عزت‌نفس فردی وعزت‌نفس جمعی

مطابق نظریه هویت اجتماعی[1] خودپنداره دو جنبه متفاوت دارد (تجفل[2]، 1982، ترنر[3]، 1986) یکی هویت فردی است که مشتمل بر باورهای فرد در مورد مهارتها و تواناییهایش می‌باشد و دیگری هویت اجتماعی (آنچه که آن را هویت جمعی یا گروهی می‌نامیم) که عبارت است از جنبه‌ای از خودپنداره افراد که از آگاهی آنان از عضویت در یک گروه (یا چند گروه) اجتماعی، توأم با ارزش و اهمیت عاطفی که به هر عضو تعلق می‌گیرد ناشی می‌شود. در حالی که هویت فردی به ویژگیهای شخصی فرد نسبت داده می‌شود هویت جمعی یا اجتماعی به ویژگیهای گروههایی نسبت داده می‌شود. که فرد در آنها عضویت دارد این ویژگیها ممکن است شبیه به همان ویژگی‌های فردی باشد و یا هیچ‌گونه شباهتی با یکدیگر نداشته باشند (بیابانگرد، اسماعیل، 1372).

نظریه هویت اجتماعی در درجه اول برانگیزش فرد به منظور نیل به یک هویت اجتماعی مثبت (برای مثال عزت‌نفس جمعی[4]) تأکید دارد. براساس این نظریه زمانی که هویت اجتماعی افراد با تهدیدی مواجه شود، آنها از طریق همانندسازی یا مقایسه مطلوب بین گروه (یا گروههای) خود و برون گروه (یا گروه غیر خودی) به یک هویت اجتماعی مثبت دست می‌یابند بنابراین افراد تحقیرهای اعضای برون گروه را نسبت به درو‌ن‌ گروه کاهش می‌دهند تا به مقایسه مطلوبی بین گروه خودی و برون گروه دست یازند معمولاً افراد، اعضای گروه خودی را مطلوبتر از اعضای برون گروه ارزیابی می‌کنند
(بیابانگرد، اسماعیل، 1372).

چندین مطالعه نشان داده، افرادی که عزت‌نفسشان بالاست انواع خطاها یا تحریفات تقویت کننده خویش یا خود افزایی را به ویژه زمانی که با یک تهدید واقعی یا خیالی نسبت به خودپنداره فردی خود مواجه باشند از خود نشان می‌دهند برای مثال احتمال بیشتری وجود دارد که افراد دارای عزت نفس بالا در مقایسه با افراد واجد عزت نفس پایین نسبت به موفقیتهای خود اطمینان داشته، از سرزنش به خاطر شکستها اجتناب ورزند (بیابانگرد، اسماعیل، 1372).

  بررسی مفاهیم مرتبط باخلاقیت و نقش انها بر خلاقیت

در یک مطالعه گروکر[5] 1987، دریافت که آزمودنیهای با عزت‌نفس فردی بالا در یک آزمون مربوط به اطلاعاتی در مورد عملکرد فردی‌شان به شیوه‌ای پاسخ دادند که به طور غیرمستقیم «خویشتن» آنها را افزایش دهد.

بنابراین آزمودنیهای با عزت‌نفس بالا به صورت غیرمستقیم تلویحاً موفقیتهایشان را افزایش می‌دهند و تلویحات شکستهایشان را به حداقل می‌رسانند برعکس آزمودنیهای با عزت‌نفس پایین تحریفات خودافزایی را که مشخصه افراد با عزت‌نفس بالاست نشان نمی‌دهند (بیابانگرد، اسماعیل، 1372).

لاتنن[6] و کروکر 1989 بیان می‌کنند که عزت‌نفس جمعی ممکن است در زمینه‌های گروهی به مانند یک شیوه برای کسب عزت‌نفس فردی در زمینه‌های شخصی عمل نماید از این رو عزت‌نفس فردی حوزه پاسخ یک فرد را نسبت به تجربه یک شکست گروهی تعدیل می‌نماید. افراد با عزت‌نفس جمعی بالا زمانی که با یک تهدید برای هویت گروهی‌شان مواجه می‌شوند سوگیریها و یا تحریفاتی را برای افزایش عزت‌نفس گروه خودی به کار می‌برند در حالی که افراد با عزت نفس جمعی پایین ممکن است چنین سوگیری یا تحریفاتی برای افزایش عزت‌نفس گروه خودی نشان ندهند بنابراین پیش‌بینی‌های نظریه هویت اجتماعی ممکن است برای افراد با عزت‌نفس جمعی بالا به کار رود اما در مورد افراد با عزت نفس جمعی پایین کاربردی ندارد
(بیابانگرد، اسماعیل، 1372).

روزنبرگ رابطه بین عزت‌نفس فردی و جمعی را در یک نمونه 82 نفری از دانشجویان با 1/0P<، 34/0= r بدست آورد هاتر 1983 معتقد است که بعد از دوره نوجوانی عزت‌نفس جمعی اهمیت دارد.

تحقیق جنی‌فر[7] و همکاران 1989 نشان داد که عزت‌نفس جمعی و تهدید نسبت به آن در پدیده‌های میان گروهی اهمیت مهمی دارد علاوه بر این گر چه عزت ‌نفس جمعی ظاهراً از نظر مفهومی و آزمایشی از عزت‌نفس فردی متمایز است اما این دو حیطه عزت‌نفس اهمیت یکسانی دارند و افراد با عزت‌نفس فردی بالا یا پایین به تهدیدهای شخصی به همان میزان پاسخ می‌دهند که افراد با عزت‌نفس جمعی بالا یا پایین تهدیدهای جمعی پاسخ می‌دهند (بیابانگرد، اسماعیل، 1372).

  اصول یک درمان موفق برای اعتیاد

[1]– Social Identity Theory

[2] – Tajfel

[3] – Turner

[4] – Collectire Self- Esteem

[5] – Crocker

[6] – Luhtanen

[7] – Jennifer

دسته بندی : علمی