تحقیق رایگان درمورد حجرالاسود و مقابله

گفته شده است از آنجا که سدّ ذرایع و بستن راههای حرام لازم است، لذا تحریم تبرک به جهت سدّ باب وقوع در شرک لازم می‌باشد.
پیامبر از این‌که قبرش عید قرار گرفته وقبرها مسجد شود نهی کرده است. و نیز ثابت شده که این عمل از سنن یهود و نصارا است.
پاسخ
اوّلاً: ممکن است که مقصود از عید قرار گرفتن قبر که از آن نهی شده این باشد که قبرها مثل عیدها نباشد که هر سال یک بار تکرار شود بلکه باید مکرر در طول سال به زیارت قبر پیامبر آمد.
ثانیاً: ممکن است که مقصود از نهی، این باشد که در کنار قبر پیامبر همانند مراسم عید رفتار نشود بلکه باید از معنو یات آن استفاده گردد.
ثالثاً: در قسمت دوم حدیث از محل سجده قرار گرفتن قبر پیامبر نهی شده است همان‌گونه که یهود ونصارا چنین می‌کردند و مسلمانان هیچ‌گاه بر قبر پیامبر سجده ننموده و نمی‌کنند.
دلیل سوم: ترک صحابه
سلف از صحابه وافرادی که بعد از آن‌ها آمدند چنین کاری نکرده‌اند.
پاسخ
جواب این اشکال از مباحث گذشته معلوم می‌گردد.
دلیل چهارم: عدم نفع زیارت برای میت
مقصود از زیارت قبور، تبرک به میت و… نیست، بلکه همانند نماز بر میت نفع رساندن به اوست…
پاسخ
اوّلاً: تبرک اختصاصی به زیارت قبور ندارد.
ثانیاً: مورد تبرک به میت، برای افراد عادی است که احتیاج به نفع دارند نه افرادی که مثل پیامبرند.
دلیل پنجم: عدم اعتقاد عمر به تبرک حجرالاسود
بخاری ومسلم به سندشان از عمر نقل کرده‌اند که: «جَاءَ إلی الْحَجَرِ الأَسْوَدِ فَقَبَّلَهُ فَقَالَ: إِنِّی أَعْلَمُ أَنَّک حَجَرٌ لاتَضُرُّ وَلاتْنَفَعُ وَلَوْلا أَنِّی رَأَیتُ النَّبِی یقْبَلُک مَا قَبَّلْتُک.» (عمر به نزد حجر الاسود آمد وآن را بوسید وگفت: من می‌دانم که تو سنگی هستی که نه ضرر می‌رسانی ونه نفع، واگر نبود که مشاهده کردم رسول خدا تو را می‌بوسید، من تو را نمی‌بوسیدم.)
گفته شده: عمر بن خطاب اعتقاد به برکت داشتن حجرالاسود نداشته است.
پاسخ
اوّلاً: قول عمر بن خطاب وفعل او خصوصاً با مخالفت دیگر صحابه با آن، مدرک وحجت برای ما نیست.
ثانیاً: کلام عمر تنها دلالت بر وجوب تسلیم در برابر شارع در امور دین دارد، و این آن چیزی است که تبرک‌کنندگان از تبرک اراده می‌کنند. وکسی که ادّعا کرده قصد عمر از این عبارت تحریم تبرک است باید آن را اثبات کند.
6. تبرک به غیر پیامبر
یکی از اعمالی که شدیداً مورد مذمّت وطعن وهابیان قرار گرفته وآن را بدعت وشرک می‌نامند مسأله مسح کردن ودست کشیدن بر قبور اولیای الهی وحتی پرده خانه کعبه ودیوار کعبه است. آن‌ها نه تنها حکم به حرمت وشرک بودن این عمل کرده‌اند، بلکه شدیداً با آن به مقابله فیزیکی می‌پردازند. اینک جا دارد این عمل را به‌طور خصوص مورد بحث و بررسی قرار دهیم.
اقوال در مسأله
این نوشته در علمی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.