منابع مقاله درباره کنوانسیون حقوق کودک

90
فوریه 9, 2019 0 Comment

اینکه بتوانند به یک نقطه نظر مشترک در مورد حقوق کودکان برسند کنوانسیون حقوق کودک را در سال 1989 به تصویب رساندند. هر چند در این کنوانسیون برای شروع کودکی سنی را قید نکردهاند اما برای پایان کودکی سن 18سال را پذیرفتهاند. بطوری که اکثر کشورهای عضو قوانین داخلی خویش را اصلاح و تغییر دادهاند تا بتوانند بیشتر از گذشته حقوق کودکان را رعایت نمایند و با پیوستن به کنوانسیون حقوق کودک خود را موظف به رعایت حقوق این قشر نمودهاند. بطور اجمال کنوانسیون حقوق زیر را برایکودکان پیشبینی نموده است: سرپرستی از کودکان بیسرپرست، حق حیات و بقاء، حفظ هویت، تابعیت، خانواده، منع قاچاق کودک، آزادی عقیده و آزادیهای اجتماعی، منع بدرفتاری، آموزش وتحصیل، بهداشت وعدم بکارگیری در جنگ های مسلحانه و . . . .

فصل دوم :

حمایت ازکودکان دراسناد وحقوق اسلامی

گفتاراول :
حمایت ازکودکان دراسلام
کودکان یکی از اعضای نیازمند درجامعه هستند که حکومت وشهروندان جامعه را گاه به لحاظ اخلاقی وگاه به لحاظ حقوقی بهرعایت حقوقی درقبالخود موظفمیکند. توجه دوباره بشر بهحقوق این قشراز افراد جامعه دراثر بیداری وجدانی جهانی نسبت بهحقوقی است که ادیان الهی پیش از اینبه آن توجه نمودهاند. پیمانهای جهانی حقوق کودک نیز به نوعی برگرفته و متأثر از همین ادیان الهی است. دین مبین اسلام نیز به عنوان کاملترین دین الهی از آغاز بر لزوم رعایت حقوق کودکان تأکید داشته وهماکنون نیز برآن اصرار دارد. از اینرو قرآنکریم در آیات متعدد بر رعایت حقوق کودکان سفارش وتوصیه میکند. علاوه برآیات قرآن، بزرگان دینی اسلام نیز همواره براهمیت وتوجه به این قشر از افراد جامعه تأکید داشتهاند وروابط حقوقی ایشانرادرخانواده وجامعه ترسیم وتدوین کردهاند. دراین قسمت به حمایتهای انجامشده از کودکان دراسلاممیپردازیم.
بند اول: حمایت ازکودکان بیسرپرست
مشکل بیسرپرستی اطفال و یتیمی آنان یکی از پدیدههای اجتماعی محسوب میشود که از گذشته در جوامع انسانی مطرح بوده است . جوامع نیز به تناسب با چنین قشری برخوردی متفاوت داشتهاند. برخی از دیده ترحم و مهربانی ایتام را گرامیداشته و بعضی هم برمشکلات آنها افزودهاند. دین مقدس اسلام بهعنوان آئینی جهانی که برای تمامی بخشهای جامعه انسانی برنامه دارد. بیتردید درباره یتیمان ومسائل مادی و معنوی آنها برنامه و توصیههای فراوانی داشتهاند که این موضوع ازدو دیدگاه قرآن و روایات و سخنان پیشوانان معصوم و رفتار ایشان با این گروه و دیدگاه فقها بررسی میشود.
الف ـ کودکان بیسرپرست در آیات و روایات

