متن کامل – بررسی میزان اعتماد به مدیریت در بین آموزگاران مدارس ابتدایی شهرستان میناب۹۲- …

۳- آیا بین اعتماد به مدیریت با رضایت شغلی آموزگاران مدارس ابتدایی شهرستان میناب رابطه وجود دارد؟
۴- آیا بین مولفههای اعتماد به مدیریت با رضایت شغلی آموزگاران مدارس ابتدایی شهرستان میناب رابطه وجود دارد؟
۱-۶- تعاریف متغیرهای تحقیق
۱-۶-۱- تعاریف مفهومی
تعریف مفهومی اعتماد
اعتماد در فرهنگ انگلیسی آکسفورد به عنوان “اتکا یا اطمینان به نوعی کیفیت یا صفت یک شخص یا یک چیز یا اطمینان به حقیقت یک گفته” توصیف می شود .
.به عقیده تایلر اعتماد از آن جهت مهم است که تمایل قوی به درک این که چگونه مشارکت اثربخش را درون سازمان‌ها ایجاد کنیم وجود دارد. اعتماد یک عنصر کلیدی است؛ زیرا مشارکت را ممکن می سازد و مشارکت در سازمان‌ها همیشه حائز اهمیت بوده است. روندهای جدید در سازمان‌ها حرکت به سمت پیامدها و نتایج است؛ اولا، باعث ایجاد تغییرات در ماهیت کار می‌شود که سبک‌های قدیمی مشارکت نمی تواند در این زمینه کارساز باشد. ثانیا، باعث ایجاد تغییرات در ماهیت مشارکت می شود که تاکید بیش تری بر شکل‌های داوطلبانه از مشارکت می شود ( بابربارا، میزنال:۱۳۸۳) .اعتماد مفهوم کانونی نظریات کلاسیک جامعه شناسی و نیز محور اصلی تئوری‌های نوین سرمایه اجتماعی و زمینه تعاملات و روابط اجتماعی است (آزادارمکی تقی,کمالی :۱۳۸۳ ).در فرهنگ لغت انگلیسی- فارسی هزاره «trust» معادل کلمه اعتماد، اعتقاد، اطمینان، ایمان و توکّل و غیره آمده است. بنابراین «social trust» معادل انگلیسی عبارت اعتماد اجتماعی خواهد بود. همچنین، در زبان لاتین اعتماد و وثوق معادل کلمه ایمان «Faith» یونانی مورد استفاده قرار گرفته است. در ریشه کلمه «Faith» مفهوم وثوق و اعتماد، تسلیم در برابر اراده دیگران و اطمینان به شخص دیگر مستتر است.
بسیاری از فیلسوفان اجتماعی نظیر ‌هابز و توکویل معتقدند که اعتماد تنش‌ها را کاهش داده و انسجام را افزایش می‌دهد. به اعتقاد بک[۱۶] اعتماد فضایی است که زندگی انسانی در آن جریان می‌یابد… وقتی اعتماد صدمه می‌بیند، جامعه به عنوان یک کل آسیب می‌پذیرد و وقتی از میان می‌رود، اجتماعات تزلزل پیدا می‌کند و فرو می‌ریزند.از نظر براند باربر[۱۷] سه نوع انتظار باعث و موجد اعتماد و بیاعتمادی به هر فرد یا گروه و یا دولت می‌شود:
پایبندی به نظم اخلاقی
توانایی و اجرای وظایف محوله نقش
ترجیح مسئولیّت و تکالیف بر خواسته‌ها و تمایلات فردی یا گروهی.
آنتونی گیدنز[۱۸] اعتماد را مقدمه و شالوده زندگی اجتماعی می‌پندارد که بدون آن زندگی فردی و اجتماعی مشحون از نگرانیها و اضطرابات خواهد شد.
تعــــریف مفهومی مدیریت
تعاریف متعددی برای مدیریت، ارائه شده است. برخی از مهمترین تعاریفی که ارایه شده، به قرار زیر است:
هنر انجام امور به‌وسیله دیگران
فرآیندی که طی آن تصمیم‌گیری در سازمان‌ها صورت می‌پذیرد.
انجام وظایف برنامه‌ریزی، سازماندهی، رهبری، هماهنگی و کنترل.
علم و هنر هماهنگی کوشش‌ها و مساعی اعضای سازمان و استفاده از منابع برای نیل به اهداف سازمانی
بازی کردن نقش رهبر، منبع اطلاعاتی، تصمیم‌گیرنده و رابط برای اعضای سازمان(هارولد کونتز و همکاران،۱۳۸۰). مدیریت از دید کارکردی شامل وظایفی همچون برنامه ریزی، تصمیم گیری، سازماندهی، نوآوری، هماهنگی، ارتباطات، رهبری، انگیزش و کنترل می‌گردد. این نوع تعاریف از مدیریت اگر چه با کمی و کاستی یا فزونی‌هایی در واژه‌های بیان کننده وظایف روبرو است، اما به نظر روان تر از تعاریفی است که می‌کوشند مدیریت را محصور به یک ویژگی خاص نمایند و یا ارزش فلسفی خاصی به مفهوم بیفزایند. با اینحال تعاریف متعدد از مدیریت با توجه به کارکردهای آن از سوی محققانی چون فایول و یا گیولیک دارای تفاوت‌هایی است که به سادگی نمی‌توان از آنها گذر کرد. آنچه واضح است علم مدیریت هنوز نتوانسته است تعریف خود را مدیریت کند(نورث کوت پارکینسون،۱۳۶۹).
تعریف ذیل، مفاهیم کلیدی مدیریت را در بردارد:
مدیریت یک فرآیند است.
