برنامه ریزی استراتژیک و برنامه ریزی استراتژی

نیاز به مطالعات و بررسی های زیاد و گسترده (دیوید ،1380 ص ،150)
برنامه ریزی در سه سطح کل موسسه ، واحدهای بازرگانی استراتژیک و بخش های وظیفه ای (دیوید ،1380 ص:150 امیرکبیر ، 137. ص 432)
الف ) تفاوت های محتوایی برنامه ریزی استراتژیک
شرکت های کوچک
شرکت های بزرگ
معمولا ماموریت همان بینش بناینگذاران است
بررسی کلی اثرات محیط بر شرکت (دیوید ،1380 ص ،150 امیرکبیر : 1377. ص 432)
تعیین اهداف شرکت از سوی مدیر عالی (دیوید ،1380 ص ،150 امیرکبیر : 1377. ص 432)
تعیین استراتژی های موسسه و بخش های وظیفه ای (دیوید ،1380 ص ،150)
تعیین دقیق و جزئی ماموریت موسسه
تجزیه و تحلیل عمقی اجزای محیط های وظیفه ای و عمومی (دیوید ،1380 ص ،150 امیرکبیر : 1377. ص 432)
تعیین دقیق اهداف بلند مدت با توجه به ماموریت شرکت و نتایج تجزیه و تحلیل محیطی (دیوید ،1380 ص ،150 امیرکبیر : 1377. ص 432)
تجزیه و تحلیل ، ارزیابی و انتخاب استراتژی ها در سطوح موسسه ، واحد بازرگانی استراتژیک و بخش های وظیفه ای (دیوید ،1380 ص ،150)
الف)تفاوت های فرایندی
-شرکت های بزرگ دارای اندازه بزرگ و حجم وسیع فعالیت ها بوده و ، با محیط های پیچیده و گوناگون در ارتباطند . این ویژگی ها و برخی عوامل موثر در برنامه ریزی باعث می شوند تا فرایند برنامه ریزی استراتژیک در شرکت های بزرگ طولانی و تعداد مراحل و زمان و هزینه زیادی را شامل شود ، چنان که با ملاحظه مدلهای برنامه ریزی استراتژیک شرکت های بزرگ ، می توان به طولانی بودن و تعداد زیاد مراحل آن ها نسبت به مدل های شرکت های کوچک ، به لحاظ ویژگی های خاص این شضرکت های نسبت به شرکت های بزرگ ، تعداد مراحل و زمان و هزینه کم تر را شامل می شود .
-تعداد و تنوع زیاد کالاها و خدمات ، بخش ها و واحدهای گوناگون سازمانی و وابستگی زیاد و ارتباط های پیچده آن با هم و سایر ویژگی ها ی شرکت های بزرگ ، باعث پیچیدگی دو چندان کلیه فرایندهای کاری و بخصوص فرایند برنامه ریزی استراتژیک در این شرکت ها شده است ، چرا که در این فرایند باید تمام عوامل یاد شده ، مورد بررسی قرار گیرند تا براساس نتایج این بررسی ، برنامه ریزی انجام شود، در حالی که شرکت ها ی کوچک،کلیه ویژگی ها و عوامل مذکور را در مقیاس کم و کوچک برخوردارند و نیازی به بررسی های زیاد ندارند .به همین خاطر فرایند برنامه ریزی استراتژیک در آن ها به طور ساده و مختصر قابل انجام می باشد .
-به خاطر بوروکراسی گسترده و تعداد زیاد لایه های مدیریتی ساختار سازمانی و شرکت های بزرگ ، فرایند برنامه ریزی استراتژیک در ان ها از رسمیت نسبتا زیادی برخوردار می باشد ،چرا که برای انجام دادن بسیاری از مراحل برنامه ریزی استراتژیک ، مانند تعیین اهداف ، بررسی داخلی ، بررسی محیطی و گرفتن اطلاعات لازم در این موارد باید نامه نگاری های زیاد و پی گیری های مکرری صورت نپذیرد ، در حالی که در شرکت های کوچک لایه های کم مدیران و بعضا عدم بیش از یک لایه مدیریتی باعث سهولت فعالیت های مذکور، رسمیت کم تر برنامه ریزی استراتژیک و همکاری بیش تر مدیران و کارشناسان در تعیین استراتژی های سازمان می شود .
-شرکت های بزرگ برای دستیابی به یک برنامه استراتژیک منسجم که استراتژی های سازمان را شامل شود ، به متخصصان و استراتژیست ها و شرکت های کوچک نیاز دارند .
-سازمان ها و شرکت های بزرگ از واحدهای بازرگانی و بخش های وظیفه ای مختلف با لایه های زیاد مدیران تشکیل شده اند . استراتژی های چنین سازمانی در جهت برآورده ساختن اهداف بلند مدت ورسیدن به ماموریت سازمانی در چارچوب فرصت ها و تهدیدات محیطی و قوت ها و ضعف های داخلی باید در سطوح سه گانه کل موسسه ، واحد بازرگانی استراتژیک و بخش وظیفه ای تعیین شوند تا هر کدام از آن ها مسیر خود را بدرستی بشناسند و با یک استراتژی کلی سر در گم نشوند، در حالی که در شرکت هایی کوچک موضع به گونه ای است که اندازه کوچک، لایه های مدیریتی کم و فعالیت ها محدود می باشند . در چنین شرکتهایی کافی است که استراتژی کل موسسه و حداکثر در صورت نیاز استراتژی بخش های وظیفه ای تعیین شوند تا فعالیت های شرکت بر اساس آن ها به انجام رسند . بنابراین استراتژی های شرکت های بزرگ باید در سه سطح واستراتژی های شرکت های کوچک کافی است در دو سطح تعیین شوند.
این نوشته در علمی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.