تربیت‌شده بودند که والدین هریک از آن دو بدان صورت تربیت‌یافته بودند، مضاف آنکه همسایگان و اطرافیان نیز برهمان مبانی تربیت‌شده بودند و بدین ترتیب شخصیت دختران تحت تأثیر تربیت متجانس و منظم والدین و اطرافیان شکل می‌گرفت و از هرگونه تعارضی مصون بود.
ب: بعد از اسلام
دین اسلام ارزش و اهمیت خاصی برای علم و فراگیری علم قائل است و به‌خوبی می‌توان چنین اهمیتی را از طریق قرآن و سخنان ائمه معصومین مشاهده کرد. به خاطر همین اهمیت در کشورهای اسلامی خصوصاً ایران به این مقوله توجه خاصی شد. فراگیری علم و دانش در ایران بعد از اسلام، ابتدا بیشتر در مساجد صورت می‌گرفت، درواقع جویندگان علم از نقاط مختلف به مساجد می‌آمدند و مساجد محل آموزش و خاستگاه تفکرات بزرگ بود. اما رفته‌رفته تعداد جویندگان علم افزایش یافت و فراگیری دانش به دلایلی همچون کمبود محل مناسب، عدم رعایت بهداشت توسط کودکان به مکتب‌خانه منتقل شد.
مکتب‌خانه‌ها در دوره عباسیان به اوج خود رسید و در تمام محلات و نقاط ایران مکتب‌خانه وجود داشت. هدف اصلی مکتب‌خانه‌ها آموزش خواندن و نوشتن و آشنا کردن با قواعد دینی بود. مکتب‌خانه‌ها معایبی داشتند که منجر به بی‌علاقگی و گسست پیوند کودکان و نوجوانان با این مکان آموزشی شده و درنتیجه زمینه را برای بروز رفتارهای نابهنجار آنان فراهم می‌نمود که در ذیل به این معایب اشاره می‌کنیم:
1- در کشورهای مسلمان مکتب‌خانه‌ها مختلط نبودند، مکتب‌خانه‌هایی برای پسران با معلم مرد وجود داشت؛ اما در ایران می‌توان صراحتاً ابراز کرد که مکتب‌خانه‌هایی وجود داشتند که مختلط بودند، دخترها و پسرها باهم به کلاس می‌رفتند و زمینه‌های برخورد آن‌ها فراهم می‌گشت که این خود در بروز انحرافات به‌خصوص در مقوله انحرافات جنسی تأثیرگذار بود.