توجه و اهمیت دین اسلام به اطفال بیسرپرست علاوه برآنکه رحمت و لطف خداوند را در پیدارد جنبه دیگری نیز دارا میباشد و آن آگاهی پیشگیرانه از عواقب رها شدن یتیم و اطفال به حال خود میباشد، چون اگر چنین افرادی به حال خود رها شوند درآینده هزینههای سنگینی را برجامعه وارد خواهند ساخت و میتوانند عامل بسیاری از ناهنجاریهای جامعه شوند، به همین علت قرآن کریم به این محور توجه کافی عنایت داشته است.
قرآن کریم امر سرپرستی کودکان را از بهترین وپسندیدهترین امور به حساب میآورند ومؤمنان را در این راستا راهنمایی مینماید تا درجامعه کودک یتیمی آواره و بدون سرپرست باقی نماند ودر پناه مؤمنین نیازهای آنها برطرف شود.
قرآن کریم می فرماید: «ویسالونک عن الیتامی قل اصلاح و لهم خیر و ان تخالطواهم فاخوانکم.»1وازتو درباره یتیمان میپرسند بگو اصلاح کارآنان بهتر است واگر زندگی خودرا با زندگی آنها بیامیزند، آنها برادران دینی شما هستند، از اینآیه بر میآید که بهترین محیط برای کودکان، محیط طبیعی خانواده است وحتی پیامبر اسلام (ص) جای دادن یتیم و طفل بیسرپرست درمنزل و تأمین مخارج و نیازهای او را باعث قبولی اعمال در پیشگاه خداوند متعال دانستهاند.
قرآن با نفی هرگونه مسائل غیر اخلاقی وخرافی مطرح شده آنگاه که پیامبر«زید» را تحت سرپرستی خود قرار داد درآیه 5 سوره «احزاب» در واقع یکی از شیوههای سرپرستی از ایتام را قبول آنان بهعنوان فرزند خوانده وپرورش اودرمحیط خانواده ذکر مینماید و میفرماید: خدا پسرخواندههایتان را پسرانتان قرار نداده است، این سخنانی است که شما از پیش خود میگوئید، ولی خدا حق را میگوید و به سوی راه درست هدایت میکند، پسرخواندهها را بهنام پدرانشان صدا بزنید، این نزد خدا بهعدالت نزدیکتر است به فرض که پدرآنان را نمیشناسید، برادر دینی خطابشان کنید و یا بهعنوان دوست صدایشان بزنید خدا درآنچه که تاکنون اشتباه کردهاید شما را مؤاخذه نمیکند ولی آنچه را که عملاً مرتکب میشوید مؤاخذه میکند و خدا همواره آمرزنده ومهربان است.
ب ـ شیوههای رفتار معصومین( ع) با کودکان بیسرپرست
رسولخدا و امامان معصوم (ع) با الهام گرفتن از قرآن وتعالیم آسمانی آن بههمان روش قرآن به سرپرستی ومورد لطف قرار دادن ایتام وکودکان بیسرپرست رفتار میکردند، چنان که دراحادیث و روایات آمده است که پیامبر همیشه اصرار میداشتند یتیمان را سرپرستی کنند. حتی گفتهاند یکی از رموز ازدواجهای مکرر رسول خدا (ص) با زنانی همچون امسلمه ودیگران پرورش دادن یتیمان آنان و نجات آنان ازتباهی و ضایع شدن بوده است. برای نمونه نقل شده است که پیامبر روزی با گروهی ازکودکان که سرگرم بازی بودند برخورد نمود و کودکی را دید که درگوشهای گریه میکند. پیامبرعلت گریه او را جویا شدند. آن طفل گفت: بچهها بخاطر اینکه منپدر ندارم مرا مورد سرزنش قرارمیدهند و با من بازی نمیکنند. پیامبراو رامورد نوازش قرار میدهند ومیفرمایند: گریه نکن من پدر توام و فاطمه (س) خواهر تو و…. آنگاه او را به خانه میبرد و بهدخترش میسپرد وحضرت فاطمه (س) او را نظافت کرده و او را لباس نو می پوشاند و به همسران پیامبر معرفی کرده و وی در تمام مدت زندگی با آن حضرت بودند.
