اقتصاد روستایی

میهمان
فوریه 6, 2019 0 Comment

ت استان آذربایجانشرقی محسوب میشود ( سرشماری نفوس و مسکن سال 1385). این در حالی است که منطقه سراب به سبب وجود زمینهای مسطح و مرغوب برای کشاورزی و وجودآب کافی در جلگهی سراب و همچنین قرار گرفتن معادن آلومینیا سینیت (مادهی اولیهی تولید آلومینیوم) میتواند شرایط بهتری را برای ساکنین ایجاد کند، اما به دلایل متعددی از میزان مهاجرفرستی بالایی برخوردار است (دفتر آمار وارقام استانداری آذربایجانشرقی، فرمانداری سراب). در جریان مهاجرتهای روستا-شهری، جوانان همیشه اولین گروههایی هستند که روستا را ترک میکنند، فرایند تصمیمگیری برای مهاجرت بهطور نسبی در اشخاص و در مناطق گوناگون متفاوت است، چرا که طیفی گسترده از افراد و اقشار را تشکیل میدهند که زمینه های متفاوت برای مهاجرت دارند.
کمتر پژوهش کیفی در مورد مهاجرت و تمایلات مهاجرتی در ایران انجام شده است. از این رو مطالعه کیفی تمایلات مهاجرتی در میان جوانان منطقه سراب می تواند به شناسایی دلایل تأثیرگذار مهاجرت و شناخت معانی ذهنی آنان از مهاجرت از این منطقه کمک نماید.
اهداف تحقیق
هدف کلی این پژوهش تحلیل کیفی تمایلات مهاجرتی جوانان روستایی که در روستاهای شهرستان سراب به منظور بدست آوردن هدفهای جزئی که در زیر عنوان شدهاند می باشد:
شناخت تمایلات مهاجرتی جوانان روستایی
شناخت سبکهای مختلف تمایلات مهاجرتی جوانان شهرستان سراب
شناخت معانی نهفته در پس کنشهای مهاجرتی جوانان
شناخت فرایند شکلگیری سبکهای تمایل به مهاجرتی جوانان روستایی شهرستان سراب
پرسشهای تحقیق
1) تمایلات مهاجرتی جوانان روستایی شهرستان سراب چگونه است؟
2) اصولاً چند سبک تمایل به مهاجرت در میان جوانان روستایی شهرستان سراب وجود دارد؟
3) معانی نهفته در پس کنش‌های مهاجرتی چیست؟
4) فرآیند شکل‌گیری هر یک از سبک‌های تمایل به مهاجرت در میان جوانان روستایی شهرستان سراب چگونه است.

فصل دوّم:
مبانی نظری

مقدمه
در این فصل به مرور ادبیات نظری تحقیق پرداخته میشود، ابتدا به پیشینههای خارجی و داخلی تحقیقات انجام گرفته در حوزه مهاجرت پرداخته میشود و سپس به بررسی انواع دیدگاه های نظری در مورد مهاجرت از جمله دیدگاه جامعهشناختی، دیدگاه جمعیتی، دیدگاه اقتصادی و دیدگاه های اجتماعی و فرهنگی مورد توجه قرار میگیرند و سپس به چند مورد از نظریههای دانشمندان در مورد مهاجرت به طور اختصار آورده شده و در نهایت با ارائه نظریه جذب و دفع و بررسی روندهای مهاجرتی در ایران مورد کار را در این فصل به پایان میرسد.

