دانلود پایان نامه حقوق : حقوق بشردوستانه

90
فوریه 9, 2019 0 Comment

کمک نمیکنند و ثانیاً از کینهتوزی، انتقال وتشفیخاطرانسانی مرتکبان خبر میدهد. همچنین در این خصوصدراسلام دلیل خاص وفتوایی برممنوعیت مثله کردن بدن دشمن است که مثله کردن بدن دشمن را منع نموده است؛ حتی اگر آنان با مسلمانان چنین عملی را انجام داده باشند.

ب : ممنوعیت سربازگیری وشرکت مستقیم کودکان درجنگ
سربازگیری ومشارکت مستقیم کودکان زیرسن بلوغ درجنگ، قرنهاست که از سوی فقیهان مسلمان ممنوع شده است. علامه حلی میگویند: «کودکان به این دلیل که ناتوان از جنگیدن هستند درمخاصمات شرکت نمیکنند.» سیره عملی پیامبر اسلام (ص) نیزخود گواه برمنع مشارکت کودکان در جنگ میباشد. در جنگ احد آن حضرت به کودک 14سالهای که داوطلب نبرد شده بود اجازه شرکت و مبارزه ندادند. این موضوع نشاندهنده این است که اسلام شرکت کودکان زیرسن بلوغ (15سال) را مجاز ندانسته وحمایت از کودکان را مدنظر داشته است. روایات متعددی درعدم بکارگیری کودکان درجنگ در اسلام وجود دارد که همه آنها دلالت برممنوعیت شرکت کودکان درمنازعات دارد. به هرحال اگر تحولات احتمالی وشرایط زمان، سن ناتوانیرا بالاتر منظور نماید، این امر هیچگونه مانعی بر اساس برداشت فقیهان جعفری در برابر دولت اسلامی نیست تا تعهدی جدید درحمایت بیشتر از کودکان در عرصه بینالمللی را بپذیرد. زیرا چنین تعهدی همه کودکان جهان، اعم ازمسلمان وغیرمسلمان را درحمایت خود قرار میدهد. با این تعهد دولت مکلف میگردد با وضع قوانین، سن سربازگیری اجباری و داوطلبانه را درمخاصمات تعیین نماید.
هرچند مقررات موجود حقوق بینالملل، سربازگیری زیرسن15سال را ممنوع نموده است واز سن15تا 18سالگی اولویت را به سن بالاتر میدهد، اما سن سربازگیری داوطلبانه نیز باید بطور روشن مشخص شود. نکته جالب توجه این است که حداقل سن برای شرکت درجنگ، درحقوق بشردوستانهی بینالمللی در حالی 15سال اعلام گردیده که دقیقاً همین محدودهی سنیدراسلام، در بیش از هزار سال قبل تعیین شده بود که انتخاب محدوده سنیمشترک درحقوق بشردوستانه بینالمللی و اسلامی وقدمت بیش از هزار ساله آموزههای اسلام، نمیتواند دور از واقعیت باشد که تدوین کنندگان حقوق بشردوستانهی معاصر، بطور مستقیم یا غیرمستقیم، متأثر از اینآموزههای آسمانی بودهاند.1
ج: بازگشتکودک به خانواده
کودکان قربانیجنگ نیازمندحمایت ویژه هستند. ازجملهی مهمترین حمایتها ازآنان، بازگشت به خانواده است. خانواده اولین مکانیاست که کودک در آن میتواند درکنار سایرافراد خانواده رشد نماید وخود را برای خدمت به جامعهآماده نماید. خانواده بخصوص پدر ومادر از نظر روحی وروانی برکودک تأثیرات خاص میگذارند و از نظر جسمی نیزکودک در کنار خانواده بهتر میتواند رشد نماید. بازگشت کودکان آواره و بیسرپرست به خانواده مورد تأکید دین اسلام است واز رفتار، کردار وفرمایشات بزرگان دینی نیز چنین منظوری استنباط میشود. این حمایت علاوه برآنکه از مفهوم (استبقاء) برمیآید، نوعی همکاری برنیکی و تقوی است، که قرآن کریم بر آن تأکید فراوان نموده است. خداوند در آیه 2سوره«مائده» میفرمایند: «وتعانواعلیالبر والتقوی.» پساولین وظیفه دولت اسلامی ومسلمانان این است که کودکان درگیر جنگ را به خانوادههای آنان برگردانند، درغیر این صورت چنانچه بازگرداندن آنان به خانوادههایشان امکان پذیر نباشد، دولت اسلامی ومسلمانان وظیفه دارند، مکانی امن وپناهگاهی ایمن برای آنان درنظر بگیرند. بدلیل نیاز کودک به محیط امن وعاطفی، کودکان ترجیحاً درپناه یک خانواده جایگزین، زندگیخواهند کرد. خانواده جایگزینهرچند ممکن است جای اصلی خانواده کودک را پرنکند اما میتواند این انتخاب نوعی حمایت از کودکان تلقی گردد، چنانچه یافتن و بازگرداندن کودک به خانواده امکان پذیر نباشد، در این شرایط کودکان به مراکز بهزیستی سپرده میشوند.
