موضع وفاق» دارند. از این تعبیر معلوم می‌شود که در این مسئله، ادعای اجماع محصل و منقول شده است؛ همان گونه که آیت‌الله خویی (ره) فرموده: «در این حکم خلافی نیست، بلکه ادعای اجماع به دو قسم آن نیز شده است.»
د) عقل:

بنابر قاعده «کلما حکم به العقل حکم به الشرع و کلما حکم به الشرع حکم به العقل» تعارضی میان احکام عقل و شرع وجود ندارد. یعنی هر چه را عقل به آن حکم کند، شرع نیز به آن حکم می‌‌کند، و برعکس نیز هر چه را شرع به آن حکم کند، عقل بدان حکم می‌کند. مضمون این دو قاعده, لازمه و همبستگی نیرومندی است که میان عقل و شرع وجود دارد. دراینجا نیز عقل به خوبی قباحت اهانت به مقدسات مذهبی را می‌پذیرد و آن را موجب جریحه‌دار شدن احساسات مذهبی طیف وسیعی از بشریت و به تبع آن تزلزل و اختلال در آرامش فکری و روحی انسان می‌داند و به شدت این عمل قبیح را نکوهش می‌کند. البته در خصوص میزان و کیفیت مجازات اهانت کننده
بایستی از سه ادله دیگر استنباط احکام که به آنها اشاره شد کمک گرفت و به اسـتناد «مـقدمـات عـقلی صرف»

