آنان می‌گیرد. نسبت به خود احساس خشم و نارضایتی می‌کنند، احساس تنها بودن و طردشدگی دارند که منجر به افسردگی آن‌ها می‌گردد. تصور می‌کنند توانایی تغییر سرنوشت خود را ندارند و همه‌چیز از پیش تعیین‌شده است و بهتر شدن خود را از آنی که هستند لازم نمی‌دانند.

در بدبینی بیمارگونه (پارانویید) فرد می‌پندارد همه درصدد توطئه علیه او هستند پشت سر وی صحبت می‌کنند و قصد کشتن وی رادارند چنین فردی به دلیل برداشت های نادرست از اظهارت و حالت های دیگران به سرعت احساس رنجش می کند و واکنش های افراطی از خود نشان می دهد. در واقع بدگمانی علامت اصلی پارانوئید است و فرد مبتلا بسیار بی اعتماد بوده و پیوسته درحال جبهه گیری در برابر انواع تهدیدات یا حملات احتمالی است. مرکولا در تحقیقات خود به این نتیجه رسید که بدبینی با سطوح بالایی از خشم و اضطراب همراه است وفرد بدبین دچارمشکلات اجتماعی است؛ اما افراد خوش‌بین از افراد بدبین اجتماعی‌تر هستند و از مهارت‌های بین فردی بالاتر برخوردار می‌باشند.
ج: تکبر

تکبر در لغت به معنای بزرگی، خود را گرفتن، خود را بزرگ پنداشتن و بزرگی فروختن است. امام صادق (ع) در تعریف کبر می‌فرمایند: «کبر این است که مردم را تحقیر کنی و حق را سفاهت بشماری و انکار کنی.» کبر بیانگر صفت درونی است که شخص خود را بالاتر از بقیه می‌بیند، زمانی که چنین فردی با اعمال و رفتارهایش کبر درونی خود را آشکار می‌سازد متکبر است.
مطابق فرمایش امام سجاد (ع) نخستین گناهی که نسبت به خداوند متعال انجام ‌شد تکبر بود که ابلیس را از اطاعت و فرمانبردار خداوند بازداشت و به آدم سجده نکرد. امام علی (ع) در ارتباط با آثار تکبر می‌فرمایند: «کبر شخص را به افتادن در گناهان می‌کشاند.» و درجایی دیگر بیان می‌دارند «تکبر ریشه و اساس نابودی است». و« نیز آشکارکننده پستی است.»
بنابراین ریشه برخی رفتارهای نابهنجار دانش آموزان در تکبر آن‌هاست که منجر به نافرمانی و عدم اطاعت از والدین و مربیان می‌گردد. همچنین دانش آموزان متکبر کمتر در مقابل اشتباهات خود، در برابر دیگران عذرخواهی می‌نمایند و چون خود را بالاتر از دیگران می‌بینند مرتکب بی‌احترامی به آن‌ها نیز می‌شوند.

دانلود پایان نامه

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید.

رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

گفتار چهارم: بیماری‌ها و مشکلات جسمانی
برخی از روانشناسان و جامعه شناسان بیماری‌های جسمانی را عامل انحرافات اجتماعی می‌دانند. منظور از این عامل وجود یکسری نواقص جسمانی و وضعیت خاص ژنتیکی است که به‌نوبه خود در بروز رفتارهای نابهنجار نقش دارد. سزار لمبروز از نخستین کسانی بود که در این زمینه دست به تحقیقاتی زد. وی معتقد است یک نوع مجرمانه وجود دارد که با انسان عادی به‌واسطه نشانه‌های جسمانی تفاوت دارد.
بیماری‌های جسمانی خود ریشه در عوامل متعددی دارد، گاهی ناشی از اختلال در کارکرد غدد درون‌ریز بدن است که این اختلال بی‌ارتباط به برخی از رفتارهای ناهنجار نیست. به‌طور مثال کاهش تراوش غده‌ی تیروئید منجر به خستگی، بی‌حس و حالی و اختلال در عادت ماهانه دختران می‌گردد و نوجوان احساس خستگی زیاد می‌کند. افزایش ترشح این غده باعث رشد نامتناسب، افزایش حرارت بدن، حساسیت شدید، خشم و ناآرامی می‌گردد.
همچنین کاهش ترشح غده پاراتیروئید به سردرد شدید، کندذهنی و سستی منجر می‌گردد، افرادی که مبتلابه این امر هستند تمایل به نشان دادن واکنش شدید و فریاد کشیدن دارند. اختلال در ترشح غدد جنسی نیز سبب ناراحتی‌های روانی گشته و نیز محرکی برای افزایش میل جنسی یا کاهش آن است. «کوکا رو و همکارانش در تحقیقات خود به این نتیجه رسیدند که فقدان هورمون سروتونین یا عملکرد ضعیف آن می‌تواند عاملی تعیین‌کننده درزمینۀ سوق به پرخاشگری آنی و نسنجیده باشد.» در دوران بلوغ نوجوان به یک رشد جسمانی می‌رسد که این رشد به دلیل عوامل متعدد نظیر اختلال در کارکرد غدد بدن ممکن است ناهماهنگ باشد به گونه ای که نوجوان ازلحاظ جسمانی به نحوی دچار نقص گردد (قد بیش‌ازاندازه بلند داشته یا بیش‌ازحد معمول کوتاه باشد و غیره) این منجر می‌شود نوجوان احساس متفاوت بودن نموده دچار نوعی احساس حقارت شود؛ بنابراین تلاش می‌کند با بروز رفتارهای ناهنجار توجه دیگران را به خود جلب نماید. برخی دانش آموزان نیز به خاطر تغذیه نامناسب، رژیم‌های غیراستاندارد دارای خلق‌وخوی تند هستند. اضافه‌وزن ناشی از تغذیه نامناسب و خوردن غذاهای گرم علاوه بر مشکلات جسمی منجر به تولید انرژی مازاد بر نیاز بدن می‌گردد که محرک میل جنسی است.
می‌توان بیان داشت میان بیماری‌های جسمانی که ریشه در عوامل زیادی دارد و بروز رفتار نابهنجار دانش آموزان ارتباط وجود دارد چنانکه عدم تمرکز حواس و توجه به درس، خلق‌وخوی تند، پرخاشگری، ارتباط با جنس مخالف جهت ارضای میل جنسی و یا خود ارضایی دانش‌آموز می‌تواند ریشه در اختلال کارکرد اعضای بدن و تغذیه نامناسب داشته باشد.
مبحث دوم: علل و عوامل خانوادگی
گفتار اول: ازهم‌گسیختگی خانواده
ازهم‌گسیختگی خانواده بیانگر عدم توانایی و شکست یک‌تن یا بیش از یک‌تن از اعضای خانواده در ایفای وظایف خود است که منجر به تیره شدن روابط و از بین رفتن خانواده می‌گردد. اختلافات والدین و جدایی آن‌ها، فوت یا غیبت والدین(عدم حضور پدر و مادر در خانه) می تواند سبب ازهم‌گسیختگی خانواده گردد.
الف: تعارض و جدایی والدین
