فایل پایان نامه مشکلات رفتاری

90
فوریه 9, 2019 0 Comment

نهایت موجب انحراف و نابهنجاری خواهد نمود. حاصل اعتیاد والدین، آسیب رسیدن به پیوندهای عاطفی والدین، سستی پیوندهای خانوادگی، اخلال در نظم عمومی خانواده، تقلیل احساس مسئولیت نسبت به سایر اعضای خانواده و عدم انجام تکالیف فردی و جمعی و در نتیجه تضعیف توان مالی خانواده جهت تأمین نیازهای ضروری، بروز تشنج بین والدین و بسیاری نتایج منفی دیگر خواهد بود . مطالعات انجام شده در مورد بزهکاری و اعتیاد جوانان نشان میدهد که درصد بسیار مهمی از آنان دارای فامیل معتاد اعم از والدین ، خواهر، برادر، عمو و دایی بودهاند.
اساساً کودکانی که با والدین معتاد زندگی میکنند ممکن است در معرض انواع و اقسام فشارهای اقتصادی و روانی باشند که سازمانهای جهانی و به خصوص مسئولان کشوری تعهد دارند با حمایتها و توجهات ویژه، مشکلات و رنج این کودکان را کاهش دهند یا از بین ببرند. نکته آخر آنکه با توجه به گسترش سریع بیماری ایدز در بین معتادان مواد مخدر و آسیب پذیری کودکان این گونه معتادان، باید به این کودکان
و نوجوانان بیش از پیش توجه شود.
گفتار سوم: عدم ایفای نقش والدین
بیشتر بزهکاریهای نوجوانان و جرم و جنایت در ناسازگایهای خانوادگی و رفتارهای ضد اجتماعی
ریشه دارد.
طبق آماری که در سال 1985 توسط مؤسسه ملی بهداشت روانی اعلام شد، معلوم گردید فرزندانی
که در خانوادههای از هم جدا زندگی میکنند در مقایسه با فرزندانی که در خانوادههای نابسامان رشد یافتهاند از مشکلات رفتاری کمتری در رنجند و از نظر روانی سالمتر بار میآیند. خانواده نابسامان عبارتند از :
خانوادههایی که در آن والدین از عهده وظایف ناشی از نقش خود برنیایند و با موقعیت آن نقش از دیدی به مخاطره افتاده باشد .
برخی خانوادهای را نابسامان میخوانند که بر اثر غیبت، بیماری مزمن، ترک خانواده، جدایی، طلاق، از هم پاشیده شدن و بی نظمی بر آن حاکم نباشد. این معنی و مفهوم البته در فرهنگهای مختلف متفاوت است
و هرجامعهای به مقتضای جهان بینی خود از آن برداشتی ویژه دارد.
خانواده نابسامان یک خانواده واقعی نیست بلکه شبیه خانواده است از آن بابت که در آن، وظایف
و تکالیف درست انجام نمیگیرد و هر کس درشأن موقعیت نقش خود قرار ندارد. کودکان خانوادههای نابسامان ، افرادی ناتوان در اجرا و ایفای نقش فردی و اجتماعی و عیب جو هستند. تحقیقات نشان داده است که 50 درصد از چنین کودکانی بعدها سر از بزهکاری دراوردهاند. اغلب آنها اختلالات عاطفی دارند
و در برابر بحرانها کم مقاومترند و مشکلاتشان در زمینه سازگاری بسیار است.
تأثیر نامناسب نابسامانی در دختران بیشتر از پسران به چشم میخورد، زیرا دختران دارای طبعی انفعالی هستند، به محبت و توجه بیشتر نیاز دارند و مقاومت عاطفیشان در برابر این امور کمتر است.
