تحقیق رایگان درمورد اسماعیلیان و قرآن کریم

«اِذا توفئاً النبیُ (صلی‌الله علیه و آله) کادو یقتلونَ علی وضوئیه»
انی ابن‌مالک نقل می‌کند.
رسول خدا را در حالی دیدم که مسلمانی مشغول تراشیدن موهای سر ایشان بود و اصحاب آن حضرت را احاطه کرده بودند و هر کدام سعی می‌کرد تار مویی از آن حضرت به دست آورد و مویی بر زمین نیفتد.
مقداری از موی رسول خدا نزد امّ سلمه همسر آن حضرت موجود بود و هنگامی که شخصی به چشم زخم دیگران به مرضی دچار می‌شد کاسه آب نزد امّ سلمه می‌بردند تا موی پیامبر را در آن قرار دهد و مریض را به این وسیله مداوا می‌کردند.
در مورد «خالدبن ولید» نیز مسئله تبرک جستن به موی پیامبر چنین نقل شده است: «خالدبن ولید که در جنگ با یاران و روم تلاش زیاد می‌نمود و دمشق را نیز فتح کرده بود، در کلاهی که هنگام جنگ بر سر می‌گذاشت مقداری از موی رسول خدا قرار داده بود و برای پیروزی از این موها و برکت آنها مرد می-جست و همیشه پیروز می‌گشت.
از این‌گونه ماجراها بسیار نقل شده که نشان می‌دهد تبرک جستن به پیامبر امری متداول، ممدوح و معروف بوده است نه منکر، بدعت و شرک.
– ابوبرده می‌گوید: عبدالله بن سلام روزی به من گفت: آیا می‌خواهی در کاسه‌ای که رسول خدا با آن آب خورده است به تو آب بدهم؟
از این روایت نیز معلوم می‌شود که عبدالله کاسه‌ای را که پیامبر از آن آب خورده است و لب‌های مبارکش با آن تماس گرفته به عنوان یک چیز باارزش و متبرک نگهداری می‌کرده است.
– روایتی که در صحیح بخاری در مورد بوسیدن دست پیامبر آمده است که بدین مضمون می‌باشد؛ رسول خدا در هوای گرم تابستان به سوی شهر بصحا خارج شد و وضو گرفت نماز ظهر و عصر را به صورت شکسته به جای آورد… سپس مردم برخاستند و برای تبرک خود را به پیامبر نزدیک کردند آنها دست‌های پیامبر را می‌گرفتند و بر صورتشان می‌مالیدند. راوی می‌گوید: من هم دست حضرت را گرفتم و به صورتم گذاشتم. دستانی که از برف سردتر از مشک خوشبوتر بود.
– روایتی که در مسند احمد در شرح حال «حنظله» بیان شده است.
حنظله می‌گوید: پدرم مرا نزد پیامبر برد و فرمود: من پسرانی دارم که بزرگ شده‌اند و این پسر کوچک-ترین آنهاست برای او در درگاه خدا دعا کن. حضرت دست بر سر من کشید و فرمود: خداوند به این فرزند برکت عنایت فرماید.
راوی می‌گوید: من بعدها حنظله را دیدم افرادی که صورتشان ورم داشت یا حیواناتی که پستانشان ورم کرده بود نزد او می‌آوردند و او می‌گفت: به نام خدا و دستش را بر سرش در جای مسح رسول خدا می گذاشت و آن را مسح می‌کرد و سپس بر جای ورم کرده می‌کشید و ورم از بین می‌رفت. (8)
فهرست منابع و مؤاخذ
قرآن کریم.
ابن اثیر، النهایه، قم: انتشارات اسماعیلیان، بی تا.
ابن الحاج، المدخل، بیروت: دارالفکر، بی تا.
ابن تیمیه، اقتضاء الصراط المستقیم،بی جا، بی نا، بی تا.
ابن درید، جمهره اللغه، بیروت: دارالکتب العلمیه، بی تا.
ابن عثیمین، مجموع فتاوی و رسائل، ریاض، بی نا، بی تا.
ابن کثیر، البدایه و النهایه، طبع محمد بن راشد مکتوم، بی جا، بی نا، بی تا.
ابن منظور، لسان العرب، بیروت: داراحیاء التراث العربی، بی تا.
البانی، محمدناصرالدین؛ التوسل (انواعه و احکامه)، بیروت: المکتب الاسلامی، بی تا.
بدرالدین الحوثی، الایجاز فی الردّ علی فتاوی الحجاز، صنعا: مکتبه الیمن الطبری، بی تا.
جمع احمد بن عبدالرزاق دویش، فتاوی الجنه الدائمه للبحوث العلمیه و الفتاء، ریاض: دارالمؤید، بی تا.
این نوشته در علمی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.