طلاق یکی از موجبات ازهم‌گسیختگی خانواده است که اثرات زیانباری بر رشد و تربیت فرزندان دارد و زمینه بروز رفتارهای ناسازگار آنان را فراهم می‌کند. در اسلام طلاق امری ناپسند و نا مقدس است که به‌عنوان مغبوض‌ترین حلال‌ها و امری که خشم خداوند را به دنبال دارد یادشده است. چنانکه امام صادق (ع) می‌فرمایند:«هیچ‌چیز ازآنچه خداوند متعال آن را حلال قرار داده است، نزد او منفورتر و ناپسندتر از طلاق نیست». یکی از مواردی که مغبوضیت طلاق را بیشتر می‌کند زمانی است که زن و شوهر دارای فرزند باشند و با طلاق آن دو، فرزند آن‌ها از وجود یکی از آن‌ها محروم گردد. البته باید در نظر داشت گاهی اختلافات و کشمکش‌های فراوانی که بین پدر و مادر است می‌تواند اثر مخرب‌تری بر آرامش و سلامت روح و روان فرزندان به ویژه دختران داشته باشد. زیرا در صورت تعارض و اختلاف والدین فضای آرام از خانواده رخت برمی بندد و دختران به خاطر عدم آرامش روانی به تحصیل خود بی‌علاقه می‌شود و دائماً مضطرب بوده و ثبات روانی ندارند و رفتارهایی نظیر عصیان، پرخاشگری و سرکشی از قوانین و مقررات اجتماعی یا انزوا و گوشه‌نشینی در آنان ظاهر شده که منجر به ارتکاب جرایم مختلف می‌شود. به لحاظ مشکلات عاطفی، روانشناسان معتقدند پدیده طلاق منجر به ایجاد احساس گناه در فرزندان می‌گردد؛ زیرا والدین در توجیه عمل خودشان مدام به آنها گوشزد می‌کنند که به خاطر راحتی و آسایش آنان اقدام به طلاق کردند که این خود زمینه بروز مشکلات روانی را فراهم می‌آورد. همچنین طلاق منجر به تضعیف روحیه و روان فرزندان می‌گردد و زمینه بروز رفتارهای احساسی، خشم‌آلود و عدم تعادل روانی به هنگام عصبانیت را فراهم می‌کند؛زیرا آن‌ها رفتارهای والدین را که الگوی خود می‌دانسته‌اند، مشاهده کرده و آن را فراگرفته‌اند چنانچه که بر اساس نظریه‌ی یادگیری مشاهده‌ای بندورا یکی از شیوه‌های تعامل اجتماعی روش مشاهده‌ای است و از طریق مشاهدۀ الگوها افراد سعی می‌کنند به نحوی از رفتار و کردار دیگران تقلید و تبعیت کنند.
با بروز طلاق فرزند دچار نوعی تنش ناشی از انتخاب یکی از والدین وزندگی با او است و همچنین دچار مشکلاتی درزمینۀ انطباق بازندگی جدید خود می‌گردد. چراکه والدین بعد از طلاق زندگی مجزایی را شروع می‌کنند و هرکدام ممکن است مجدداً ازدواج کنند و فرزند در این میان در انطباق با زندگی جدید با مادر ناتنی یا پدر ناتنی دچار مشکل است زیرا آن‌ها نمی‌توانند جای پدر و مادر اصلی وی را بگیرند و خلأهای او را پر کنند پس این شرایط جدید که در اثر طلاق ایجادشده می‌تواند زمینۀ درگیری او را در خانه فراهم کند.
تئوری فرزندان طلاق که توسط والرستین و جون کلی مطرح گشته، بیانگر وجود رابطه بین جدایی و گرایش فرزندان به بزهکاری است؛ زیرا فرزندان پس از جدایی والدین دچار اضطراب عاطفی شده و از آن رنج می‌برند، از خانه فرار می‌کنند و به انحراف کشیده می‌شوند. تحقیقاتی که توسط کاردک و برگ انجام شد بیانگر این امر است که واکنش‌های اولیه نوجوانانی که با پدیده طلاق روبه‌رو بوده‌اند شامل خشم، ترس و افسردگی است.
تایبر نیز معتقد است نوجوانانی که طلاق والدین را تجربه می کنند دچار خلأ و کمبود عمیق از درون هستند که ممکن است با دریافت محبت کمتر از طرف دیگری (یکی از پدر یا مادر) و افزایش مسئولیت‌ها دچار نوعی افسردگی شوند، احساس عدم‌کفایت نموده، عزت‌نفس خود را از دست بدهند و به رفتارهای غیرعادی دست بزنند، تا بتوانند از این احساس فرار نمایند. به‌طور مثال وقت خود را بیش‌ازاندازه برای تماشای فیلم، گوش دادن به موسیقی، اینترنت بگذارند.
