منابع و ماخذ مقاله یادگیری اجتماعی

خانواده مستبدانه: در این‌گونه خانواده غالباً فرد مستبد پدر است که دستورات وی باید بی‌چون‌وچرا اجرا گردد. فرزندان در چنین خانواده‌هایی حق نظر نداشته و در تصمیمات خود باید تابع اراده سرپرست خانواده باشند. دراین‌ارتباط هافمن بیان می‌دارد: فرزندان این خانواده‌ها اگرچه فرمان‌بردار و مطیع هستند اما از ثبات عاطفی برخوردار نبوده، انتقادپذیر نیستند و در رفتارهایشان گرایش به پرخاشگری دارند. در چنین خانواده‌هایی تحمیلات متعددی درزمینه تحصیل (انتخاب رشته)، انتخاب دوست، ازدواج و غیره بر فرزندان می‌شود که زمینه عقده‌ای شدن آنان را فراهم نموده و این عقده‌ها روزی منفجر می‌شود و عکس‌العمل‌های زننده‌ای را در پی خواهد داشت.
سختگیری بیش‌ازحد والدین سبب روی آوردن فرزند به‌دروغ می‌شود زیرا او می‌بیند بابیان واقعیت با تنبیه و سرزنش و محدودیت بیشتر روبه‌رو می‌شود. بیشتر اوقات احساس یاس و ناامیدی کرده و در رفتارهایش رنگی از شادی به چشم نمی‌خورد. درواقع شخصیت و استقلال نوجوان با این شیوه تربیتی نابود گشته و او قدرت تشخیص را از دست می‌دهد. در مورد روش‌های سخت‌گیرانه در تربیت حضرت علی (ع) می‌فرمایند: «انسان به‌حکم این‌که انسان است و دارای شعور و اندیشه است، از طریق پند و اندرز و ادب شایسته تربیت است، نه از طریق زورگویی و تنبه بدنی.»
بنابراین باید گفت والدین باید به‌گونه‌ای عمل کنند که در نظر فرزندان نفوذ مناسب را داشته باشند و در این زمینه از افراط‌وتفریط پرهیز نمایند. نفوذ والدین بر فرزندان عبارت است از «شایستگی بلاتردید و قدرت و ارزش بزرگ‌ترها که به‌اصطلاح با چشم فرزندان قابل‌رؤیت باشد.» آنتون ماکارنکو برخی از اقسام نفوذ آسیب‌زای والدین بر فرزندان را بیان می‌نماید که هر یک می‌تواند زمینه انحراف فرزندان را فراهم آورد.
نفوذ ناشی از پند واندرز: در این خانواده‌ها والدین معتقدند تنها از طریق پند و اندرز می‌توان فرزند را تربیت کرد، مدام در حال نصیحت فرزندان هستند، نشاط و لبخند جایگاهی ندارد. نفوذ ناشی از دوری: در این شیوه نفوذ والدین معتقدند برای تربیت فرزندان باید از آنان دور بود، کمتر با آن‌ها حرف می‌زنند، پدر همچون رئیسی اتاق جداگانه داشته به‌تنهایی غذا می‌خورد و مادر نیز زندگی خاص خود و افکار خاص خود را دارد. درواقع در این شیوه هیچ منعی وجود ندارد و فرزند به حال خود واگذار می‌شود.
نفوذ ناشی از خرده‌گیری: این‌گونه والدین در تمام امور فرزندان دخالت می‌کنند و مدام از آنان پرس‌وجو می‌کنند و هر کار آنان را پر از ایراد و اشکال دانسته و سرزنش می‌ نمایند. نفوذ ناشی از تطمیع: این‌گونه والدین چنان رفتار می‌کنند که فرزندان خود را، به باج خواستن و تطمیع عادت می‌دهند به‌گونه‌ای که حتی نمازخواندن، روزه گرفتن فرزندان هم محتاج تطمیع می‌شود.
