تحقیق درمورد الگوریتم فرا ابتکاری و قیمت گذاری پویا

امروزه صنایع تولیدی تحت فشارهای شدید ناشی از افزایش هزینههای انرژی، مواد خام، نیروی انسانی، سرمایه و رقابت جهانی قرار دارند در حالی که این روندها برای دراز مدت حفظ خواهند شد، مشکلات پیش روی تولید روز به روز عمیقتر میشوند. در این بین سیستمهای تولید انعطافپذیر به عنوان یکی از کاراترین روشهای مورد استفاده در کاهش و یا حذف این مشکلات در فرایندهای تولیدی، به شمار میروند. (شکل 1-3 و 2-3 را ببینید). سیستمهای تولید انعطافپذیر بیشتر از آنکه یک راه حل تکنیکی به حساب آیند، به عنوان یک راهحل تجاری که منجر به بهبود سودهی (کاهش پیش زمان سفارش و سطوح موجودی، پاسخ سریع به تغییرات بازار، سطوح کار نیروی انسانی پایینتر و بهبود اثربخشی تولید با انعطافپذیری عملیاتی) میشوند، خود را مطرح ساختهاند]52[.
و از طرفی محدودیت ظرفیت موجود در واحدها مسئلهای است که همواره مدیریت را در چالش تصمیمگیری بهینه در مورد پاسخگویی به تقاضاها در جهت کسب درآمد و سود بیشتر قرار میدهد. مدیریت درآمد و قیمتگذاری یکی از راهکارهای مورد استفاده در این زمینه میتواند به شمار آید که علاوه بر کنترل تقاضا با استفاده از سیاستهای قیمت گذاری ‌میتواند تضمین کننده سوددهی و بهروری شرکتها و واحدهای تولیدی باشد که در دهههای اخیرکارایی و اثربخشی خود را در صنایع مختلف به اثبات رسانیدهاند.
شکل1-3: سیستم های تولید انعطاف پذیر در مقیاس بزرگ ]52[
شکل 2-3: سیستم های تولید انعطاف پذیر به عنوان کاراترین ابزار کاهش مشکلات فرایند تولید شناخته می شوند]52[
فصل پیش رو شامل دو قسمت مجزا میباشد.
در قسمت اول به تعریف و تشریح مفاهیم مدیریت درآمد، قیمت گذاری، سیستمها و سلولهای تولید انعطاف پذیر،و کاربرد آن پرداخته و در قسمت دوم الگوریتم فرا ابتکاری شبیه سازی تبرید و الگوریتم ژنتیک به عنوان یک رویکرد حل مسائل NP- complete معرفی میگردد.
1-1-3: مدیریت درآمد:
مدیریت درآمد در حقیقت فرآیندی است که ظرفیت مناسب را به مشتری مناسب در مکان مناسب جهت حداکثر نمودن درآمد موسسه تخصیص میدهد.مدیریت درآمد میتواند یک ابزار نیرومند در دست مدیریت باشد زیرا با استفاده از آن تقاضاهای مشتریان به شیوه ای مناسب، قابل پیش بینی میشود که این امر در برنامهریزی تولید اهمیت فراوان دارد. مدیریت درآمد در حقیقت مسئله جدیدی نیست بلکه قدمتش به زمانی باز میگردد که اولین بار خدمتدهی به مشتریان با محدودیت ظرفیت مواجه گشت اما به هر حال شاید بتوان گفت که تحقیقات مدون علمی روی مسئله مدیریتدرآمد از زمانی آغاز شد که شرکت امریکن ایرلاینز توسط آن سیستم رزواسیون جدیدی به نام SABRE را دراواسط دهه 1980 راهاندازی نمود.
این سیستم به شرکت اجازه میداد که قیمت بلیطها را در هر مسیری بر اساس پیش بینی نرخ تقاضای مشتریان ناگهان تغییر دهد. شرکت با استفاده از این سیستم توانست با اتخاذ یک استراتژی مناسب با ارائه بلیط های فوق ارزان ظرفیتهای خالی را در پروازهای خود پر نماید و از این راه سود سرشاری معادل 500 میلیون دلار در سال کسب نماید.
1-1-1-3: جایگاه مدیریت درآمد در مدیریت تولید:
به طور کلی تولید و عملیات در یک سازمان غالبا نگران مسائلی همچون طراحی، برنامه ریزی، کنترل و بهبود کلیه فرایندها و منابع سازمان جهت تولید یک محصول یا ارائه یک خدمت به مشتری میباشد.خواه مسئله تامین خدمات مناسب به مشتریان در صنعت هواپیمایی باشد و یا خواه در صنایع دیگر نظیر خودروسازی، قطعه سازی، پلاستیک سازی تولید کارت پستال و حتی برگزاری همایشها و جشنها. مدیران عملیاتی همواره درگیر طراحی، ایجاد و ارائه آن محصول یا خدمات بوده اند.