نمی‌توان حکم اهانت کننده را مشخص نمود.
بنابراین علاوه بر این که با کتاب و سنت و اجماع، مجازات اهانت به مقدسات و قتل ساب النبی ثابت می‌شود،عقل نیز ضرورت کیفر توهین به مقدسات را تأیید می‌کند. همانطور که دلایل فقهی مجازات ساب النبی را نشان می‌دهد، دلایل عقلی نیز بر لزوم مبارزه با دشنام به نبی تأکید می‌نماید. در واقع شرع و عقل هماهنگ با هم متشرعان و خردمندان را به مبارزه با اهانت به مقدسات فرا می‌خوانند. البته در متن نصوص قرآنی و حدیثی استدلال عقلی وجود دارد و زشتی جرم ساب النبی با براهین و دلایل عقلی تبیین گردیده است. از طرفی اهانت سب و دشنام به نبی از ابعاد و جهات متعدد غیر عقلانی است و از راه‌های متعدد به حکم عقل سلیم زشت و محکوم است. دشنام از عقل برنمی‌خیزد و در زمان دشنام خردورزی و اندیشه تعطیل و چراغ عقل خاموش است. از سوی دیگر همین عقل است که انسان‌ها را به مبارزه با اهانت به مقدسات بر می‌انگیزاند و به کیفر دادن و مجازات آنان فرا می‌خواند، به طوری که فحش و دشنام به انبیاء باعقل تضاد دارد. از این روست که اسلام پیروان پیامبر (صلی الله علیه و آله) را از دشنام به خدایان دروغین و معبودهای باطل مشرکان و شخصیت‌های مقدس کفار نیز بازداشته است. بنابراین دشنام به پیامبر از شنیع‌ترین جرم‌ها و زشت‌ترین کارهاست و هر کس ذره‌ای عقل داشته باشد به پیامبران الهی دشنام نمی‌دهد و تنها شخصی که از عقل محروم است و هرگز انتظار خوبی و خیر از او نمی‌رود به پیامبر (صلی الله علیه و آله) دشنام می‌دهد. بنابراین اهانت به مقدسات و به ویژه اهانت به پیامبر (صلی الله علیه و آله) ریشه در رویکردهای غیرعقلانی بشر دارد و از تعقل و خردورزی دور است.
3.1.2. حق حفظ حرمت و کرامت اشخاص و پرهیز از توهین و هتک حرمت آنها
«حقوق شهروندی» بر مبنای «کرامت و ارزش والای انسان و آزادی توأم با مسئولیت او در برابر خدا» به طور قانونی به عنوان یکی از پایه‌های نظام جمهوری اسلامی ایران تضمین شده است و همه افراد، نهادها و سازمان‌ها، قانوناً موظف به تأمین حقوق همه جانبه افراد، با استفاده از همه امکانات خود هستند. در ارتباط با صدا و سیما، به طور ویژه، تصریح خاص قانونی نسبت به «ارج نهادن به حیثیت انسانی افراد و پرهیز از هتک حرمت آنان طبق ضوابط اسلامی» به عنوان خط مشی کلی و عام این سازمان وجود دارد. لذا دست‌اندرکاران رسانه، به لحاظ حرفه‌ای و قانونی، موظف به رعایت موارد مرتبط با حقوق آزادی‌های بنیادین افراد ملت و اصول مرتبط با آن هستند. رسانه نباید حقوق مرتبط با شخصیت شهروندان را که مشخصاً با حیثیت و کرامت ذاتی آنها پیوند می‌خورد، نقض کند و یا موقعیت‌هایی ایجاد کند که احتمال بروز لطمه به شخصیت، آبرو و حیثیت افراد فراهم‌ آید. این حمایت هم نسبت به جنبه‌های مدنی، اجتماعی و سیاسی شخصیت افراد و هم نسبت به جنبه‌های معنوی، اخلاقی و فکری شخصیت آنها، باید مورد توجه قرار گیرد.
اما در مورد جایگاه مقوله کرامت انسانی در اسلام باید گفت که کرامت انسانی را می‌توان دستاوردی فراتر از تلاش‌های سازمان ملل و اعلامیه جهانی حقوق بشر دانست. این مفهوم از سده‌ها پیش در آموزه‌های اسلامی مورد توجه بوده است. در منابع مکتوب به جای مانده از صدر اسلام می‌توان صحت این ادعا را به خوبی دریافت. اسلام به عنوان دین اکمل، با توجه به جهان‌بینی خاص خود بسیاری از معارف بشری در خصوص عالم خلقت را ارج نهاده است و ضمن تأکید به لزوم کاربرد آنها در زندگی،‌ جزء اعتقادات خود معرفی کرده است. مهمترین، کهن‌ترین و اصیل‌ترین سندی که از اسلام در مورد کرامت انسانی در دست داریم، کلام الله مجید است. سند مکتوب و معتبری که کلام پروردگار را به جایگاه انسان تشریح می‌کند. نمونه‌هایی از آیات قرآن و تفاسیری که از
این آیات در بحث کرامت انسانی بیان شده از قرار ذیل است:
(وَلَقَد کَرَّمْنا بَنی آدَمَ وَ حَمَلْناهُم فِی البَرِّ وَ البَحْرِ وَ رَزَقْناهُم مِنَ الطَّیِباتِ وَ فَضَلناهُمْ علی کَثیرٍ خَلَقْنا تَفْضیلاً:
