برنامه ریزی استراتژیک و برنامه ریزی استراتژی

تعریف کاربردی:برابر با تعریف نظری می باشد.
بررسی متون
مقدمه
هر سازمانی اعم از کوچک و بزرگ، دارای رسالت و اهدافی است که استراتژی راه رسیدن به این اهداف را تعیین می نماید. پیشبرد فروش در جهان امروزی که بازار رقابت، جهانی شده و دامنه ارتباطات بسیار وسیع گشته، و نیز ایجاد و رسوخ در بازار برای هر شرکتی بسیار مشکل و دارای اهمیت بسیار زیادی است. شرکتها و سازمانها برای دستیابی به این اهداف، تلاشی گسترده را انجام داده و استراتژیهای مختلفی را طرح و اجرا می نمایند. صنعت تولید واکسن از جمله صنایعی است که علیرغم محدود بودن شرکتهای تولید کننده آن به دلایل گوناگون، از رقابت و جاذبه بسیار بالایی برخوردار است. ایجاد بستری مناسب جهت صادرات واکسن هپاتیت ب از جمله اهداف انستیتو پاستور ایران می باشد و در این راستا نیاز به طرح و استراتژهای لازم دارد.
سابقه تاریخی
یک سازمان برای تامین هدفی خاص به وجود می آید که به وسیله هیات مدیره یا به وسیله مدیریت عالی سازمان یا به وسیله مدیر تعیین می شود.در واقع، مسئولیت اصلی مدیریت عالی سازمان تعیین هدفها، استراتژی و طرح سازمان است تا بدان وسیله سازمان را مناسب محیطی نماید که همواره در حال تغییر است.(ریچارد ال دفت, 1998)
اولین متفکر بزرگی که به اندیشه استراتژیک شکل داد . فیلسوفی چینی به نام سون تو بود که رساله خودرا در 400سال پیش از میلاد مسیح باعنوان هنر جنگ نگاشت و پدر استراتژی شناخته شد.ین فیلسوف،استراتژی را در اصطلاح نظامی هنر و حق طرحریزی ، ترکیب و تلفیق عملیات نظامی برای رسیدن به هدف جنگی مشخص تعریف می کند .
استراتژی از واژه یونانی استراتگوس گرفته شده است که در حدود 400 سال پیش از میلاد به کار می رفته وبه در هنر و علم هدایت نیروهای نظامی اطلاق می شده است و متنونی که یونانیان و رومیان برای احراز پیروزی در جنگ به کار می بردند .در حقیقت نوعی حیله نظامی بود که استراتژم نامیده می شد .
در زمان ناپلئون ، استراتژی تعریف دیگری پیدا کرد ،دو علم حرکات و طرحهای نظامی ،به هر حال ،در اوایل قرن هجدهم « استراتژی » علم فرماندهان عالی به معنای ترکیبی از اطلاعات آنان و حرکاتی که به کار می بسته اند بود و پس از جنگهای پیروزمندانه ناپلئون ، استراتژیی بنام دوکلائوزویتس استراتژی را چنین تعریف می کند . « هدایت نیرو و تطبیق و هماهنگ ساختن نیروها ورنیل به هدفهای جنگ به عبارت دیگر دادن طرح و اجرای آن ».
تکامل استراتژی از زمان مرگ کلائوزوتیس که در حقیقت بنیانگذار اصلی استراتژی در قرن 19 بوده برخلاف دوران گذشته ، بیش از آنکه از تحول ارا و افکار ناشی شده باشد.بر اثر سیر و تابع روی داده است . انقلاب صنعتی در اروپا سبب تحول مفهوم سنتی و استراتژی گردید . اختراع پیشین بخار و سایر پیشرفتهای صنعتی موجب سرعت جابجایی انسان و کالا چه در خشکی و چه در آب شد. تحول در مخابرات باعث شد که فرماندهای نظامی بتوانند نیروها را بهتر کنترل کنند . وقوع انقلاب اجتماعی نیز چه از فکر و شیوههای هدایت و کنترل انسانها را دگرگون کرد و در نتیجه در سالهای اولیه قرن بیستم شاهد جدید و متفاوتی از استراتژی هستیم . دو متفکری که در تئوری های این دوره نقش مهمی داشتند آلفرد ماهان و هانس وبروک بودند که بر ارتباط نزدیک جنگ و سیاست تاکید کردند . جنگ جهانی دوم میدانآزمونی برای متفکران استراتژی آن دوران بود ،زیرا در این جنگ مستقیم و یا غیر مستقیم کلیه کشورها و قاره ها را در برگرفت و طی آن تدابیر یک جنگ تمام عیار ، اقدام های سیاسی ، جنگ اقتصادی ، روانی، علم و عملیات نظام پدر هم آمیخت . در این جنگ ، به دلیل به کارگیری گسترده سایر علوم و تکنولوژی ها و بروز تحولات زیاد استراتژی از چارچوب نظامی حرف خارج شد.
ظاهرا اولین کتابی که در زمینه مدیریت استراتژیک نوشته شد « لزآبوف » بود که درسال 1965 با عنوان « استراتژی شرکت » منتشر شد و بعدها کتاب های متعددی در این زمینه انتشار یافت . در دهه اخیر تعداد کتبی که در این زمین به چاپ رسیده بسیار زیاد است .(محمد رضا ملکی- سیدجمال الدین طبیبی, 1382)
چارچوب نظری
در بخشهای پیشین ، استراتژی را دو راه و روش رسیدن به اهداف تعریف نمودیم . از سوی دیگر ،عنوان شد که اموری استراتژیک تلقی می شود که حداقل دارای سه شرط باشند :
بلند مدت باشند
در محیط رقابتی باشند
جنبه حیاتی داشته باشند
بنابراین ، استراتژی ،نوع خاصی از راه و روش های دستیابی به اهداف است که شرایط سه شرط را داشته باسند . یعنی در مورد چگونگی دستیابی به اهداف بلند مدت و حیاتی سازمانی که در محیط رقابتی قرار دارد بحث می کند .(برنامه ریزی استراتژیک برای موسسات کوچک و متوسط, 1384)
در تعریفی دیگر، استراتژی عبارت است از یک برنامه برای ایجاد رابطه متقابل با عوامل محیطی که معمولا ضد و نقیض هستند،جهت تامین هدفهای سازمان.برخی، هدف را مترادف با استراتژی می دانند، ولی هدف مشخص می کند که سازمان به کجا می خواهد برود و استراتژی تعیین کننده شیوه رسیدن به آنهاست. (ال., دفت،ریچارد, 1998)
یکی از ابعاد مهم برنامه ریزی استراتژیک ، تدوین استراتژی های لازم برای میل به اهداف سازمانی است . همانطوریکه قبلا عنوان شد استراتژی را گاهی به عنوان روش و راه رسیدن به اهداف تعریف می کنند . طبق این تعریف ، استراتژی هم راه و هم روش یا چگونگی دستیابی به اهداف را بازگو می کند . با توجه به اینکه اموری که استراتژیک نامیده می شوند که حداقل دارای سه شرط باشند : از جمله بلند مدت باشند ، در محیط رقابتی باشند ، جنبه حیاتی داشته باشند ، بنابراین استراتژی نوع خاصی از راه و روشهای دستیابی به اهداف است که این شرایط سه گانه را داشته باشد . یعنی در مورد چگونگی دستیاب به اهداف بلند مدت و حیاتی سازمان که در محیط رقابتی قرار دارد بحث می کند.
این نوشته در علمی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.