زندگی آگاهانه
یعنی درک این نکته که هوش انسانها به یک اندازه نیست و هر کدام از افراد هوش متفاوت از دیگری دارند . اما اگر چنانچه توان و استعداد خود را در نظر گرفته و با توجه به آنچه می دانیم  و می بینیم رفتار کنیم زندگی آگاهانه را دنبال کرده ایم .
یکی از غفلت ها یا فرار از موقعیت های زندگی آگاهانه ، طفره رفتن و فرار از واقعیت ها است . مثلاً گفتن این جملات به خود ، (  می دانم که همه تلاشم را نمی کنم  ، اما ترجیح می دهم به آن فکر نکنم ) ، (  می دانم که دارم اشتباه می کنم، اما …)  ( می دانم که دارم زیاده روی در این کار می کنم اما…) زندگی آگاهانه چیزی بیش از دیدن و دانستن است ، یعنی هدف و ارزشهای خود را علاوه بر تعیین و مشخص کردن ، دنبال کنیم و با یک برنامه تدریجی ، مشخص و روزانه انتخاب های خود را به موفقیت نزدیک نماییم  .

زندگی آگاهانه و ویژ گی های آن :

– ذهن پویا و فعال
– توجه به واقعیت ها و دوری کردن از انکار اشتباهات
– شرایط را با توجه به مشکلات درک کردن
– اشتباهات خود را دیدن و سعی در همانگ کردن آنها با میزان و معیارهای سالم و متعادل بیرون
بخشیدن خود و خود پذیری
دومین رکن اعتماد به نفس خود پذیری است . یعنی جنسیت ما ، اسم و شرایط زندگی خانوادگی خود را بپذیریم ، و خود را کم تر ازدیگران نبینیم .
مسئولیت پذیری
برای اینکه احساس شایستگی درزندگی داشته باشیم باید بتوانیم برزندگی خود مسلّط باشیم.

قبول مسئولیت یعنی:

1- مسئول برآوردن خواسته های خودتان هستید.

2- مسئول انتخاب اعمال خودتان هستید.

3- مسئول روابط بادیگران هستید.

4- مسئول  کیفیت بخشیدن به زندگی خود و خوشبختی خود هستنید .
5- مشارکت دیگران کمک خوبی است ولی  هیچکس برای دستیابی به خواسته هایش یه شما مدیون نیست.
6- مسئول اولویت بندی زمان ، خودتان هستید .
ابراز وجود و واقعیت داشتن :

  موانع تفکر انتقادی از نظر روان شناختی

 به معنای احترام به خودتان و دیگران در تمامی زمینه ها ، کسانی که وابسته و هراسناک هستند نمی توانند به بی برنامگی ها به فشارهای دیگران و نمونه هایی از این قبیل نه بگویند . کسانی که مستقل و با اعتماد به نفس هستند به راحتی درمقابل تردیدها فشارها، نه می گویند و با قاطعیت و احترام به خود و به دیگران نه را تکرار می کنند .
زندگی هدفمند و برنامه مشخص :
یعنی اگر می خواهی موفق شوی باید مصمم و هدف دار باشی و رفتارهای قاطعانه داشته باشید، نظم و انضباط شخصی یعنی به خود فرصت استراحت دادن ، تفریح کردن ، شاد بودن اما در چارچوب شخصی و متعادل.
یکپارچگی و هماهنگی :
یعنی رفتارهای ما با هدفهایمان با هم هماهنگ باشد و درتضاد نباشد . چون تضاد در رفتار و هدفمان آبرویمان را پیش خودمان از بین می برد و کمتر به خودمان اعتماد می کنیم بنابراین کلام و گفتارمان را با نیت و هدفهایمان همخوان نماییم . از هیچ چیز هراس نداشته باشیم و به خداوند خالق مهربانمان توکل نموده و با برنامه و هدفمند خودمان را باور کنیم و هر روز این نکته ها را در ذهنمان مرور کنیم، و با برنامه ریزی گامهای محکم و مصمم به سوی آینده ی  روشن بر داریم .

اعتمادبه نفس خریدنی نیست،ازدیگران گرفتنی نیست بلکه هدیه ای است دروجودمان که خودمانم بادستهای اندیشه مان این هدیه رامی یابیم وآن رابا برنامه وهدف واقع بینانه پرورش می دهیم.( قادری،88).

اعتمادبه نفس واقعی

اعتمادبه نفس واقعی هیچ ارتباطی به رویداد های ظاهری زندگی ندارد.اعتماد به نفس واعتمادبه خویشتن به خاطر آنچه فردانجام   می دهدبه وجود نمی آید،بلکه به دلیل باوربه توانایی درونی خوداست که اوراقادر می سازد تاآنچه راکه می خواهد انجام دهد.

  چهارچوب ها و مؤلفه های هوش هیجانی

اعتماد واقعی همیشه ازدرون سرچشمه می گیرد نه ازبرون ،ازتعهدی که فرد به خود دارد ناشی می شود.تعهدی که هرچه رامی خواهد وضروری است انجام خواهد داد. اعتماد به نفس باور به قابلیت انسانی خویش است ،اینکه فرد باهرآنچه درزندگی پیش آید روبه رو شود،ازعهده ی آنها برآید وآنچه راکه ضروری است انجام دهد .