بدیهی است درمورد اسکان کودکان در مراکز بازپروری یا مراکز بهزیستی لازم است که نیازهای اساسی کودکان ازجمله تغذیه، پوشاک وخدمات بهداشتی و آموزشی بنحو مطلوبی تأمینگردد. به ویژه لازم است با مشارکت دادن آنان در برنامه های متنوع، از آسیبهای جسمی و روحی وارده به آنان کاسته شود. چنانچه یک دولت بتواند با انعقاد یک معاهده و پیمان بینالمللی کودکان سرزمین اسلامی را از بلایای جنگ دور سازد، این کار بردولت اسلامی لازم خواهد بود زیرا این پیمان ومعاهده تعهدات متقابلی را فراهم میسازد که کودکان از برخی صدمات جنگ دور بمانند. در اینگونه معاهدات و توافقات دولتها متعهد خواهند بود که کودکان را درجنگ شرکت ندهند وچنانچه کودکان درجنگ دچار آسیب گردند اقدامات حمایتی لازم ازآنان تا بازگشت بهخانواده صورت گیرد. پس همانطور که قبلاً آمد برافراد، نهادهای مردمی ودولت لازم است در حدتوان وامکانات از بروز خشونت علیه کودکان درمخاصمات جلوگیری نمایند. براساسآنچه فقیهان در حمایت از کودکان درجنگها آوردهاند، دولت اسلامی وظیفه دارد کسانی که کودکانرا درمخاصماتمسلحانه مشارکت میدهند و یا آنها را هدف قرار میدهند، بهعنوان مجرمان جنگی تحت تعقیب قرارداده، محاکمه ومجازات نمایند. درهرصورت چه دولت اسلامی به پروتکل الحاقی خاص حمایت از کودکان درمناقشات بپیوندد یاخیر، آموزههای اسلام، از کودکان درمخاصمات همواره پشتیبانی خواهد کرد.
گفتارسوم:

بررسی وضعیت وحمایت ازکودکان درگیردرمخاصمات درکشورهای اسلامی
بند اول :حمایت ازکودکان درکشورهای اسلامی
مسئله رعایت حقوق کودکان در درگیریهای مسلحانه یکیاز موضوعات مبتلا به کشورهای اسلامی میباشد. چرا که یک سوم کشورهای اسلامی درچند سال اخیر درگیر جنگهای مذهبی وسیاسی بودهاند. کودکان که هیچ گناهی درمورد انگیزهها و اهداف مشروع جنگ ندارند، معمولاً بیشترین صدمات را از کار بزرگترها میبینند. جنگ نه تنها حق حیات که یکی از اساسیترین حقوق کودک است را نقض میکند، بلکه حقآموزش، تفریح، امنیت و… را درمعرض تهدید قرار میدهد و مخالف و ناقض رعایت منافع عالیه کودک است. براین اساس است که کمیته حقوق بشردرنظریه عمومیخود وظیفه اصلی و اولیه دولتها را جلوگیری از جنگ میداند چرا که هر سال جنگها و خشونتها جان هزاران انسان بیگناه را میگیرد.