سردی در خانواده که یکی از عوامل ناسازگاری در فرزندان است و بیشتر در خانوادههایی است که مادر شاغل است. درگیری یکی دیگر از عوامل ناسازگاری است. فرزندانی که در این خانوادهها زندگی میکنند، دارای حالات و رفتاری غیر عادیاند. چنین کودکانی اشتهای کافی ندارند و از دیدن چنین اوضاعی عذاب
میکشند، نشاط و شادابی خود را از دست میدهند، گاهی نسبت به والدین کینه و نفرت پیدا میکنند و به حرف و دستوراتشان گوش فرا نمیدهند.

بند اول : عدم حضور پدر و مادر در خانواده
عدم حضور پدر در خانواده، اثر قابل انکار در روحیه طفل باقی میگذارد که عواقب آن در دوران بلوغ
و نوجوانی تجلی مینماید. خانواده به همان اندازه که به احساسات و عواطف سرشار مادر نیازمنداست ، به قدرت و قاطعیت، تدبیر و مدیریت پدر نیز احتیاج دارد و چون این امر ویژگیها به طور فطری در مرد قویتر است، لذا اسلام مسئولیت اداره و مدیریت خانواده را بر عهده پدر گزارده است. اگر خانوادهای از مدیریت صحیح برخوردار نباشد و پدر نتواند این مسئولیت را به طور مطلوب به انجام رساند، شیرازه امور از هم پاشیده شده و نظم و انسجام لازم از میان میرود. در برخی خانوادهها دیده شده که پدر، خود را از جریان امور خانواده کنار میکشد و بار سنگین اداره منزل را بر دوش مادر مینهد، حال آنکه مادر به تنهایی، قادر به اداره امور خانوادگی نیست. رفتار برخی از پدران در محیط خانواده چنان است که گویی با اعضای خانواده
بیگانهاند، نه انس و الفتی با فرزندان دارند و نه در جریان مسائل خانوادگی قرار میگیرند، بی تفاوتی نسبت به زندگی خانوادگی و مسایل تحصیلی فرزندان و تنها به فکر شغل خود بودن، حساسیتی نسبت به آینده فرزندان خود نشان ندادن، همه و همه عواملی هستند که سبب میگردند، نوعی بیگانگی جای یگانگی، صمیمیت
و همدلی را بگیرد و خانه را از کانون گرم و صمیمی به کانون سرد و بی فروغ تبدیل نماید. دسته دیگری
از پدران، چنان ضعف روحی و ناتوانی در اداره امور خانواده از خود نشان میدهند که به خودی خود در نظر سایر اعضا خانواده به حساب نمیآیند. برخی دیگر از پدران اوقات خوش زندگی را در خارج از محیط منزل سپری کرده و بیشتر اوقات فراغت و تفریح را با دوستان میگذرانند و در برابر همسر و فرزندان خود احساس مسئولیت نمیکنند. برخی از پدران، مدیریت خانواده را با تحکم، زورگویی و اعمال خشونت اشتباه گرفته
و رفتاری بسیار تند و خشن دارند. بدرفتاری بعضی از پدران چنان شدید است که کانون گرم خانوادگی
را به جهنمی سوزان برای زن و فرزندان تبدیل میکند. این قبیل پدران، چنان گرفتار خودخواهی و خشونت هستند که در برابر هیچ کس، گوش شنوا ندارند. مشاهده بین رفتاری از طرف فرزندان، درس خشونت، بدرفتاری، ناسازگاری و نهایتاً بزهکاری را به آنها میآموزد و در زندگی آینده آنها اثر میگذارد. وجود اضطراب و خفقان و خشونت در محیط خانه، فرزندان را نسبت به زندگی بی علاقه و بدبین ساخته و زمینه
را برای انحرافاتی از قبیل زورگویی، اعتیاد، فرار از خانه و دست زدن به اعمال منافی عفت فراهم میسازد.