2-1-1-3: قیمت گذاری پویا:
در سالهای گذشته استفاده از روشهای قیمت گذاری پویا در صنعت خرده فروشی و نیز سایر صنایع رواج بسیار یافته است. سه عاملی که به رشد این جریان منجر شده اند عبارتند از: 1) دسترسی بیشتر به اطلاعات تقاضا، 2)سهولت اعمال تغییر در قیمتها بدلیل ظهور فناوریهای نو و 3) در دسترس بودن ابزارهای پشتیبانی تصمیم گیری مورد نیاز برای تحلیل اطلاعات تقاضا و قیمت گذاری پویا . تعیین قیمت مناسب کار پیچیده ای است، که شرکت نه تنها باید از هزینههای عملیاتی و میزان موجودی خود آگاه باشد، بلکه همچنین نیازمند اطلاع از این مسئله است که مشتری در حال حاضر چه ارزشی برای محصول قائل است و وضعیت تقاضا در آینده به چه شکل خواهد بود. علاوه بر این شرکت باید تغییرات قیمت را به گونه ای اعمال کند که از بابت این تغیرات ، حداقل هزینه را متحمل گردد.
اگرچه در شرایط کنونی اطلاعات فوق به میزان مورد نیاز در اختیار شرکتها قرار نداشته و هزینههای ناشی از تغییرات قیمت در اغلب موارد همچنان بالاست، کاربرانی که حتی به شکل محدود از نرم افزارهای نوین پشتیبانی تصیم گیری برای قیمتگذاری پویا استفاده کرده اند، همواره بهبود عملکرد مالی و بازگشت سریع سرمایه را گزارش کرده اند. موسسه پژوهشی AMR در سسال 2002 برآورد کرد که بازار ابزارهای بهینه سازی قیمت گذاری از 75 میلیون دلار در سال 2002 به حداقل 500 میلیون دلار در سال 2005 خواهد رسید.
2-1-1-3:توابع تقاضای به کار رفته در مدل:
در ادبیات این مسئله توابع مختلفی برای تقاضای وابسته به قیمت ارائه شده است. از جمله تابع یکنواخت،‌نمایی و کسری.در این تحقیق به صورت خاص تقاضا را تابع نمایی از قیمت در نظر خواهیم گرفت. دلایل مختلفی برای این انتخاب وجود دارد که به شرح زیر است:
شکل3-3: مقایسه توابع مختلف تقاضا ( نمایی- یکنواخت- کسری)
تابع کسری ،‌تابع مناسبی برای تقاضا نخواهد بود. چراکه طیف بسیار کمی از قیمت را شامل میشود. به این معنی که تقاضا از مقدار بسیار بالایی به ازای قیمت ارائه شده ناچیز شروع شده و با افزایش قیمت به سرعت کاهش مییابد و به صفر میل میکند،‌ درحالیکه در واقع تقاضا با افزایش قیمت در بازه گستردهتری انعطاف نشان میدهد.
تابع یکنواخت بهدلیل سادهتر بودن روابط،‌در هنگام حل جوابهای بسیار خوبی را ارائه میدهد و میتوان روابط بسته مناسبی برای متغیرها بدست آورد. اما در واقع این تابع نیز در مقایسه با تابع نمایی کمتر واقعی به نظر میرسد، چراکه در بازار ، این مسئله کاملا بدیهی است که تقاضا رشدی یکنواخت با افزایش قیمت نخواهد داشت (کشش تقاضا نسبت به قیمت ثابت نیست) و قیمت هر کالایی را تا حد خاصی میتوان افزود و بیش از آن تقاضا برای کالا بسیار کم خواهد شد و مشتری به سمت کالای جایگزین خواهد رفت.
در هر صورت برای هر کالایی که تولید میشود،‌تقاضایی متصور است و نمیتوان اقدام به تولید محصولی کرد که تقاضا برای آن صفر مطلق باشد. صفر شدن مقدار تقاضا در حالت یکنواخت بهازای قیمت نیز مورد دیگری است که نمایی بودن تقاضا بر حسب قیمت را موجه تر مینماید.
با توجه به توضیحات ارائه شده، ‌مشتری تقاضای خود را بهصورت نمایی از قیمت ارائه شده تعیین میکند و همانطور که ذکر شد سیاست تولید ، پیکره بندی سلولها و قیمت گذاری همزمان به گونهای بهینه میشود که سود در کل سیستم بیشینه شود.
2-1-3: تولید سلولی
این نوشته در علمی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.