والدین باید در زمینۀ تربیت فرزندان یک شیوه معتدل را برگزینند و با سخت‌گیری یا آزادی بیش‌ازحد نمی‌توانند در مورد تربیت فرزندان موفق باشند. گاهی عملکرد نادرست والدین در زمینۀ مسائل مذهبی همچون سخت‌گیری و حساسیت بیش‌ازاندازه سبب بی‌علاقگی فرزند به دین خواهد شد. بنابراین اعمال هرگونه محدودیت و رفتار خشونت‌آمیز در روحیۀ دختران تأثیر گذاشته منجر به عقده‌هایی درروان آنان می‌گردد که به‌صورت تندخویی، کینه‌توزی، خشونت وغیره خود را نشان خواهد داد .
ج: تبعیض
تبعیض در لغت به معنای «بعضی را بر بعض دیگر بدون دلیل موجه و عادلانه ترجیح دادن، کسی را باکس دیگر دشمن ساختن» است. در اصطلاح حقوقی بیانگر هرگونه محرومیت و تفاوت بر مبنای نژاد، رنگ پوست، جنسیت، مذهب و … است. تبعیض ازنظر عرف بیانگر فرق قائل شدن بین دو فردی است که در شرایط یکسانی هستند.
از منظر اسلام تبعیض جز رذایل اخلاقی شناخته‌شده و هر نوع تبعیضی مردود است. دراین‌ارتباط پیامبر گرامی اسلام (ص) فرموده‌اند: «بین فرزندان خود به عدالت رفتار کنید، همان‌گونه که دوست دارید در بین شما با عدالت رفتار شود.» «و نیز آمده است روزی شخصی در حضور پیامبر (ص) یکی از فرزندان خود را بوسید و دیگری را نبوسید. حضرت فرمود: چرا میان آن‌ها به مساوات رفتار نکردی.»
باید دانست که تبعیض بین فرزندان یک ستم است که ریشه در عواملی همچون جهل و ناآگاهی والدین، علاقه و تعصب به یک جنس و … دارد ومی تواند ریشه بسیاری از رفتارهای نابهنجار و جرایم فرزندان گردد.
ناصرالدین صاحب‌الزمانی در کتاب خود بیان می‌دارد: «در بسیاری از خانواده، متأسفانه هنوز هم مانند عصر جاهلیت دختر را مایه‌ی سرافکندگی می‌دانند. درنتیجه دختری که در چنین محیطی آلوده از اهانت و تحقیر پرورش یابد عزت‌نفس خود را ازدست‌داده و احساس حقارت و تنفر از خود می‌نماید؛ بنابراین تبعیض در خانواده و توجه کمتر به برخی از فرزندان و توجه کمتر به برخی دیگر سبب ایجاد عقده‌های کهتری و احساس نفرت و بدبینی در دختر می‌گردد.»
در ارتباط با تبعیض بین فرزندان گروبرگ ولف معتقد است: تبعیض منجر به ایجاد یک روحیۀ رقابت و چشم هم‌چشمی میان فرزندان می گردد؛ به‌طوری‌که آن‌ها مدام در حال مقایسه خود با دیگر خواهران و برادران خود بوده و با نوعی احساس کهتری و کینه روبه‌رو خواهند شد.
بنابراین می‌توان گفت تبعیض بین فرزندان از جهات مختلفی تأثیرات منفی خواهد داشت. از جهت روانی و عاطفی فرزند دچار یک احساس منفی نسبت به خواهر یا برادر خود شده، دچار بدبینی وکینه توزی خواهد شد و با تهاجم سعی در حفظ موقعیت خود خواهد داشت. از جهت رفتاری نیز چنانچه تبعیض به نفع جنس پسر در خانه باشد دختر سعی در رفتار پسرانه خواهد داشت؛ و به جهت اجتماعی فرزندی که با تبعیض روبه‌رو بوده، نمی‌تواند ارتباط و تعاملی سالم با دیگران داشته باشد و بیشتر با دیده بغض و حسادت به آن‌ها می نگردد و همیشه در حال رقابت برای شکست دادن دیگران است..
مبحث سوم: عوامل اجتماعی و محیطی رفتار نابهنجار