آسیب‌های ناشی از طلاق اختصاص به سن خاصی ندارد منتهی واکنش فرزندان در سنین پایین به طلاق شدیدتر است، از طرفی دختران به خاطر روحیه لطیف و احساسات سرشار به‌ویژه چنانچه طلاق در سنین بلوغ صورت پذیرد آسیب‌پذیرتر خواهند بود.
ب: غیبت والدین
عامل دیگری که زمینه ازهم‌گسیختگی خانواده را فراهم نموده و منجر به‌نوعی عدم تعادل در خانواده می‌شود، عدم حضور والدین به دلایلی همچون فوت، اشتغال و غیره است. باید دانست وجود والدین در خانه، به‌خصوص مادر نقش بسزایی در رشد عاطفی – روانی فرزندان دارد؛ بنابراین عدم حضور هر یک از والدین به دلایل مختلف باعث ایجاد مشکلات تربیتی و اختلالات عاطفی در فرزندان گشته و بسترهای مناسبی را برای گرایش آنان به رفتارهای نابهنجار و جرم فراهم می‌کند. پارسونز جامعه‌شناس معروف معتقد است برای رسیدن به حداکثر کارکرد خانواده، همچنین حفظ بقا و همبستگی در خانواده تحقق دو شرط ضروری است اول اینکه دو قطب مخالف رهبری و زیردستان وجود داشته باشند و دوم اینکه تقسیم نقش بر اساس جنس، نقش‌های ابزاری (مردانه) و نقش‌هایی که جنبه بیانگر (زنانه) دارند وجود داشته باشد. بر این اساس عدم حضور پدر خانواده، ساختار خانواده را تغییر می‌دهد و منجر به ناهماهنگی در کارکرد خانواده می‌گردد؛ زیرا در این صورت مادر علاوه بر ایفای نقش خود مجبور به انجام وظایف پدر نیزمی باشد. بنابراین وی معتقد است فوت هر یک از والدین موجب نقصان در کارکرد خانواده گشته و اشتغال مادر سبب تداخل نقش‌ها می‌شود و مادر حالت بیانگر خود را ازدست‌داده و تبدیل به رقیب شغلی شوهر می‌گردد. همین رقابت نیز زمینه درگیری والدین و ازهم‌گسیختگی خانواده را ایجاد می‌نماید که تأثیرات آن بیش از هر چیز دامن‌گیر فرزندان به ویژه دختران خواهد بود.
گاهی دیده می‌شود در بسیاری از خانواده‌ها پدر به دلیل شغل خاص خود مجبور می‌گردد مدت زیادی از خانواده دور بماند یا مادر علاوه بر ایفای نقش خود در خانه به اشتغال می پردازد یا والدین به دنبال خوش‌گذرانی بیشتر وقت خود را در بیرون از منزل به سر ببرند، در چنین صورتی دختران احساس تنهایی و بی‌پناهی می‌نمایند و ازآنجاکه کنترل و نظارت بر رفتار و اعمال دختران کاهش می‌یابد، زمینه برای پیوستن آن‌ها به خرده‌فرهنگ‌های بزهکاری افزایش می‌یابد. در ارتباط با اشتغال مادران باید گفت، درصورتی‌که مادر شاغل نباشد بهتر می‌تواند آسایش و امنیت را برای فرزندان فراهم نماید و الگوی تربیتی صحیح برای آنان باشد. چراکه در اثر اشتغال مادر باحالتی خسته به خانه‌بر می‌گردد و نمی‌تواند به نیازهای عاطفی و شخصیتی فرزند خودپاسخ دهد و با او ارتباطی صحیح و عاطفی برقرار نماید.
مرحوم دکتر کی نیا معتقد است: «مادر باید فقط مادر بماند تا جامعه بهشت را در زیر پای وی احساس کند، مادر باید تمام‌وقت، مادر بماند. مادران نیمه‌وقت، آینده فرزندان خود را فدای درآمد ناچیز خدمات عمومی می‌نمایند. هیچ درآمدی آینده سعادت‌بخش فرزندان ما را به‌جای محبت مستمر و مراقبت مادر تأمین نمی‌کند. به همین لحاظ در جرم‌شناسی حضور مادر در کانون

دسته بندی : پایان نامه حقوق

دیدگاهتان را بنویسید