پیشینه تحقیق
از اوایل قرن نوزدهم، مهاجرت و به خصوص مهاجرت از روستا به شهر به عنوان یک پدیدهی اجتماعی مهم نمایان شد و لذا به طرز جدیدی مورد توجه صاحبنظران، اندیشمندان و جامعهشناسان قرار گرفت. بروز تغییرات سریع در جامعه شهری، جاذبه شهرها، رفاهطلبی و افزونخواهی انسان عصر جدید، سبب پیدایش نوع جدیدی از مهاجرت شد و به دنبال آن اصطلاح ترک روستا و روستاگریزی درسه دههی اول قرن بیستم رایج شد (جمشیدیها و علی بابایی 72:1381). گاه مهاجرت باعث حرکت جمعیت از مکانهای پرجمعیت به مکان های خالی از سکنه شده، نیروی کار اضافی را به این مناطق منتقل کرده و باعث رونق اقتصادی این مناطق شده است.گاهی نیز مهاجرت باعث تمرکز بیش از حد جمعیت در برخی مناطق، بیکاری، ایجاد مشاغل کاذب و حاشیه نشینی شده است. مهاجرت در برخی از موارد باعث ارتقای شغلی افراد و افزایش درآمد آنها شده و گاه منجر به فقر و فلاکت انسانها شده است. مهاجرت در برخی مناطق و در شرایط خاص به دلیل وجود عوامل منفی درمبداء صورت میگیرد و درشرایط دیگر، جاذبههای مقصد عامل مهاجرت محسوب میشود. این جنبههای متفاوت وگاه متضاد باعث شکلگیری نظریات مختلف در مورد مهاجرت شده است. بنابراین ادبیات نظری مربوط به مهاجرت بسیار گسترده میباشد و هر اندیشمندی با توجه به سلیقه و زاویهی دید خود به یکی از ابعاد مهاجرت پرداخته است. بنابراین هیچ مکتب و دیدگاهی نتوانسته تمام فضای مفهومی و تمام ابعاد مهاجرت را پوشش دهد. بیشتر نظریات مربوط به مهاجرت به عامل اقتصاد وتفاوت سطح درآمد در شهر و روستا به عنوان عامل اساسی مهاجرت یاد میکنند. هرچند بیشتر نظریهپردازان سعی نمودهاند عوامل اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و جمعیتی را نیز مد نظر قرار دهند؛ اما در نهایت برای عامل اقتصادی نقش پر رنگتری قائل شدهاند.
به طور کلی با توجه به بررسیهای انجام شده میتوان ویژگیهای زیر را در مورد مهاجرتهای روستایی در ایران مشخص نمود: 1- مهاجرتها مرد گزین، مجرد گزین و جوان گزین هستند؛ 2- شروع مهاجرتها به صورت فردی است و سپس شکل جمعی و خانوادگی پیدا میکند؛ 3- باسوادها و خوش‌نشینان بخش عمده ای از مهاجران را تشکیل میدهند؛ 4- عامل اقتصادی در قالب جستجوی کار عامل مهمی محسوب میشود؛ 5- متغیرهایی مانند وجود خویشاوندان در شهر، کمی زمین، الگوی کشت تجاری، با مهاجرت ارتباط تنگاتنگی دارند (ازکیاوغفاری،65:1383).
تحقیقات داخلی