  پایان نامه :روابط بین الملل

دانلود پایان نامه

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید.

رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

گفتار اول: محیط مدرسه
پس از خانواده، مدرسه دومین عامل جامعه‌پذیری و انتقال هنجارها به دانش آموزان است. امروزه تأثیر عمیق مدرسه بر هیچ‌کس پوشیده نیست؛ زیرا نقش حیاتی در پی‌ریزی و ساختن بنای آینده دانش آموزان دارد و می‌تواند از آن‌ها افرادی کاملاً سالم و سازگار یا افرادی بیمار و مخالف اصول و موازین بار آورد.
به گفته‌ی ساترلند مدرسه دارای چنان قدرتی است که می‌تواند تکوین شخصیت و فراگیری رفتارهای مطلوب را در دانش آموزان به حد کمال رسانده و یا اینکه تجارب شوم و ناگواری را در اختیار آنان بگذارد که آنها را وادار به تقلید از اعمال بزهکارانه نماید و درنتیجه آنان را نابهنجار و مجرم یا شریف و درستکار بار آورد. با توجه به اهمیتی که مدرسه در شکل‌دهی به شخصیت و رفتار دانش آموزان دارد هرگونه اختلال و مشکل در کارکرد آن می‌تواند زمینۀ انحراف و ناهنجاری‌ها را در دانش آموزان فراهم سازد، برخی از این مشکلات به شرح ذیل است:
الف: رفتارهای نامناسب اولیای مدارس
همان‌طور که بیان کردیم یکی از نیازهای دانش آموزان، نیاز به امنیت است؛ بنابراین رفتار اولیای مدارس باید به‌گونه‌ای باشد که این نیاز دانش آموزان را در مدرسه تامین نماید. چنانچه اولیای مدرسه به‌ویژه مربیان در دو بعد تعلیم و تربیت رفتار مناسب و مطلوبی نداشته باشند، این نیاز تأمین نخواهد شد و زمینۀ انحراف دانش‌آموزان خواهد بود. با توجه به ارتباط نزدیکی که معلم بادانش آموزان دارند تا حد زیادی اعمال و رفتارش در شکل‌گیری شخصیت آن‌ها تأثیر خواهد داشت؛ بنابراین چنانچه معلم بادانش آموزان با بی اعتنایی و خصومت رفتار نماید، مدرسه منجر به تشویق رفتارهای ضداجتماعی خواهد شد.

«رایت در این مورد بیان می‌دارد چنانچه رابطه معلم با دانش آموزان مبتنی بر اعمال کنترل و قدرت از جانب معلم و فرمانبرداری از جانب دانش آموزان باشد، آنچه دانش‌آموزان یاد خواهند گرفت مخفی‌کاری است نه انضباط ناشی از خود» ازجمله عواملی که منجر به بروز بی‌نظمی در کلاس می‌شود عدم انطباق و هماهنگی معلم با محیط کاری خویش است. مواردی همچون بی‌علاقگی به کار، مشکلات مالی و خانوادگی، دوست‌نداشتن دانش آموزان باعث می‌شود، معلم نتواند محیط موردنیاز از جهت روانی و تربیتی را فراهم نماید تا دانش آموزان باعلاقه و اشتیاق به درس توجه نمایند.
درزمینه ی تعلیم و تدریس یکی از اشتباهاتی که بیشتر معلمان انجام می‌دهند این است که به‌جای استفاده از روش‌هایی که مبتنی بر مشارکت و فعالیت دانش آموزان است، از شیوه‌های سنتی که مبتنی بر انتقال مطالب از معلم به دانش‌آموز است استفاده می‌کنند؛ بدین معنا که روابط معلم بادانش آموز رابطه دهنده و گیرنده است. در این شیوه دانش آموزان تنها مطالبی را که معلم ارائه می‌دهد در ذهن انباشته می‌سازند و موفقیت دانش‌آموزان در رقابت با سایرین تعیین می‌گردد. در نظر گرفتن نمره به‌عنوان تنها ملاک موفقیت منجر به تضعیف بیشتر دانش آموزان ضعیف شده و زمینه را برای ترک تحصیل و ناهنجاری‌های دیگر آنان فراهم می‌نماید.
باید بیان داشت که برخی معلمین می‌پندارند شرط دین‌دار بودن افزایش اطلاعات و اندوخته‌های حفظی دینی است؛ اما باید توجه داشت که اگر آموزش دینی همراه با پرورش حس دینی نباشد نه‌تنها در این زمینه مؤثر نیست بلکه نتیجه عکس خواهد داشت. کتابهای درسی در ایران بیشتر محتوا محور بوده و نقش انتقال یک‌سویه مطالب را از مؤلف به دانش‌آموز بر عهده دارد، بنابراین دانش‌آموز هنگام درس خواندن کمتر به فعالیت ذهنی و کشف از طریق آزمایش دست می‌زند.
از دیگر اشتباهات معلمین عدم طبقه‌بندی دانش آموزان با توجه به ملاک‌های علمی است که بر اساس آن شیوه‌های متناسب بااستعدادهای روحی و جسمی دانش آموزان را بکار برند. زیرا بر اساس سیستم رقابتی و عدم طبقه‌بندی، دانش آموزان تواناتر بیشترین استفاده را برده و دانش آموزان ناتوان به‌رغم تلاش خود به نتیجه رضایت بخشی نمی‌رسند و دست به رفتارهای ناشایست می‌زنند.
گاهی اوقات دیده می‌شود معلمین، برخی دانش آموزان را به علت ضعیف بودن در درس‌ها مورد تمسخر و تحقیر قرار می دهند، این امر موجب می‌گردد دانش‌آموز خود را پست و بی‌مقدار بداند، درنتیجه به انحراف کشیده شود. همان‌گونه که پیش‌تر ذکر نمودیم حضرت علی (ع) فرموده اند :آن‌کس که خود را پست بداند به خیر و نیکی او امیدوار مباش.