خانوادهای از سلامت برخوردار است که علاوه بر پدر، مادر هم رفتاری مناسب داشته باشد. بدین معنی که هیچکدام از آنها، از وظایف خود نسبت به فرزندانش رو گردان نباشد . مادرانی که در خارج از منزل به کارهای اجتماعی مشغول بوده و به علت اشتغال به کار و خستگی جسمی ، حوصله رسیدگی به امورات طفل را فراموش کرده، در واقع، در زمان حیات خود، طفل را یتیم میسازند. اگر رابطه محکم بین و الدین و کودک وجود داشته باشد، موجبات بیشتری در انتقال سنن فرهنگی به کودک وجود خواهد داشت.

رابطه پر احساس مادر و فرزند نیز اگر بسیار محکم باشد، این خود، باعث آسانی کار اجتماعی کردن
میشود. وجود مادر در منزل موجب نثار محبت به فرزند میگردد و این خود کلید پیروزی فرزندان است
زیرا محبت لازمه مدیریت خانه است. محبت مادر، وجود کودک را گرم و شاداب و پر تحرک میسازد
و به او امیدواری میدهد و درس فداکاری میآموزد. محبت مادر منشأ احترام است و در پایه ریزی شخصیت و چگونگی رشد عواطف کودک بسیار اهمیت دارد. اطفالی که از مراقبت و نوازش مادر محروم و در پرورشگاهها و مؤسسات شبانه روزی نگه داری میشوند با این که از نظر جسمی طبق اصول بهداشتی و علمی از آنان مراقبت میشود ولی به علت محرومیت از نوازش و محبت که منجر به عدم ارضای روانی طفل شده
و تکامل عادی آنان دچار اختلال میگردد. زندگی در پرورشگاه و مؤسسه برای بسیاری از کودکان، در جامعه نوین ما، یعنی فقدان کامل کانون خانوادگی.
به همین علت است که شادروان دکتر مهدی کینیا معتقد است که «مادر باید فقط مادر بماند تا جامعه بهشت را در زیر پای او احساس کند، هیچ خدمتی ضروریتر و حیاتیتر و مقدستر از خدمت مادری نیست. مادر باید تمام وقت مادر بماند. مادران نیمه وقت، آینده فرزندان خود را فدای درآمد ناچیز از خدمات عمومی مینمایند. هیچ درآمدی آینده سعادت بخش فرزندان ما را به جای محبت مستمر و مراقبت مادر تأمین
نمیکند. این خدمت و مراقبت تمام وقت مادران است که هرگز قابل ارزیابی نیست. به همین مناسبت،
از لحاظ جرم شناسی حضور مادر در کانون خانوادگی ابتدائیترین ضرورت به نظر میرسد» . درست است که خانواده یک نهاد اجتماعی است و کنش اجتماعی آن برای جامعه حائز اهمیت بسیار است و خانواده اولین وسیله انتقال میراث فرهنگی به کودکان که سازندگان فردای کشورند و آداب و رسوم، سنن، تشریفات، شعائر، اخلاق، قانون و مقررات اجتماعی همه، در خانواده از راه تلقین و تقلید و دادن الگوی صحیح به کودک آموخته میشودو نماینده روانی جامعه ، خانواده است که منش اجتماعی او را شکل میدهد، ولی اثبات این که حتماً زن خانهدار در انتقال این میراث اجتماعی نسبت به زن شاغل ، پیشی خواهد گرفت آسان نیست، زیرا مادری که شاغل است چون با نظم و مقررات اداری رو به روست، به ارزش زمان مقیدتر بوده و میتواند پابه پای مادر غیرشاغل خانه دار به تمام مسئولیتها جوابگو باشد. امروزه علوم تربیتی با شناخت کودک و خصوصیات او، افرادی را برای این کار تربیت نموده و مسلماً کسی که هم تجربه علمی و هم تجربه عملی داشته باشد، بهتر میتواند از یک کودک پرستاری کند تا مادری بدون تحصیلات عالی و دور مانده از اجتماعی که هیچ گونه تجربه گستردهای نه در زمینه علمی و نه در رشته عملی دارد.