2- برای مکاتب تشکیلات واحد مرکزی وجود نداشت؛ بنابراین مکاتب بر اساس سلیقه‌ی مؤسس و مکتب دار اداره می‌شد. همان‌گونه که می‌دانیم عدم کنترل و نظارت رسمی یا غیررسمی می‌تواند در ایجاد انحرافات تأثیرگذار باشد به‌خصوص در یک محیط آموزشی که هدف تعلیم و تربیت را دارد، باید چنین نظارتی وجود داشته باشد.
3- مسئله دیگر کمبود امکانات مکاتب بود در مکتب‌خانه‌ها مانند مدارس امروزی میز و صندلی وجود نداشت و هر بچه‌ای برای خود زیرانداز و قالیچه‌ای با توجه به وسع خانواده داشت و این امر باعث خستگی و عدم توجه کودکان و نوجوانان به درس می‌شد.
4- بیشتر مکتب دارها افرادی کم‌تجربه و کم‌سواد بودند که قادر نبودند به شیوه‌ی جدیدی معلومات خود را به شاگردان منتقل کنند . گاهی نیز بامعلومات اشتباه و نادرست منجر به گمراهی کودکان و نوجوانان می‌شدند. همچنین مواد آموزشی برای کودکان و نوجوانان سنگین و دشوار بود که این امر باعث می‌شد علاقه‌ی آن‌ها به فراگیری درس کاهش یابد.
5- آموزش در مکتب‌خانه بدون توجه به نیازها و علایق کودکان و نوجوانان بوده و اغلب با خشونت و انضباط خشک همراه بوده است؛ به‌گونه‌ای که از ابزارهایی همچون فلک و شلاق برای تنبیه استفاده می‌گردید، البته در مورد دختران بیشتر از نیشگون گرفتن و پشت دست سوزن زدن استفاده می‌شد.
6- تفکیک سنی مانند مدارس امروزی در مکتب‌خانه‌ها نبوده و کودکان و نوجوانان باهم در یک مکتب درس می‌خوانند؛ به گونه ای که نوجوان بر درس کودکان نظارت داشته، اغلب به آزار و تمسخر آنان می‌پرداختند.
به‌طورکلی آموزش دختران در مکتب‌خانه‌ها مجاز بود؛ اما به خاطر عدم آگاهی و افکار اشتباه با محدودیت‌های همراه بود. راوندی از قول جلال‌الدین دوانی می‌نویسد: «دختران را از خواندن و نوشتن به‌کلی باید منع کرد و عبارت ابن اخوه را هم آورده که معلم نباید به زن یا دختری نوشتن بیاموزد زیرا خواندن و نوشتن برای نسوان شجره ممنوعه است و اگر نوشتن بیاموزند ممکن است شیطان کاری به دستشان دهد.»
آنچه بیشتر در ایران بعد از اسلام زمینۀ شکست و انحطاط فرهنگی، اخلاقی و غیره را فراهم نمود، حمله قوم وحشی، خون‌خوار و غارتگری است که بی‌رحمی و قساوت و فجایع اعمال آنان به حدی شدید بود که اگر اسناد مسلم وجود نداشت، وقوع آن اعمال باورکردنی نبود. هجوم و لشکرکشی و قتل و عام، آتش‌سوزی و هتک عرض و ناموس تأثیر هولناکی در روحیه مردم گذاشت که از همه شوم‌تر انحطاط اخلاقی بود. با حمله مغول مساجد و مکاتب که مهم‌ترین مکان‌های آموزشی بودند با خاک یکسان شدند، معنی و مفهوم واقعی آموزش‌وپرورش از بین رفت و جای خود را به ظواهر فریبنده، بازی با الفاظ و قید و محدودیت در طرز تفکر داد. در این دوران اغلب آموزگاران می‌کوشیدند خداوندان قدرت و صاحبان زور را متصف به اخلاق کریم کنند و هر ناکس را ارجمند جلوه دهند. اطاعت صرف و عدم صراحت لهجه، گزافه‌گویی، بدبینی و سوءظن نسبت به یکدیگر مخصوصاً نسبت به زنان و دختران رواج یافت.

  منابع مقاله درمورد مثلی

دانلود پایان نامه

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید.

رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

روش تعلیم و تربیت مبتنی بر خشونت و سخت‌گیری بود، اظهار عقیده متروک گردید و تقید، تعبد و احترام به گفتار صاحبان زور از فرایض به شمار آمد. خصوصیاتی که با حمله مغول بر ایران در نظام آموزش‌وپرورش به وجود آمد، نمودار ارزش‌هایی بود که با جنایات و ستم‌های این قوم به‌طورکلی در فرهنگ ایران ایجاد شد و تقریباً بدون هیچ‌گونه تغییر اساسی تا تأسیس دارالفنون در ایران باقی ماند؛ بنابراین جو حاکم بر آموزش‌وپرورش و به‌طورکلی در جامعه ایرانی در این دوران به گونه ای بود که زمینۀ بروز بدترین انحرافات اخلاقی در همه‌ی اقشار، به‌ویژه کودکان و نوجوانان را فراهم می ساخت.
در ارتباط باتربیت و پیشگیری از انحرافات کودکان و نوجوان در ایران ابن‌سینا معتقد بود: «آموزگار باید کودک را از اقران زشت منع و با اقران خوب محشور سازد گاهی او را تشویق و زمانی تهدید کند و چنانچه نتیجه نگرفت بزند. به هنگام آموختن اعتدال را رعایت کند و خود را نه چنان عبوس نشان دهد که طفل را یارای صحبت نباشد و نه آن‌قدر ملایمت کند که کودک جسور شود و به بیانات او توجه نکند.»
عنصرالمعالی معتقد بود معلم باید باهیبت باشد و در صورت لزوم جهت تربیت کودکان از مجازات بدنی استفاده کند. در ارتباط باتربیت دختران غزالی محرومیت آنان را در جامعه آن روز متذکر شده و توصیه کرده است با آنان به احسان و مدارا برخورد شود و همین‌که به سن بلوغ رسیدند آنان را شوهر دهند.