مطالعات زیادی در حوزه مهاجرت و مخصوصاً مهاجرتهای روستا-شهری انجام شده است که اکثریت قریب به اتفاق آنها به روش کمی بوده و معمولاً با بهره گرفتن از آمار و ارقام و یا داده های حاصل از تکنیک‌های کمی (پرسشنامه) بدست آمدهاند. مطالعهای که به روش کیفی در این حوزه انجام شده است میتوان به تحقیق قاسمی اردهایی در مورد مهاجرت با عنوان شبکه های اجتماعی مهاجران و باز تولید فرهنگ مهاجرت در مناطق روستایی می باشد که در این پژوهش محقق نشان داده است که اگر یک تعداد از مهاجر از یک منطقه جغرافیایی واحد در مقصد مشترکی اقامت گزینند. در نتیجه همین انتخاب خاص یکسری ساختارهای اجتماعی همراه با قدرت تعیین کنندگی خودشان بهوجود خواهد آورد. که به طور عمده اطلاعاتی در زمینه بازار کار، استخدامهای خاص و بازار مسکن واقع در منطقه میزبان که به مبداءهای روستایی رسیده است را شامل می شود، اشاره به همین ساختارهای اجتماعی دارد. در اثر همین قدرت ساختارهای بهوجود آمده است که مهاجران پیشگام نفوذ زیادی در مورد انتخاب محل اقامت مهاجران بعدی به دست میآورند (محمودیان، قاسمی اردهایی 1391: 123).
رضایی(1391) نشان داد که تأمین معیشت یکی از مهمترین علل مهاجرت روستا – شهری محسوب میشود، بنا به گزارش این محقق نبود کار و درآمد کافی در روستاها باعث شده که جوانان روستایی به سمت شهرها گسیل گردند. بعد از اقتصاد، آموزش به عنوان متغیری تأثیرگذار در مهاجرت میباشد، جوانان به منظور ادامه تحصیل به سمت شهرها مهاجرت میکنند. متغیرهای تأثیرگذار در مهاجرت جوانان که این محقق در کارش بدان دست یافته عبارتند از بالا بودن هزینه های زندگی روستایی در مقابل درآمد کم روستایی، نگرش منفی به کشاورزی و اختلاف با اهالی روستائیان است.
قاسمی اردهایی و کاظمی پور (1386) نشان دادهاند که جاذبهِ شهری مهمترین و تأثیرگذارترین عامل در تمایل به مهاجرت بوده و بعد از آن هزینه مهاجرت و تجربهی اقامتی بیشترین سهم را در تمایلات مهاجرتی داشتهاند. در بررسی دیگری مقدس و شرفی(1387) نشان دادهاند که تنها 9درصد از نمونهی مورد مطالعه آنها کمتر تمایل به مهاجرت داشتند: یعنی 91درصد از پاسخگویان در مطالعه آنها تمایل به ترک محل زندگیشان را دارند. در این بررسی مشخص شده که در میان متغیرهای جمعیت شناختی، گرایش به مهاجرت در بین پاسخگویان مرد، مجرد، با درآمد پایین، تحصیلات لیسانس و در فاصلهی سنی 25-22 در جامعهی آماری مورد مطالعهی آنها بیش از سایر گروههاست. از عوامل برانگیزندهی گرایش به مهاجرت میتوان به عامل فرهنگی؛ شامل نابرابری اجتماعی، عدم امنیت در جامعه، کمبود امکانات زندگی و عامل آموزشی شامل؛ نیاز به پیشرفت تحصیلی و شغلی، عدم امکانات پژوهشی و آموزشی، پایین بودن کیفیت نظام آموزشی و عامل اقتصادی؛ که در برگیرندهی تورم، بیکاری، عدم داشتن شغل مناسب، عدم تناسب هزینه با درآمد است اشاره کرد.
غفاری و ترکی هرچگانی (1389) در مطالعهای به بررسی عوامل مؤثر بر مهاجرت جوانان روستایی به شهر پرداختهاند و نشان دادهاندکه در مجموع روندهای مهاجرت فردی و خانواری از روستا به شهر به دلایلی چون بیکاری آشکار و پنهان در اقتصاد روستایی، ضعف یا نبود برخی خدمات زیربنایی و روبنایی، ادامه تحصیل، ازدواج، عدم تطبیق مدرک تحصیلی با زمینه های شغلی موجود در روستا، وقوع حوادث طبیعی و غیر قابل پیشبینی از جمله خشکسالی، سیل و غیره میباشد.
تحقیقات خارجی