حضرت امیرالمؤمنین (ع) نیزعملکردهای مهمیدر دوران زندگیخویش با یتیمان داشتهاند دوران خلافت وقبل ازآن شبها انبانی ازغذا را بردوش میکشیدند و بهخانه یتیمان میرفتند و به آنها غذا میرساندند بدون اینکه خودرا معرفی نمایند. بطوریکه برخی از آنان بعد از شهادت امام علی (ع) دانستند که آورنده غذا چه کسی بوده است. امیرمؤمنان با کودکان یتیم بازی میکردند و آنها را مورد نوازش قرار میدادند وحتی با دست خویشدردهان آنان نان و خرما میگذاشتند و میفرمودند :« من پدر یتیمانم و باید به جای پدر به آنها مهربانی کنم.» همچنین حضرت علی(ع) دروصیت پیش ازشهادت خود درباره یتیمان و کودکان بیسرپرست میفرمایند: از خدا بترسید ومبادا یک روز سیرشان کنید و یک روز گرسنه باشند و مبادا که با حضور شما آنان از بین بروند.1 این موارد و موارد دیگراز عملکرد بزرگان اسلام دراین رابطه، نشان میدهد که چگونه ایشان همت میکردند تا فرزندان بیسرپرست به ثمر برسند.
ج ـ سرپرستی کودکان از دیدگاه فقها
همانطور که گفتیم یکی از حقوق کودکان بیسرپرست برجامعه، حق سرپرستی است، چنانکه در آیات متعددی ازقرآن بهرعایت حقوق کودکان یتیم و بیسرپرست تأکید شده است. صغیری که ولی او فوت کند و سرپرست نداشته باشد، درقالب امور حسبی قرار میگیرد و رسیدگی به امور حسبی یکی از وظایف حکومت اسلامی است. درکتاب «دلیل التحریرالوسیله» درامورحسبی آمده است : «ان الامور الحسبه مثل تولی امور الغیب والقصر والصغار ومن لاوارث له ومنلاوصی له و ….» همانگونه که ملاحظه میگردد یکی از مصادیق امور حسبی، سرپرستیکودکان یتیم و بیسرپرست است. همچنین یکی از وظایف ولی فقیه وحکومتاسلامی ، ولایت وسرپرستی برصغار بی سرپرست معرفی شده است. روایاتی مانند خبرنبوی که می فرماید: «السلطان ولی له»2 وادله ثبوت ولایت فقیه بر اثبات این حق کودکان بیسرپرست، برحکومت اسلامی دلالت دارد.
حق تربیت ورشد از آن همه انسان هاست و یتیم و غیرنمیشناسد. بی شک کودکی که والدین یا یکی از آن دورا ازدست دهد نمیتواند بدون سرپرست رها شود و دراین راستا وظیفه دیگران نسبت به او ساقط شده نیست. در قرآن وآثاراسلامی مدارک بسیاری درمورد حقوق کودکان یتیم و بیسرپرست و ا
مرهدایت و سرپرستیشان وجود دارد وهمه جا اصل بر این است که به آنها رسیدگی شود تا آنان دچار خسارت و لغزش نگردند. اسلام میخواهد اینان همچون دیگر کودکان عضوی مفید ومؤثر برای جامعه گردند و امکاناتی برای رشدشان فراهم شود، به نوازش آنها بپردازد و در اداره آنها همراهی لازم با خانواده بعمل آید. اسلام امرسرپرستی کودکان یتیم را از بهترین و پسندیدهترین امور به حساب میآورد و دوست ندارد کودکان در دارالایتام وپرورشگاهها باشند، بلکه خواستار آن است که زمینهی زندگی را در کانون خانواده فراهم نماید.
بنددوم : حمایت ازکودکان درمعرضخطرفقروآسیب دیدگی