بند دوم: فوت والدین
یکی از جهات متلاشی شدن خانواده، فوت پدر است که با توجه به نظام موجود، در غالب خانوادههای ایرانی بخصوص در سنین کودکی، اثرات نامطلوبی در وضع خانواده و فرزندان اناث آنان باقی میگذارد.
یتیم بی پدری که باید در خانواده ناپدری رشد کند و یا یتیم بی مادری که باید با زن پدر زندگی کند،
با دشواریهای بی شماری روبرو خواهد شد. هیچ زنی برای کودک یتیم، جای مادر او را نخواهد گرفت
و کمتر مردی میتواند برای یتیم بی پدری، نقش پدر را بر عهده گیرد. بررسی رفتار بسیاری از زن پدران
با کودکان یتیم شوهران خود نشان میدهد که صرف عنوان «نامادری» برای تغییر ماهیت عطوفت آمیز زن کافی باشد. تعداد نامادرانی که بر اثر حسادت یا عقدههای دیگر ، دست خود را به خون یتیمان بی گناه
و معصوم آلوده کرده و آنان را با فرو کردن سوزن در بدنشان و یا گرسنگی دادن و کتک زدنهای وحشیانه به دیار ابدی فرستادهاند، کم نیست. به طور کلی اگر بخواهیم مسائل مربوط به نامادریها را به صورت دقیق مورد توجه و بررسی قرار دهیم، ملاحظه خواهیم نمود که غالب مشکلات و گرفتاریها بین نامادریها

دانلود پایان نامه
اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید.
رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

و اولاد ناتنی آنان از عوامل عاطفی و اقتصادی ناشی میشود.
فقدان پدر جدا از ایجاد مشکلات مالی، ضربات سختی به روح و روان کودک باقی میگذارد، مطالعات انجام شده بعد از جنگهای اول و دوم جهانی نشان داد، فرزندانی که پدر خود را در جنگ از دست
دادهاند، از نظر رشد جسمانی و منش، دچار اختلال بیشتری نسبت به فرزندانی که دارای پدر بودهاند
میباشند. بنابراین ، آنچه مسلم است، فوت پدر، شالوده خانواده را در هم میریزد، زیرا علاوه بر برهم ریختگی وضع اقتصادی، موجب محرومیت از حمایت و سرپرستی وی شده و طفل در اثر نبودن نفوذ پدر، دچار اختلالاتی در رشد سالم و عادی عواطف میشود.
وقتی طفل، فاقد بنیه مالی باشد و نتواند به زندگی عادی انسانی خود ادامه دهد و سرپرست دلسوز
و علاقهمندی هم نداشته باشد تا از نظر عاطفی، کمبودهای او را جبران کند و از طرفی ارگان و یا سازمانی هم وجود نداشته باشد تا کمبودها و نیازمندیهای او را برآورده کند، در این صورت امواج خروشان بدبختی، فلاکت، فشار ، رنج، ناراحتیهای زندگی و بالنتیجه فشار روحی سبب خواهد شد که او را به این فکر اندازد که چه کسی عامل بدبختی اوست؟ نتیجه همین افکار و اندیشههاست که اطفال خواه و ناخواه ، در مسیری قرار میگیرند که نابسامانیهای زندگی، روحیه آنان را سخت تحت تأثیر قرار داده و به تدریج در معرض بزهکاری قرار میگیرند.
افزایش خانوادههای تک والدینی، از پدیدههای اجتماعی عصر حاضر است. از مجموع مباحث، میتوان نتایج زیر را مطرح کرد:
1- کاهش درآمد خانواده : درآمد خانوادههایی که پدر فوت کرده، در مقایسه با زمانی که پدر در قید حیات بوده، کاهش یافته است. اولین تأثیر کاهش درآمد بر میزان تأمین نیازهای نوجوانان است.