درجمادیالاول سال 1426 ه ق، تیرماه 1384ه ش مطابق با ژوئن 2005 میلادی میثاق حقوق کودک در اسلام توسط اجلاس وزرای خارجه کشورهای عضوکنفرانس اسلامی در«صنعا» پایتخت«یمن» تصویب و برای الحاق کشورهای عضو سازمان گشوده شد. تدوین وتصویب این میثاق حاکی از لزوم توجه به اهمیت وضعیت کودکان در کشورهای اسلامی است حدود ششصد میلیون، یعنی بیشاز یک چهارم دومیلیارد جمعیت کودک جهان درکشورهای اسلامی زندگی میکنند. این تعداد بیش از40% ازجمعیت این کشورهاست. گذشته از وضعیت عمومی کودکان در بسیاری ازکشورهایاسلامی که مشکلات بهداشتی، آموزشی وآثارناشی از فقر وعدم برابری اجتماعی را تحمل میکنند، تعارضات سیاسی، فرقهای ومذهبی در یکسوم ازکشورهایاسلامی درجریان است وبیشترین آثار را بر روی زندگی زنان وکودکان در ابعاد گوناگون به شکل کشته ومجروح شدن، پناهندگی، مثله شدن، آزارهای جنسی وغیره داشته است. اشغال که نمونههای بارز وعینیآن درفلسطین، عراق وافغانستان وجود دارد، درسالهای متمادی موجب کشته شدن دهها هزار کودک بیگناه گردیده است. همچنین کودکان جنوب سودان و لبنان، بخش عظیمی ازصدمات جنگ را متحمل شدهاند. آمارها حاکی از وضعیت عمومی بددختر بچهها درتعارضات بویژه تحمل خشونت نسبت به خود است.

دانلود پایان نامه
اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید.
رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

درمقدمه این میثاق به رنج کودکان پناهنده وکودکانی که تحت سیطره اشغال، شرارت یا آوارگی ناشی از منازعات مسلحانه وقحطی به سر میبرند و بدین سان موجبات گسترش خشونت درمیان کودکان وافزایش تعداد کودکان معلول جسمی، روحی واجتماعی را فراهم میآورد، اشاره گردیده است. درقسمت اجرایی در ماده «7» میثاق، باعنوان حمایت از کودکان، دربند«5» بهحمایت ازکودکان به واسطه عدم درگیر نمودن آنها در منازعات مسلحانه وجنگها پرداخته شده و درماده «19» با عنوان عدالت دربخش «ج» بند «3» اشاره میکند که درصورت نیاز کمکهای حقوقی و بشردوستانه شامل دسترسی به یک وکیل ودرصورت لزوم یک مترجم برای کودک فراهم شود. همچنین ماده «21» به کودکان پناهنده اشاره میکند که کشورهای عضو تا حد امکان از بهرهمندی کودکان پناهنده یا آنهایی که به طور قانونی مشابه چنین وضعیتی را اکتساب نمودهاند، حمایت میکنند. حال با عنایت به آنکه حتی درزمان تدوین کنوانسیون حقوق کودک عقیده بر آن بود که مقررات کنوانسیون درارتباط با حمایت از کودکان درجنگ نباید کمتر از مقررات حقوق بشردوستانه بینالمللی در کنوانسیونهای چهارگانه ژنو 1949 وپروتکلهای الحاقی 1977 باشد، کشورهای اسلامی نیز همگی بجز سومالی، کنوانسیون حقوق کودک را پذیرفته اند.1
بند دوم : بررسی وضعیت کودکان درکشور های اسلامی و آثار تعارضات مسلحانه بر آنان