دانلود پایان نامه
اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید.
رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

یکی ازمصادیق اجرای عدالت درجامعه اسلامی، رسیدگی به امور فقرا ونیازمندان است. حکومت اسلامی وظیفه دارد در راستای اجرای عدالت به فقرا رسیدگی کند. یکی ازاصلیترین قربانیان فقر درجامعه کودکان میباشند، از اینرو کودکانی که درخانوادههای فقیر زندگی میکنند واز امکانات زندگی محروم هستند به حمایتهای جامعه نیازمندند. پیامبرو امامان معصوم(ع)1 برای جلوگیری از فقر وتنگدستی مردم شبانه آذوقه دراختیار افراد قرار میدادند. بطوری که هیچکس آنها را نمیشناخت این رفتار وعملکرد که برگرفته از بطن تعالیم قرآنی واسلامی صورت میگرفت بخصوص درمورد کودکان بیسرپرست و یتیم بیشتر مشهود بود.
یکی ازنهادهای دینی درحکومت اسلامی که در زمان پیامبر اسلام و بعد از ایشان امامان معصوم (ع) ودر زمان غیبت ولی فقیه عهدهدار اجرای آن هستند اخذ ومصرف زکات است که این امر در آیات قرآن نیزآمدهو پیامبر(ص) را به اخذ و مصرف آن در راه خدا و کمک به نیازمندان سفارش نموده است. یکی از کسانیکه مستحق دریافت زکات هستند نیازمندان وفقرا میباشند. آیه60 سوره «توبه» دراین زمینه میفرماید: «انما الصدقات الفقرا و المساکین» اینآیه شریفه که مستند فتوای فقیهان نیز میباشد، گویای استحقاق کودکان نیازمند برای استفاده از زکات است که توسط ولی فقیه اخذ میشود . فقیهان یکی ازمصارف زکات را فقرا و مساکین میدانند و میفرمایند:«الاول و الثانی: الفقراء والمساکین والثانی اسوا احالاً منالاول و هم الذین الایملکون مئونه سنتهماللائقه بحالهم لهم ولمن یقومون به لافعلاً ولاقوه.» از اینرو جامعه اسلامی باید از کودکانی که درخانوادههای فقیر ومسکین زندگی میکنند با پرداخت زکات حمایت کند.
بند سوم : حمایت ویژه از کودکان هنگام جنگ
یکی ازحقوق کودکان درهنگام جنگ مصونیت آنها از هرگونه تجاوز وتعدی است. این موضوع درآیات قرآن ونیز سخنان بزرگان دینی بصورت روشن وصریح بیان شده است. خدا درآیاتی از قرآن کشتن کودکان و زنان را منع نموده است. همچنین با مطالعه در سیره نبوی حضرت رسول (ص) درمییابیم که آن حضرت هرگاه گروهی را برای جنگ وجهاد اعزام مینمودند، ابتدا برایشان سخنانی در زمینه اصول و آداب جنگ و جهاد بیان میفرمودند و حتی بطور صریح مسلمانان را از جنگیدن با غیرنظامیان (کسانی که درجنگ شرکت ندارند) بخصوص زنان و کودکان و سالخوردگان منع میکردند.
همه بزرگاندینی درجایز نبودن کشتن کودکان و زنان درجنگ اتفاق نظردارند. بخصوص زمانیکه آنها در جنگ شرکتنداشته باشند. فقها نیز با الهام گرفتن از قرآن که کلام خداست و راه و روش پیامبر عظیمالشأن اسلام (ص) و امامان معصوم (ع) ودیگر بزرگان دینی کشتن اطفال وحتی جنگیدن با آنها را منع وگاهی حرام دانستهاند. شهید ثانی میفرماید: «ولایجوز قتل الصبیان والمجانین والنساء وان عاونوا الامع الضروره.» بنابراین حتی اگر کودکان درجنگ شرکت کنند، جزدرمورد ناچاری، قتل آنها ممنوع است. این امر از امور اجتماعی است و نهی پیامبر(ص) یکی از دلایل ممنوعیت آن است .1
حقوقیکه اسلام برای اسیر قرار داده است، درمورد کودکان اسیر به طریق اولی جاری خواهد بود. از این رو ازروایات استفاده میشود که کودکان هنگام جنگ نباید از والدین یا خواهران و برادران خود به اجبار جدا شوند.