تایسون و همکاران (2010) در مطالعه راجع به تمایلات مهاجرتی در دو منطقه وستوک فنلاند و بلژیک و وین کولونیا در هلند نشان دادند که فرصتهای اشتغال و وابستگیهای منطقهای به محل سکونت مهمترین عامل در تبیین مقاصد مهاجرتی جوانان در هر دو منطقه می باشد آنها همچنین به این نتیجه رسیدند که سابقه مهاجرتی والدین تأثیری تعیین کننده در تمایلات مهاجرتی جوانان دارد. منطقه وستوک به لحاظ اینکه خانواده ها هویت وستوکی داشتند یعنی اصالتاً اهل وستوک بودند جوانان کمتر تمایل به مهاجرت داشتند و سعی می کردند در آنجا بمانند و سنتهای خانوادشان را ادامه بدهند. ولی وین کولونیا به لحاظ اینکه یک منطقهی مستعمره بوده و با بخشهای دیگر هلند ارتباط تنگاتنگی داشته، سابقه مهاجرتی در آن منطقه در تمایلات مهاجرتی در آن منطقه تأثیر گذار بوده است. آنها همچنین به نقش آموزش در تبیین تمایلات مهاجرتی پرداختند و نشان دادند که آموزش نقش مبهمی در تبیین تمایلات مهاجرتی داراست. آموزش در وستوک تأثیری ناچیزی در تبیین تمایلات مهاجرتی دارد. این در حالی است که در وین کولونیا جوانانی که تحصیلات بالاتری دارند تمایل کمتری به ترک محل سکونت خود حتی پس از وارد کردن متغیرهای فرصت اشتغال و هویت منطقهای داشتند. این در حالی بود که بطور کلی در هلند افرادی که دارای تحصیلات بالاتری هستند تمایل بیشتری به ترک خانوده دارند و سعی میکنند زندگی مستقلی را شروع کنند و به عنوان یک فرد مستقل زندگی کنند. جوانان در وستوک به خاطر اشتغال سرزمین اصلی شان (مادریشان) را ترک میکنند.
جارنسون و تورلیندسون (2006) نشان دادند، پیشفرض تحرک اجتماعی در مناطق روستایی تحرک جغرافیایی است، آنها در پژوهشی که در مورد تمایلات مهاجرتی جوانان ایسلندی انجام دادند به این نتیجه رسیدندکه فرصتهای اشتغال برای جوانان تأثیر گذارترین عامل تمایلات مهاجرتی میباشد و بعد از فرصتهای اشتغال حمایت والدین و کنترل والدین و عدم علاقه به فعالیت در صنایع اولیه از دیگر عوامل تأثیرگذار
در تمایل به مهاجرت میباشد. طبق مطالعاتی که این محققان انجام داده اند در سال 1992 حدود 60 درصد از جوانان انتظار می رفت که اقدام به مهاجرت کنند، در این دهه اجتماعات روستایی ایسلند بزرگترین کاهش جمعیت را به خود اختصاص داده بودند و در سال 2003 حدود 69 درصد از جوانان انتظار میرفت اقدام به مهاجرت کرده باشند در این مقطع نیز کاهش جمعیت مناطق روستایی اجتنابناپذیر به نظر میرسید.
کرباسی و فهیمیفرد (2008) در تحقیقی با عنوان ارزیابی مهاجرت روستا – شهری در ایران به بررسی سطح سواد روستائیان ایران پرداختند و نشان دادند که سطح سواد روستائیان مخصوصاً در میان جوانان در انتخاب مهاجرت تأثیرگذار است. جوانان روستائی با افزایش سطح تحصیلات، انتظار درآمد بیشتری را دارند و در نتیجه به سمت شهرها مهاجرت نموده تا به این هدفشان نائل گردند (کرباسی و فهیمی فر، 2008).
دیدگاه های نظری
پدیدهی مهاجرت به دلیل بین‌رشته‌ای بودن، موضوع بسیاری از رشته‌های علوم‌انسانی، اجتماعی و اقتصادی است، بنابراین آرا و نظریات گوناگونی دربارهی آن وجود دارد که هریک از آن‌ها به مصادیق خاصی از مهاجرت پرداخته و در آن زمینه‌ها موضوع را نه به صورت کلی بلکه‌ به صورت انتزاعی و در قالب نگرش‌های خاص خود بررسی و تحلیل کرده‌اند. به ‌همین دلیل‌ نظریه‌های مهاجرت کلی و جهانشمول نبوده و قادر به تبیین انواع مهاجرت‌ها نیستند. از آن‌جایی‌ که شکل و ماهیت مهاجرت‌ها در سطح جوامع خصوصاً در سطح کشورهای جهان متفاوت‌ می‌باشند این تفاوت در کنار اثرپذیری آن از ویژگی‌های فردی، محیطی، اجتماعی، اقتصادی و سیاسی دامنهی عملکرد نظریه‌های مهاجرتی را تقلیل داده و آن‌ها را به ابزارهایی برای درک بهتر ابعاد گوناگون مهاجرت محدود کرده است (زنجانی، 1380: 54).