گفتار دوم: آموزش ‌و پرورش بعد از تأسیس مدارس رسمی در ایران
نخستین مدارس رسمی در ایران، قبل از انقلاب و در دوران قاجاریه تأسیس شد. با توجه به اینکه نظام شاهنشاهی و طاغوتی در ایران، در دوران سلطنت قاجار و پهلوی ضربات مهلکی را بر پیکره جامعه و به‌ویژه نوجوانان و جوانان وارد نموده و به اسباب مختلف زمینه فساد را در جامعه فراهم ساخته است، نگاه ما در تاریخ قبل از انقلاب اسلامی در ایران، بر دو سلطنت قاجاریه و پهلوی متمرکز بوده وتقریبا دربرگیرنده تاریخ 200 سال قبل از انقلاب اسلامی است.
الف: قبل از انقلاب اسلامی
سابقه تأسیس مدارس به سبک جدید با تشکیل مدارس آمریکایی و اروپایی به دوره قاجار برمی‌گردد. اولین مدرسه توسط کشیشی آمریکایی به نام «پرکنیز» در ارومیه تأسیس گردید. دومین مدرسه را «اوژن بوره» کشیش فرانسوی در تبریز بنا نهاد. البته این مدارس کاملاً به شیوه اروپایی و آمریکایی تأسیس شد و درواقع راه نفوذ معارف و اندیشه‌های آمریکایی و اروپایی را به ایران بازنمودند و هدف از تشکیل آن‌ها به‌نوعی تأثیرگذاری بر فرهنگ ایرانیان بود.
در این دوران، بعد از به تخت نشستن ناصرالدین‌شاه قاجار میرزا تقی‌خان امیرکبیر به‌عنوان صدراعظم وی انتخاب گردید. یکی از اقدامات وی بعد از صدارت تشکیل مدرسه‌ی دارالفنون بود، این مدرسه نقطه عطف آموزش‌های جدید در ایران گشت که نهادهای همچون وزارتخانه آموزش‌وپرورش و علوم و تحقیقات و فناوری متولی آن است. دارالفنون نخستین مدرسه رسمی ایرانی بود که در سال 1268 قمری افتتاح گردید. هدف از تشکیل این مدرسه عبارت بود از تربیت و تعلیم افراد دانا و متخصص، جلوگیری از نفوذ عوامل انگلیس و روسیه در ایران از طریق پرورش استعدادهای نوجوانان ایرانی، تغییر شیوه و روش آموزش‌های سنتی و پرورش انسان‌هایی که با علم جدید آشنا باشند.
تأسیس این مدرسه مخالف با منافع افراد و گروه هایی بود که منافعشان را در مستعمره بودن ایران می دانستند؛ زیرا آن‌ها دریافته بودند چنانچه جوانان ایرانی به مدرسه راه یابند و آموزش ببینند و به‌صورت افرادی مفید فارغ‌التحصیل شوند، دیگر نمی‌توانند ایران را به شکل مستعمره یا نیمه مستعمره گردانند؛ بنابراین سعی در بی‌اثر سازی مدرسه کرده و در این راستا به‌جای معلمان اتریشی از شورشیان ایتالیایی استفاده نمودند، همچنین سعی کردند سیاست را با تدریس همراه سازند و شاه را از مدرسه و اهل آن بترسانند. این اقدامات سبب شد تا مدرسه از اهداف اولیه خود دور ماند و خود نیز زمینه برای انحرافات گردد و تنها به مکانی برای تجمع شاهزادگان و خان‌زاده مبدل شود که در آنجا تعلیم می‌دیدند، تا به نوکرانی باسواد تبدیل شوند نه افرادی که بتوانند مشکلات کشور را حل کنند.