ما فرزندان آدم را گرامی داشتیم. آنان را بر مرکب‌هایی در بر و بحر سوار نمودیم، از هر غذای لذیذ و پاکیزه روزی دادیم و بر بسیاری مخلوقات خود برتری دادیم چه برتری دادنی.)
به فرموده این آیه، مقام انسان، از بسیاری از موجودات برتر است؛ اما آیا از فرشتگان هم بالاتر است؟ مفسران در پاسخ این سؤال، سخنان گوناگونی بیان کرده‌اند؛ اما به نظر می‌رسد که اصلاً آیه مورد بحث به برتری فرشتگان بر انسان‌ها یا بالعکس اشاره‌ای ندارد؛ بلکه تنها درباره برتری انسان‌ها بر حیوانات و گروه جن بحث کرده است؛ اما در پاسخ این سؤال که مقام یک فرشته برتر است یا انسان باید گفت که مقام یک فرشته از یک انسان معمولی بالاتر است؛ چرا که آنها در کمال پاکی و طهارت و خلوص نیت به سر می‌برند و از انسانی که خود را از رذایل و ناپاکی‌ها پاک نکرده، بالاترند. اگر اما همین انسان زمینی در مسیر کمالی که خدواند در پیش راه او قرار داده، حرکت کند، ممکن است به مقامی برسد که فرشتگان هم به آن مقام نرسیده باشند؛ چنان که در قرآن به صراحت از خضوع فرشتگان در مقابل حضرت آدم (علیه السلام) ـ که نمونه‌ای از انسان کامل بود ـ یاد شده است. در روایتی از امیرالمؤمنین (علیه السلام) می‌خوانیم: «خداوند عزوجل در ملائکه عقل را بدون شهوت نهاد و در حیوانات، شهوت را بدون عقل قرار داد و در آدمیزاد، هر دو را قرار داد. پس هر کس عقلش بر شهوتش چیره شود، از فرشتگان بهتر است و هر کس شهوتش بر عقلش غالب گردد، از حیوانات پست‌تر.»
(اِنَّ الذینَ یُؤذونَ اللهَ وَ رَسُولَه، لَعَنَّهُمُ اللهُ، فِی الدُّنْیا و الآخِرت، وَ اَعَدَّلَهُمْ عذاباً مُهیناً:
….. ایذا و آزار بندگان خدا، آزار خداوند و رسول او است. خدا بر آزار دهندگان در دنیا و آخرت لعنت فرستاده است و ایشان را به عذابی سخت وعده می‌دهد.)
(لا اکراه فی الدین قد تبین الرشد من الغی:
هیچ اجبار و اکرامی در دین و پذیرش یا رد آن وجود ندارد، همانا راه تعالی و تباهی آشکارشده است.) با توجه به موارد مذکور می‌توان نتایج زیر را به دست آورد:
به نیکی می‌توان موضع شفاف و کاملاً مخالف قرآن را نسبت به آزار و ارعاب انسان‌ها دریافت. از بررسی مباحث فوق برمی‌آید که اسلام برخورد به شیوه‌ای که کرامت انسانی را دچار خدشه شود ظلم و تجاوز تلقی می‌کند و مستند آن را نیز قاعده سلطه مردم بر خویش، اصل برائت و مواردی دیگر بیان می‌دارد.
آنچه از طرف شارع مقدس در خصوص آداب معاشرت در جامعه انسانی مورد تأکید و توجه قرار گرفته، به کار بردن کلام نیک و پاک و احترام به یکدیگر می‌باشد و سرپیچی از این دستور که موجب اهانت به دیگری می‌شود حرام و گناه محسوب می‌گردد و مرتکب آن مستحق مجازات است.
در سوره نساء آیه شریف 148 می‌فرماید: «خداوند دوست ندارد که کسی به گفتار زشت به عیب خلق صدا بلند کند، مگر آنکه ظلمی به او رسیده باشد … » و در احادیث نقل شده است؛ از امام صادق (علیه السلام) پرسیدند: «در موردی که مردی، مرد دیگر را به غیر از مورد قذف سب کرده بود، که آن بزرگوار در پاسخ فرمود: تعزیر می‌شود و حتی در موردی که کسی به دیگری بگوید ای فاسق، باز آن امام در جواب فرمودند: حد نمی‌خورد، ولی تعزیر می‌شود. و شهید ثانی نیز در شرح لمعه چنین می‌گوید: «در مواردی مثل اینکه شخصی به دیگری بگوید ولد حرام، در این موارد عرفاً اقتضای انتساب زنا را ندارد یا در مواردی که به شخص مقابل چیزی بگوید که موجب کراهت و ناخوشایندی او گردد. مثل اینکه بگوید حقیر یا سگ یا خوک، یا بگوید ای فاسق یا ای شارب خمر و امثال اینها، موجب تعزیر مرتکب می‌شود.» همچنین در حدیث نبوی(صلی الله علیه و آله) نیز آمده است: «حرمت مؤمن از حرمت کعبه بالاتر است». پس اگر هر مقامی نسبت به افراد شهروند جامعه، ولو مجرم نیـز باشـد، هتک
حرمت و حیثیت نماید، متخلف بوده و قابل مجازات است.
4.1.2. حق حفظ حرمت حریم خصوصی