همانطور که ذکر شد درحال حاضر یک سوم از کشورهای درگیر تعارضات به اشکال مختلف سیاسی و فرقهای ـ قومی وجود دارند که آثار ناشی ازاین تعارضات را میتوان دراین کشورها به وضوح ملاحظه کرد. اینوضعیت خاصزمان حاضرنیست، نگاهیاجمالی بهتاریخ جنگ فرانسه علیه الجزایر ومبارزات آزادیبخش درکشورهای اسلامی دردهههای شصت وهفتاد میلادی شاهد این مدعاست. وضعیت غمبار کودکان فلسطینی و درمجموع خاورمیانه، خشونت نسبت به زنان و کودکان، آثار سوء تحریم های اعمال شده از طرف شورای امنیت در دهه نود میلادی که درمیان همه کشورهای مورد تحریم مانند عراق، لیبی، یوگسلاوی، سودان و سومالی موجب مرگ ومیر کودکان بویژه کودکان زیر 5 سال به چند هزار نفر درماه گردیده، حملات ناتو به «کوزوو» وپناهندگی هزاران کودک بههمراه خانوادههای خود دراین راستا قابل تأملاند. همچنین حمله امریکا ومتحدانش به افغانستان وعراق و درگیریهای داخلی درسوریه که عوامل خارجی در آن نقش عمده را ایفا مینمایند، جان هزاران کودک را گرفته یا اینکهآنها را با مشکلاتخاصی روبرونموده است. اینک به بررسی اجمالیدرخصوص وضعیتکودکان دربرخی از کشورهایاسلامی وآثار تعارضات مسلحانه برآنان میپردازیم.
الف : وضعیت کودکان و آثارجنگ برآنان درافغانستان
درحالیکه حمله آمریکا ومتحدان ناتو به افغانستان درسال 2001، آثار دهشتناک خود را بر روی کودکان افغانستان که خود وپدرانشان سالها تحمل صدمات اشغال شوروی وتعارضات داخلیرا کرده بودند، فاجعه میباشد و لیکن ظهور دوباره طالبان نیز موجب افزایش رنج وآسیب مجدد گردیده است.
گزارشات نمایندگان سازمان ملل متحددرامور کودکان ازجمله کمیته حقوق کودک سازمان ملل متحد و نیزگزارش دبیرکل حکایت ازآن دارد که هرساله تعداد زیادیازکودکان درافغانستان بهدلیل شیوه غلط آمریکا درمبارزه با تروریسم قربانی میشوند. درگزارش دبیرکل به استخدام کودکانرزمنده توسط طالبان اشاره شده است وتعداد کودکان سرباز ودرگیرجنگ را قریب به 7444 نفر برمیشمرد. همچنین حملات به مدارس توسط شورشیان موجب بسته شدنچندین مدرسهدرایالات مختلف شده وهزاران دانشآموزدرمناطق جنوبی این کشور به دلیل فقدان امنیت، از تسهیلات آموزشی محروم گردیدهاند.
براساس گزارش سازمان ملل که درماه آوریل منتشرشده، در بمبارانهای ناتو وارتش افغانستان در سال 2011 دستکم110کودک کشته وحدود70 نفر دیگرمجروح شدهاند. کمیته حقوق کودک سازمان ملل ضمن انتقاد از شانه خالی کردن ارتش آمریکا از کشتار گسترده کودکان افغان ودیگر کودکان، تصریح کرد که این جنایات علیه کودکان ناشی از«عدم اتخاذ اقدامات پیشگیرانه» و « استفاده بیش از حد از زور» توسط آمریکا است. نظامیان امریکاییدرافغانستان بهدنبال تأیید حملات هواییخود هستندوگفتهاند: ارتشتنهابرای بمباران کردن مردان بزرگسال نیامده بلکه میتواند کودکان را نیز بمباران نماید. ارتش در توجیه این امرآورده است که طالبان از برخی کودکان برای رسیدن به اهداف خود استفاده میکنند بنابراین کشتن آنها کاملاً قانونی است و این کودکان را، مردان نظامی بالغ و ظرفیتهای بالقوه خطرناک مینامند. تعریفآنها ازمردان نظامی بالغ مورد انتقاد منتقدان بوده است. منتقدان میگویند این