امروزه تعریفی که از مهاجرت ارائه می‌شود، هرچند که محتوای جامعه‌شناختی این پدیده‌ را در بر نمی‌گیرد با این حال دید نسبتاً تازه‌ای از مسائل اصلی جامعه‌شناختی در مطالعهی مهاجرت‌ ارائه می‌دهد: مهاجرت حرکت بالنسبه دائمی جمعی است به نام مهاجر، از یک‌ مکان به مکان دیگر که مقدم بر آن، مهاجران براساس سلسله مراتبی از ارزش‌ها یا هدف‌های‌ باارزش تصمیم می‌گیرند و نتیجهی این حرکت، تغییراتی در نظام کنش متقابل مهاجران است‌ (لهسائی‌زاده، 1368: 43). مهاجرت‌پدیده جدیدی نیست، انسان همیشه در حرکت بوده و برای بدست آوردن غذا از یک نقطه به نقطه دیگر رفته است. پس از ساکن شدن آدمیان نیز این حرکت ادامه یافته، اما علل‌ و محرکهای آن تغییر کرده است، این پدیده همانند سایر پدیده‌های انسانی، واقعیتی است انکارناپذیر و غیر قابل تفکیک از زندگی بشر، تحرّک و جابجایی جمعیت قدمتی به‌ درازای عمر بشر دارد و تا پایان زندگی او نیز با وی عجین خواهد بود (اصلانی، 1385: 48).
همان طور که بحث گردید، مهاجرت یک پدیدهی بین رشتهای است، به خاطر همین موضوع علل مهاجرت، وابسته به ویژگی های مختلف شخصیتی، اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و سیاسی افراد متفاوت است. اما علل برانگیزنده مهاجرت‏ از روستا به شهر، از لحاظ ماهیت می‏تواند جمعیتی، اقتصادی، اجتماعی، سیاسی، زیست‏ محیطی، فرهنگی، و یا آمیزه‏ای‏ از همه این علتها باشد که به چند مورد از آنها اشاره می‌گردد:
دیدگاه های جامعهشناختی درباره مهاجرت
مهاجرت یکی از موضوعات اصلی مورد بحث جامعه شناسان است، که از ظهور جامعهشناسی به طور رسمی در قرن نوزدهم، بحث در مورد مهاجرت، جامعهشناسان را به خود مشغول کرده است. این مسأله در بین جامعهشناسان کلاسیک به طور مستقیم و غیر مستقیم مورد بحث و بررسی قرار گرفته است که امروزه مبانی نظری جامعهشناسی را تشکیل میدهد. با پیشرفت جامعه شناسی و تخصصی شدن آن امروزه در جامعهشناسی زمینهای خاص برای تجزیه و تحلیل نظری و عملی مهاجرت اختصاص داده می‌شود (لهساییزاده،1368: 11). در جامعه شناسی چند دیدگاه نظری در مورد مهاجرت ارائه شده است که چند مورد از آنها را مورد ارزیابی قرار میدهیم:
نظریه کارکردگرایی
در دیدگاه کارکردگرایی هر تغییر در جوامع واکنشی به وضع موجود به شمار میآید که بالطبع در جهت ایجاد تعادل اجتماعی صورت میگیرد. در این دیدگاه مهاجرت در پاسخ به یک حالت عدم تعاون در جهت رسیدن به تعادل در جامعه صورت میگیرد (ایمان،1369، 67 ). این دیدگاه مهاجرت را عامل مطمئنی برای جلوگیری از آسیبهای اجتماعی میداند و معتقد است مهاجرت با ارضای نیازهای مهاجران باعث تخفیف نارضایتی و بیعدالتی اجتماعی میشود (تقوی، 1371 ، 56).

 

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

سنت نظریات کارکردباوری در رابطه با دلایل مهاجرت است، کارکردگرایان بر این باورند که تمام نیازهای اجتماعی در چارچوب نظامهای اجتماعی آموخته میشود. کنشگران در جامعه به نیازهایی باور دارندکه نظام نمیتواند آنها را برآورده کند. چون خصایص ساختی نظام اجتماعی و کنشگران در طول زمان هرگز ایستا نیستند. کارکردگرایان بر این باورند چون در نظام تعادل بهم میخورد لذا مهاجرت به عنوان یک عنصر الزامی جهت برقراری تعادل مجدد در جامعه است. در بسیاری از کشورها (بخصوص کشورهای جهان سوم)، بعضی مناطق از لحاظ توسعه از سایر مناطق پیشی گرفته و فرصتهای مختلفی را برای افراد بوجود آورده است؛ در حالی که مناطق دیگر عقب مانده و توانایی جذب استعدادهای موجود را ندارد. لذا نیروی اضافی انباشته شده در یک منطقه در پی فرصتهای مختلف به مناطقی کشیده میشوند که در آن مناطق فرصتها بیش از افراداست. از این جهت