ادبیات فارسی و عوامل دیگر

به کوشش همه دست نیکی بریم
همان به که نیکی بود یادگار
غلامحسین یوسفی
(مجموعه اولین و دومین هفته فردوسی ،ص3-5 )
فردوسی رهبر استادان سخنوری و پیشاهنگ شاعران با فضیلت و برجسته است . او مهارت استادانه ای به زبان دارد و شاعر ردیف اول پارسی است که از همه پیشینیان نامبردارخودبرتری یافته است.او گزاره کهن رابه درستی بازگوکرده است و نخستین سخنوری که فصاحت عالی نشان داده است …
عرفه العاشقین ،نسخه خطی
(به نقل فردوسی و ادبیات حماسی،ص56 )
شاعران عصر غزنوی…مهم اند ،چراکه طبیعی وبین المللی اند،باهمه اینهافردوسی بزرگ وسترگ است،زیراطبیعی وملی است… ازدیدگاه اوچه بساجهان آنسوی نیل وگنگ وجودنداشته است وحتی از جهان ان سوی فرات وسیحون بخش کسی برایش وجودداشته است. آمیختگی میهن دوستی عمیق وراستین باشورشیفتگی به حقیقت کمیاب است…ویژگی فردوسی این است که میان آنها هماهنگی ایجادکرده است.
هادی حسن، دانشمندهندی
(به نقل فردوسی وادبیات حماسی،ص57 )
(همان،33-34)
شناسایی همگانی زیبایی های هنری وآثارفرهنگ ملی مانند شاهنامه نه تنها زبان زنگ زده مارا بّرا و فرهنگ ما را نیرو مند تر می کند ،بلکه رشته های مهر و یگانگی را نیز در میان پارسی زبانان استوار تر خواهد کرد…
برترین هنر سخنوری فردوسی در جهان ادب بیشتر در ارتفاع قله های سر به گردون برافراشته سخنان خردمندانه و توصیف های شاعرانه و گفت و شنودهای روانکاوانه خوداوست که داستانهای کهن رازیبایی دیگر بخشیده است . در این صحنه های تالار سخن ،فردوسی ،خداوند هنر آفرین است مترجم افسانه های باستان .
پروفسور فضل الله رضا
(نگاهی به شاهنامه ،ص7-8 )
شاهنامه بی گمان یکی از شکوهمند ترین یادگاری های نبوغ و آموزش است و سرآینده را در ردیف بزرگترین شاعران جهان جای می دهد.
در توان آفرینش ،ظرافت کار،شدت شور و شوق و روشنگری کاملا با هومن و دانته برابر است،در حالی که در تصور و طرز کار و ترسیم لطیف ترین عاطفه ها و نیز وحشی ترین شورها ،عنصر درآمی ،درخشندگی رنگ ،تخیل آرایی،زیبایی و ظرافت احساس کم زشکسپیر نیست .
شعرهای فردوسی که خوشی آهنگشان وصف ناپذیر است ،نمودار نیروی ژرف بیینی و سرشاری توان توصیف کنند اوست …کتب او مانند نگارستان بزرگی است . در قدرت ،پاکی،روشنی ،لطافت ،سبک و زبان شاهنامه با برجسته ترین نمونه های سروده یونانی همسنگ است.
جونل ویزنل
(به نقل فردوسی و ادبیات حماسی ،ص 57 )
این کتاب (شاهنامه )در سراسر جهان اسلامی نمونه اصلی و سرمشق کامل منظومه های حماسی بوده است ،در نظر من به هیچ روی از لحاظ زیبایی ،ذوق و احساس هنری ،مضمون و حس بیان ،به پای بهترین اشعار حکمی ،عشقی و غنایی فارسی نمی رسد.
البته در امور ذوقی ،خاصه ادبیات ،جای استدلال و استنتاج نیست ،و ناتوانی من در ادراک زیبایی و لطف شاهنامه شاید بیشتر به سبب آن باشد که کلا به حکم طبیعت و مزاج خود ،از اشعار حماسی لذت نمی برم … من اعتراف می کنم که این سخن بر لاف آرا معروف و مقبول است ،باید دید که علت مقبولیت تمام و بی نظیر شاهنامه د ر ایران و سایر ممالکی که زبان فارسی در آنها رواج دارد چیست.
البته در ایران نیرو مند ترین عاملی که همواره به شاهنامه ارج و مقام بخشیده است ،غرور ملی ایرانیان است نسبت به این کتاب که نماینده مجد و عظمت قومی آنان است…رای ایرانیان درباره این کتاب –هر چه بوده –بالطبع به همه دانشجویان زبان و ادبیات فارسی مه در آسیا و اروپا
بوده اند رسیده، و نخستین مستشرقین دقیق و نکته سنج شاهنامه را کتابی مهم و پرارج دانسته اند ،عوامل دیگری درکار بوده است:
نخست آنکه شاهنامه از لحاظ تحقیقات لغوی ،بی شک دارای اعتبار و اهمیت بسیار است زیرا یکی ازکهن ترین آثار زبان پارسی دری است، و در آن آشکارا از آوردن لغات تازی اجتناب شده است ،دیگر آنکه روح هلنیستی (یونانی)می خواهد که در برابر نژاد سامی آثار نبوغ نژاد آریایی را بستاید و بزرگ جلوه دهد، و سوم آنکه مطالب داستانهای این منظومه از حیث میتولوژی (علم الاساطیر)و افسانه های ملی جالب توجه است.
این نوشته در علمی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.