یکی از نظریاتی که در این مورداستفاده می‌شود نظریه برچسب‌زنی یا انگ زنی است. «نظریه برچسب روندی است که در طی آن جامعه عنوان منحرفانه را به شخص اطلاق می‌کند این عمل باعث می‌شود که فرد از گروه یا جامعه طردشده، هویت منفی در او نهادینه شود و انحراف در او تقویت شود.» استعمال برچسب‌های همچون تنبل، متقلب، شرور و اخلال‌گر در مورد دانش آموزان به‌ویژه آنهایی که ضعیف‌ترند موجب می‌گردد، آنان اعتمادبه‌نفس و عزت‌نفس خود را از دست بدهند و یک دید منفی نسبت به خود پیدا کنند که جایگاهی در مدرسه و نزد معلم ندارند؛ بنابراین به اعمال ناشایست دست بزنند. بنابراین پیش‌داوری که معلم یا سایر اولیای مدرسه نسبت به یک دانش‌آموز دارند در موفقیت یا عدم موفقیت وی تأثیر خواهد داشت. باید توجه داشت که رفتار اولیای مدرسه برای دانش آموزان به‌مثابه یک الگوی رفتاری است که مطابق با نظریات مختلفی همچون یادگیری مشاهده‌ای بندورا، یادگیری اجتماعی که رفتار نابهنجار را اکتسابی می‌داند، قابل یادگیری و تقلید از سوی دانش آموزان است؛ بنابراین، هرگونه رفتار نامناسب اعم از تبعیض بین دانش آموزان، تحقیر و توهین به آنان، اعمال خشونت و پوشش نامناسب نشانگر ارائه یک الگوی تربیتی نامناسب بوده و زمینه‌ی لازم برای رفتار نابهنجار در دانش آموزان را فراهم می‌کند.
ب: عدم کنترل و نظارت
مدرسه به‌عنوان نخستین نهاد رسمی است که واضع و اعمال کننده قوانین و مقررات انضباطی برای دانش آموزان بوده و نقش اساسی در کنترل بیرونی رفتار و اعمال آنان دارد. نظارت و کنترل در سه بعد نظارت فردی، گروهی، اداری – مدیریتی در مدرسه انجام می‌گیرد. در نظارت فردی همه کارکنان مدرسه، به‌ویژه معلمان نقش اساسی را ایفا می‌کنند تا اهداف و برنامه‌های تعیین‌شدۀ مدرسه

این نوشته در پایان نامه حقوق ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

دیدگاهتان را بنویسید