  فایل پایان نامه عوامل بزهکاری

دانلود پایان نامه

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید.

رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

حق حفظ حرمت حریم خصوصی یکی دیگر از حقوق مخاطبان رسانه‌هاست که امروزه از قسمت‌های نسبتاً بکر محسوب می‌شود. هر چند نکات بسیار قابل توجهی در حقوق و معارف اسلامی حقیقی (شیعه امامیه) در تبیین این شاخه حقوقی قابل طرح است و قرآن، نهج البلاغه، صحیفه سجادیه و بسیاری از منابع امامیه سند این مدعاست. از نظر فقهی حریم خصوصی با عنوان «الناس مسلطون علی اموالهم و انفسهم» تعبیر شده است.
اهمیت حریم خصوصی افراد در اسلام، چندان مهم است که می‌توان آیاتی از قرآن را با این مضمون یافت. یکی از آیات مهم و شفاف در این موضوع، آیه12 از سوره حجرات است که می‌خوانیم:
(یاأیّها الّذین آمنوا اجتنِبوا کثیراً من الظنّ إن بعض الظن إثم و لاتجسّسوا و لا یغتب بعضکم بعضاً: ای اهل ایمان، از بسیاری از پندارها در حق یکدیگر اجتناب کنید که برخی از ظن و پندارها معصیت است و نیز هرگز از حال درونی هم تجسس نکنید و به غیبت یکدیگر نپردازید.)
صاحب تفسیر المیزان در یک بحث لغوی اشاره دارد که «لا تجسسوا» (کلمه تجسس) به معنای پی گیری و تفحص از امور مردم است؛ اموری که مردم عنایت دارند پنهان بماند و تو آن‌ها را پی گیری کنی تا آگاه شوی و کلمه «تحسس» نیز همین معنا را می‌دهد، با این تفاوت که تجسس در شر استعمال می‌شود و تحسس در خیر به کار می‌رود. به همین جهت بعضی گفته‌اند، معنای آیه این است که دنبال عیوب مسلمانان را نگیرید و در این مقام بر نیایید که اموری را که صاحبانش می‌خواهند پوشیده بماند، تو آنها را فاش سازی.
آیه دیگری که می‌توان در بحث حریم خصوصی افراد بدان استناد نمود، آیات 27 و 28 سوره نور است:
(یا ایها الذّین آمنوا لاتُدْخلُو بیوتاً غیر بیوتکم حتّی تستأنسوا و تُسلموا علی اهلها ذلکم خیر لکم لعلکم تذکرون. فان لم تجدوا فیها احداً فلا تدخلوها حتّی یؤذَنَ لکم و إنْ قیل لکم اِرجعُوا فارجعوا هو أزکی لکم و الله بما تعملون علیم.
ای اهل ایمان، هرگز به هیچ خانه، مگر خانه‌های خودتان، تا با صاحبش انس ندارید وارد نشوید و چون رخصت یافته داخل شوید، به اهل آن خانه نخست سلام کنید و این برای شما بهتر است که متذکر شوید. و اگر در خانه کسی را نیافتید باز وارد نشوید تا اجازه یافته، آنگاه درآیید و چون به خانه‌ای در آمدید و گفتند برگردید، باز گردید که این برای تنزیه و پاکی شما بهتر است و خدا به هر چه می‌کنید، داناست.)
در تفسیر نمونه ذیل آیه 27 آمده است که : جمله «تستأنسوا» (نه تستاذنوا) از ماده أنس گرفته شده؛ اجازه‌ای توأم با تحیت و لطف و آشنایی و صداقت را می‌رساند و نشان می‌دهد که حتی اجازه گرفتن باید کاملاً مؤدبانه و دوستانه و خالی از هر گونه خشونت باشد. بنابراین، هرگاه این جمله را بشکافیم، بسیاری از آداب مربوط به این بحث در آن خلاصه شده است، مفهومش این است : فریاد نکشید، در را محکم نکوبید، با عبارات خشک و زننده اجازه نگیرید و به هنگامی که اجازه داده شد، بدون سلام وارد نشوید؛ سلامی که نشانه صلح و صفا و پیام‌آور محبت و دوستی است.
در

دسته بندی : پایان نامه حقوق

دیدگاهتان را بنویسید