بعد از تأسیس مدرسه دارالفنون تلاش‌های در جهت تشکیل مدارس به سبک نوین توسط میرزا حسن رشدیه صورت گرفت که از سوی برخی افراد با مخالفت روبه‌رو ‌شد. البته این مخالفت‌ها در تأسیس مدارس دخترانه با شدت بیشتری صورت می‌پذیرفت؛ زیرا جامعه آن زمان هنوز به‌ضرورت و اهمیت آموزش زنان پی نبرده بود و از طرفی جو حاکم بر جامعه و شرایط اقتصادی خانواده‌ها مانع از این می‌شد که برای تحصیل دختران هزینه کنند. اولین تلاش برای تشکیل مدرسه ملی دخترانه با مخالفت‌های شدید مواجه شد و مدرسه‌ای که طوبی رشدیه تأسیس نمود در چهارمین روز تأسیس به دلیل مخالفت تعطیل گردید؛ بنابراین بنیان‌گذاران مدارس دخترانه از ترفندها و ساخت‌ها و کارهایی مناسب بافرهنگ عمومی جامعه بهره می‌گرفتند، تا نگاه بدبینانۀ جامعه سنتی عصر قاجار را نسبت به تحصیل دختران تعدیل نمایند. بروز انحرافات و رفتارهای نابهنجار قشر نوجوان و دانش آموز، در دوران حکومت طاغوت (قاجاریه و پهلوی) ریشه در عوامل اجتماعی ذیل داشت:
1- نظام حاکم بر جامعه مبتنی بر یک سیاست سکولار بود که حکومت طاغوت این سیاست را در نهادهای اجتماعی به‌ویژه آموزش‌وپرورش پیاده کرد. اعمال سیاست‌های خائنانه و مردم‌فریب از سوی سردمداران حکومت منجر به گسترش دامنه فسق و فجور، اعتیاد و فحشا، خیانت و حیله‌گری، جرئت در انجام معاصی شد.
2- صدور فرمان کشف حجاب که متأثر از فرهنگ غربی بود، در 17 دی‌ماه 1314 بسترهای لازم برای فساد و انحراف جوانان به‌ویژه زنان و دختران را فراهم ساخت.زیرا مطابق با این فرمان به زنان دستور دادند چادر سر نکنید و روسری خود را بردارید و به مأموران دستور داده شد چادر از سرزنان برکنند. تأثیرات عملی این فرمان در مدارس به‌خوبی قابل‌مشاهده بود؛ به‌گونه‌ای که بعدازاین فرمان نام مدارس دخترانه را 17 دی نهادند، فرم دختران در مدارس به‌صورت یک سارافون طوسی با بلوز سفید و چهارخانه قرمز و کروات، همراه با آرمی نقره‌ای به‌طور اجباری درآمد که همه نوعی ترویج بی‌حجابی و غرب‌گرایی بود.
3- آموزش‌وپرورش، متأثر از سیاست سکولار حاکم بر جامعه بود و وزارت فرهنگ بر این اساس ارزشی برای دروس دینی و اسلامی قائل نبود و نسبت به صلاحیت اخلاقی معلمان و مدیران بی‌توجه بود. بر این اساس در شورای عالی فرهنگ تصویب گردید، ساعات درس دینی و قرآن کمتر گردد و نمرات قرآن و شرعیات و علوم اجتماعی یکی شود و عربی را با قرائت و دستور زبان فارسی یکی کنند. این امر موجب بی‌توجهی به اعتقادات مذهبی و کمرنگ شدن مباحث دینی در بین دانش آموزان می‌شد.
4- نظام آموزش‌وپرورش، نظام سرگرم‌کننده و تحذیری بود درس‌ها و برنامه‌ها در حد سرگرم نگه‌داشتن و خسته کردن ذهن‌ها بود تا افراد نتوانند به غیر آنچه برایشان تهیه و تدارک شده است فکر کنند. محتوی کتابها ترویج بی‌بندوباری، بی‌حجابی، پول‌پرستی، شاه‌دوستی و فرهنگ ذلت‌بار استعماری بود، تا ذهن و فکر قشر نوجوان را از ارزش‌های اسلامی دور نموده و متوجه فرهنگ غربی نمایند.
5 – یکی از

دسته بندی : پایان نامه حقوق

دیدگاهتان را بنویسید