمتری نشان میدهند. همچنین دانشجویانی که با هدف کسب علم و مهارت وارد دانشگاه میشوند تعلل ورزی کمتری نشان میدهند.
واینر (1992) تحقیقاتی را که در مورد دشواری تکلیف در سطح متوسط انجام شده شدهاند، جمعبندی کرده و به این نتیجه رسیده است که تحقیقات آزمایشگاهی در زمینهی انتخاب تکلیف و مداومت در آن، از این تعمیم دهی که انگیزش و پرداختن به تکلیف و مداومت در آن وقتی بیشتر است که دشواری در سطح متوسط باشد، حمایت میکنند.
پژوهشگران نشان دادهاند که به طور تجربی ارزش تکلیف میتواند درگیری در تکلیف آینده و مداومت درآن، ثبت نام درس ارزش گذاری شده و پیشرفت در آن را پیشبینی کند (به نقل از حسینی، طالع پسند و بیگدلی، 1390).
رستماوغلی و همکاران (1392) در پژوهشی دریافتند، دانشآموزان با خودتنظیمگری بالا که راهبردهای شناختی و فراشناختی بیشتری استفاده میکردند تعللورزی پایینتری داشتند و در نتیجه پیشرفت تحصیلی آنها بالا بود.
سادلر و بولی (1991) در مطالعهای دریافتند تعللورزی تحصیلی بالا با ناتوانی در بیان احساسات و هیجانات همراه است (رستماوغلی و همکاران، 1392).
مطالعات صالحی، جوانشیر، سعیدی و شجاعی (1386)، نشان میدهد که ویژگیهایی از قبیل نگرش، نحوه یا بینش والدین نسبت به فرزندان، شیوههای فرزندپروری، ناتوانی در بیان هیجانات، انتظار بیش از حد والدین از فرزندان و ویژگیهای تعللورزی فرزندان از قبیل : بیتوجهی به موضوعات درسی و پشت گوش انداختن انجام تکالیف درسی از جمله عوامل افت تحصیلی دانشآموزان است.
گل محمدیان و همکاران (1388) در پژوهشی دریافتند که رابطهی مثبت معنی داری بین تعللورزی و سلامت روان وجود دارد. بدین معنی که هر چقدر میزان مشکلات سلامت روان بیشتر باشد تعللورزی و تعویق در کارها در بین دانشآموزان بیشتر است.
سولومون و راثبلوم (1984) و آنوگبازی (2004) در مطالعات خود در بررسی رابطهی بین ترس از شکست و تعللورزی تحصیلی دانشجویان کارشناسی دریافتند که ارتباط معکوس معناداری بین تعللورزی تحصیلی و ترس از شکست وجود دارد (خانی، 1388).
جوکار و دلاورپور (1386) در تحقیق خود حجم نمونه 255 دانشجو در مقطع کارشناسی ارشد دانشگاه دریافتند که: اهداف عملکرد گریزی و تبحرگریزی پیشبینی کنندههای مثبت و هدف تبحرگرایی پیش بینی کنندهی منفی، تعللورزی تحصیلی بود. در مجموع تحقیق آنها نشان داد که تعللورزی به عنوان یک نقص در خودنظمجویی، با الگوی چهاروجهی اهداف در ارتباط است.
پژوهش مصطفوی (1389)، در میان 372 دانشجوی مقطع کارشناسی نشان میدهد که متغیرهای جهتگیری هدف پیشرفت، ادراکات خودکارآمدی در خودتنظیمی و ویژگیهای شخصیتی و مسئولیتپذیری؛ به طور ترکیبی و تفکیکی قادرند تعللورزی تحصیلی را پیشبینی کنند.
بابادوغان (2010)، درتحقیقی بر روی دانشجویان زبان انگلیسی دانشگاه آنکارا، در بررسی رابطه بین روشهای یادگیری و پیشرفت تحصیلی با تعللورزی تحصیلی به این نتیجه رسیده است که ارتباط مثبت معنی داری بین تعللورزی تحصیلی و روشهای یادگیری وجود دارد. این بدان معنی است که ممکن است نوع روش یادگیری در کاهش تعللورزی تحصیلی و افزایش پیشرفت تحصیلی نقش داشته باشد.
این نوشته در علمی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.