وقتی فرداعتماد خود رابراساس وجود خود بنا کند ،نه براساس آنچه که انجام داده است چیزی خلق می کند واعتمادی به وجود می آورد که هیچ کس وهیچ چیزنمی تواند ،آن را ازاوبگیرد.

بنابراین اعتماد به نفس واقعی اعتماد به نفس باور شخصی فرد نسبت به روح خود،به عنوان یک انسا ن است.      (د،آنجلس،مترجم،لولاچی79).

ضرورت وجود اعتماد به نفس

وجود اعتماد به نفس درافراد به ویژه پایه گذاری آن ازهمان دوران کودکی ضروری است،واین ضرورت هم دررابطه باگذراندن امورمربوط به حیات روزمره وهم در رابطه باسلامت روانی ورشدوامکان کسب کمال است.
فرزندان ما نیازمند کسب اعتماد به نفس اند، تا درسایه ی آن بتوانند راه خوشبختی خودرا هموارکنند.به هرمیزان که کودکان مابیشتر رشد کنند وبیشتربا مسائل ودشواری های زندگی مواجه گردند نیاز آنها به اعتماد به نفس بیشتر خواهد شد .
پس مقدمات این امرباید ازهم اکنون فراهم گردد.درایجاد اعتماد به نفس علاوه برتقویت جنبه های ایمانی ،ضروری است که حرکات ورفتاروعملکرد های کودک راتحت رهبری والدین ومربیان مطمئن قرار داد ،تادر ضمن هدایت، بتواند خصایص اخلاقی مطلوب را دروی به وجود آورند واورا به سوی مقصد مورد نظر جهت دهند.(مجد،1385).

ایمان واعتقاد

ایمان واعتقاد نیروی آفریننده وسازنده ومکمل هستند که درمقابل آنها بی ایمانی نیروی منفی ،سست کننده ومخرب ونابود کننده می باشد. حس اعتمادبه نفس تردید وبی ثباتی راازمیان می برد وبه انسان امکان می دهد که بی توقف وبدون صرف نیروی اضافی بامتانت روبه جلو حرکت کند.همه ی مخترعان،محققان،کاشفان،جنگجویان وفاتحان به استعداد وتوانایی خویش ایمان داشتند ،ودرمقابل اگراشخاص ناتوان وشکست خورده را مورد بررسی قراردهیم پی می بریم که اغلب آنها ازاعتماد وثبات

  رویکردهای نظری به تعامل والد–فرزند در کنترل پرخاشگری

بی بهره بوده اند .(اسلامی نسب،1383).

اگرنوجوانان به نیروی ایمان واقف باشند وبدانند که نیروی فکری چه معجزاتی دارد مسلماًبه بالا ترین مقامات می رسند .

اراده یکی ازاشکالات ایمان است.اراده یعنی تصمیم به انجام یک کار،نشانه ای از ایمان به توانایی خویش درانجام آن کاراست.

هیچکس تا ایمان به توانایی خویش درتصمیم به انجام کاری که شروع کرده است نداشته باشد قادر به انجام آن نیست،کسی که با ایمان محکمی به اقدام خود اعتماد دارد ومعتقد است که قادربه انجام کاری است نمی توان او را ازراهی که می رود برگردانید.

ایمان به پیروزی خود نیل به پیروزی است. پیروزی ازآن کسانی است که می خواهند پیروز شوند باید اطمینان داشته باشیم که

خواستن توانستن است.اعتمادبه نفس برای کسب هوش ودرایت وتوانایی به انسان کمک می کند وبه ما امکان می دهد کاری که

شروع کرده ایم را تارسیدن به نتیجه ادامه دهیم.(ماردن،مترجم ،سید حسینی،1384).

لزوم ایجاد اعتماد به نفس

اعتقاد براین است که به هرمیزان که اعتماد به نفس رادرفرد گسترش دهیم به نفع اوست. باید کوشید تا کودک ونوجوان براحساس حقارت خود غلبه کند، و زندگی خودراازمهمل وفلج بودن نجات دهد. اصل براین است که کودک ونوجوان به خود اعتماد واتکا داشته باشد وکارهای مربوط به خود راشخصاً انجام دهد. وضع کاروحالش بایدبه گونه ای باشد وبه جایی برسد که برای خود لیاقت وکمالی احساس کند و به مزایای بیشتری ازنظر امنیت وآسایش دست یابد. افرای هستند که برای شرکت درامری دست به دامان این وآن می شوند ومنتظرند همه یک کاررا شروع کنند تا آنها هم به همان کار اقدام نمایند. همه فریاد بزنند تا اوهم فریاد بزند ،واین امربدان خاطر است که اعتماد به نفس ندارد. وجود چنین اموروزمینه هایی است که ایجاداعتماد به نفس وپرورش آن رادر کودکان ونوجوانان لازم می سازد.(همان منبع).

دسته بندی : علمی