مفهوم نهفته مدیریت، هدایت تشکیلات انسانی است.
مدیریت مؤثر، تصمیم‌های مناسبی می‌گیرد و به نتایج مطلوبی دست می‌یابد.
مدیریت کارا به تخصیص و مصرف مدبرانه می‌گویند.
مدیریت بر فعالیت‌های هدفدار تمرکز دارد( جاسبی،۱۳۸۰)
تعریف مفهومی رضایت شغلی[۱۹]
همه افراد در زندگی روزمره خود به مسائلی برخورد می کنند که برایشان مطلوب یا نامطلوب است و از برخورد یا انجام دادن آنها احساس رضایت یا نارضایتی می کنند. محیط کار و فعالیت آدمی نیز، احساس های متفاوتی را در افراد مختلف به وجود میآورد که احساس رضایت یا نارضایتی از مهم ترین آنهاست که در شخص، ظاهر می شود(لاولر[۲۰]۱۹۷۰).
رضایت شغلی، مجموعه ای از احساس های سازگار و ناسازگار است که کارکنان با آن احساس ها به کارخود می نگرند. وقتی کارکنان به سازمان می پیوندند، مجموعه ای از خواست ها، نیازها، آرزوها و تجربه های گذشته را که بر روی هم، انتظارهای شغلی را میسازند، با خود به همراه دارند که نشانی از ارتباط توقعات نوخاسته کارکنان با پاداشهایی است که کار فراهم می آورد (دیویس و استروم، ۱۳۷۰) به بیان دیگر، رضایت شغلی به معنی دوست داشتن وظایف وابسته به هر شغل، شرایطی که کار در آن انجام می گیرد و پاداشی که برای انجام آن دریافت می شود، اینکه فعالیتها، امور و شرایطی که کار را تشکیل می دهند، تا چه حد، نیازهای فرد را بر طرف میسازد، به قضاوت فرد بستگی دارد.فرد باید موارد خوب و بد شغلش را بسنجد. چنانچه خوبی ها بر بدی ها غلبه کند، احتمال دارد فرد از شغل خود راضی باشد. رضایت شغلی مفهمومی پیچیده و چندبعدی است که با عوامل روانی، اجتماعی و جسمانی ارتباط دارد. تنها یک عامل موجب رضایت شغلی نمی شود، بلکه ترکیب معینی از عوامل گوناگون سبب می شود که فرد شاغل در لحظه معینی، از شغل خود احساس رضایت کند و به خود بگوید که از شغلش راضی است و از آن لذت میبرد. فرد با تأکیدی که بر عوامل مختلف از جمله سطح درآمد، ارزش های اجتماعی شغل، شرایط محیط کار و سود اشتغال در زمان های متفاوت دارد، به روش های گوناگون از شغلش احساس رضایت میکند. از این رو رضایت شغلی واکنشی عاطفی است که از ادراک فرد نسبت به اینکه شغل او ارزش های شغلش را تأمین می کند، یا به او اجازه می دهد که این ارزش ها را برآورده کند، ناشی می شود. از این گذشته، رضایت شغلی به توافق این ارزش ها با نیازهای شخص بستگی دارد(شرتوز،۱۳۷۱). بنا بر نظر شفیع آبادی (۱۳۷۶) ، رضایت شغلی که نوعی احساس مثبت به شغل است، زاییده عواملی مانند شرایط محیط کار، نظام سازمانی شغل، روابط حاکم بر محیط کار و تأثیر عوامل فرهنگی است. ازاین رو می توان گفت رضایت شغلی احساسی روانی است که از عوامل اجتماعی تأثیر می پذیرد.
(فلدمن ،۱۹۹۵) ، رضایت شغلی به مجموعه تمایلات آرنولد مثبت یا احساسات مثبت که افراد نسبت به شغل خود دارند، گفته می شود. زمانی می گوییم فرد رضایت شغلی دارد که به کمک آن توانسته است نیازهای خود را ارضا کند و در نتیجه احساسات مثبتی نسبت به شغل خود داشته باشد، منظورمان این است که وی به طور کلی تا حد زیادی شغل خود را دوست دارد و لاک[۲۱] (۱۹۶۹) رضایت شغلی را احساسی تعریف می کند که از ارزیابی شغل به عنوان عامل تسهیل کننده در رسیدن به ارز شهای شغلی حاصل می شود. وی رضایت شغلی را در برگیرنده چهار عامل توصیف میکند. این عوامل عبارتند:
پاداش به معنی حقوق و شرایط ارتقا؛
زمینه شغلی به معنی شرایط و مزایای شغلی؛
عوامل و روابط انسانی با همکاری و سرپرستان؛
ویژگی های شغل؛
(اسمیت، کندال و هیولین[۲۲] ۱۹۶۹ ) پنج بعد اساسی کار را که نشان دهنده مهم ترین ویژگیهای احساس افراد نسبت به کارشان است، به صورت زیر تعیین کردند:
ماهیت شغل؛
پرداخت (حقوق و مزایا) ؛
فرصت های پیشرفت و ترقی؛
سرپرستان؛
همکاران؛
شیوه ی نگرش کارکنان با رفتارهایی که برای سازمان از حساسیت برخوردار است، در ارتباط می باشد. رضایت یا نا رضایتی شغلی شیوه ی نگرش فرد نسبت به شغلش است که بیشترین پژوهش در مورد آن صورت گرفته است. بی گمان مدیران باید در زمینه رضایت یا نا رضایتی کارکنان حساسیت داشته باشند.

برای دانلود متن کامل این فایل به سایت torsa.ir مراجعه نمایید.