آموزشی، محدودیت‌های حمایتی و زیربنایی، محدودیت‌های بازار و محیط کار، محدودیت‌های قانونی و اداری و محدودیت‌های شخصی افراد می‌دانند در بخش محدودیت‌های آموزشی، مهم‌ترین محدودیت‌های آموزش‌ها را به این ترتیب برمی‌شمارند: به کارگیری شیوه‌های سنتی آموزش در مدارس و دانشگاه‌ها، فقدان آموزش‌های راه اندازی و مدیریت کسب و کار، نبود تناسب آموزش‌ها با نیازهای آموزشی متقاضیان دوره‌های آموزش کارآفرینی و نامناسب بودن آموزش‌های موجود در زمینه کارآفرینی. بنابراین گیب برای آموزش کارآفرینی، روش‌های تدریسی را پیشنهاد می‌کند که بیشتر مبتنی بر تجربه فعال است، از قبیل شیوه‌هایی که دانشجویان را برای غلبه بر شکستها تشویق می‌کند و استقلال بیشتری را ایجاد می‌کند تا از منابع اطلاعات استفاده کنند (جدول2).
جدول 1. مقایسه شیوه‌های یادگیری مدل نظری و مدل کارآفرینی(گیب، 1993)

مدل نظری(دیتاکتیک) مدل کارآفرینی
تدریس انحصاری به وسیله معلم یادگیری دوجانبه
فراگیر منفعل و شنونده یادگیری از طریق انجام دادن
یادگیری به وسیله خواندن یادگیری از طریق تبادلات بین فردی، بحث و گفتگو
یادگیری از طریق ارائه بازخورد از سوی معلم یادگیری از طریق بازخورد ارائه شده از جانب افراد مختلف
یادگیری در یک محیط مشخص و سازمان دهی شده یادگیری در یک محیط غیر رسمی و منعطف

یادگیری از طریق یادداشت برداشتن یادگیری از طریق حل مسائل
یادگیری از طریق شبکه معلمان یادگیری از طریق کشف هدایت شده
کیرو (2003) اذعان می‌کند که آموزش فقط بر حمایت از توسعه دانش و تفکر، تمرکز دارد در حالی که آموزش کارآفرینی، انسان را از منظر تصمیماتی که می‌گیرد به عنوان یک کل در نظر می‌گیرد (شامل احساسات، عواطف، ارزش‌ها و علایق) بنابراین تربیت کارآفرین نه تنها نیازمند دانش بلکه شیوه‌های نوین تفکر، نوع جدیدی از مهارت‌ها و مدل‌های جدیدی از رفتار می‌باشد. همچنین معتقد است که آموزش کارآفرینی باید به رفتار کارآفرینی منجر شود. بنابراین تغییر تمرکز و نوع نگاه از آموزش کارآفرینی به رفتار کارآفرینی تأثیر به سزایی در نوع رویکردها و شیوه‌های تدریس کارآفرینی به دنبال خواهد داشت. تدریس متمرکز بر انتقال دانش که در آن دانشجویان یا فراگیران منفعل و دریافت کننده دانش به رفتار کارآفرینی منجر نخواهد شد اگر شما می‌خواهید دانشجویان را به نشان دادن رفتار کارآفرینی قادر سازید، این کافی نیست که به آن‌ها درباره کارآفرینی تدریس کنید یا اینکه توضیح دهید که چگونه طرح کسب و کار بنویسند، آن‌ها باید ایده‌های برتر را کسب کنند و همچنین دارای‌ ظرفیت‌های لازم و حمایت‌های کافی برای تعقیب و پیگری تبدیل آن به عمل، باشند. به عبارتی دیگر برای نشان دادن رفتار کارآفرینی دانشجویان، ضروری است تا عناصر توسعه فردی را با آموزش دانشگاهی ترکیب کنید( بلینکر و همکاران، 2008). بلینکر و همکاران اذعان می‌کنند که نظام آموزشی در سطح دانشگاه‌ها در حال حاضر قادر به توسعه انگیزش، شایستگی‌ها و مهارت‌های مرتبط با کارآفرینی و نوآوری نیست. و آموزش کارآفرینی نیازمند روش‌های یادگیری، فرایندهای پداگوژیکی و اشکالی از آموزش است که به آن تسلط ندارند و این تغییرات، تحول هم‌زمان آموزشی، پداگوژیکی و زمینه دانشگاهی را شامل می‌شود.
دوره‌های کارآفرینی باید دانشجویان را تشویق کند تا به روش‌های متفاوت به مسئله نگاه کنند به جای اینکه پافشاری کنند که تنها یک راه درست برای مسئله وجود دارد به عبارتی دیگر به جای اینکه همانند دیگران قالبی فکر کنند با بهره گرفتن از تفکر خلاق شیوه‌های مختلف حل مسائل را بررسی نمایند بنابراین کارآفرینان باید به طور مداوم از دیدی متفاوت به دنیا بنگرند و دوره‌های کارآفرینی باید تفکر خلاق و مهارت‌های حل مسئله را در فراگیران پرورش دهد. مدرسان دوره‌های کارآفرینی باید خود نیز کارآفرین باشند. آن‌ها باید اجازه بدهند تا برنامه درسی متناسب با نیازهای هر کلاس تنظیم شود. همچنین باید به آن‌ها این آزادی داده شود تا شیوه‌های مختلف تدریس را بررسی و اثربخشی هر روش را تعیین نمایند(پوتر، 2008).
2-17- ارزشیابی آموزش کارآفرینی
یکی از موضوعاتی که امروزه از جانب بسیاری از ذینفعان آموزش کارآفرینی مورد توجه قرارگرفته است، چگونگی ارزشیابی تأثیر آموزش‌های کارآفرینی است. یکی از چالش‌های ارزشیابی تأثیر آموزش کارآفرینی، انتخاب شاخص‌هایی است که مقبولیت عمومی داشته باشد؛ به عبارت دیگر ذینفعان آموزش کارآفرینی افراد با دیدگاه‌ها، علایق و توانمندی‌هایی متفاوت هستند و هر یک بر مبنای دیدگاه‌های خود به کارآفرینی نگاه می‌کنند، به عنوان مثال در حالی که در بین محققان بحث بر سر اینکه آیا ویژگی‌های کارآفرینی قابل آموزش است یا افراد با این ویژگی‌ها زاده می‌شوند همچنان ادامه دارد سیاست گذاران از آموزش کارآفرینی به این دلیل حمایت می‌کنند که معتقدند زمینه ایجاد شغل و کسب و کار جدید را فراهم می کند. کارفرمایان معتقدند که به کارگیری دانش آموختگان دوره‌های کارآفرینی زمینه ایجاد نوآوری در انجام کسب و کار،کشف محصولات، خدمات رقابتی و بهبود بازاریابی را به دنبال دارد. همین طور دانشجویان تمایل دارند که نمرات مناسب در امتحانات کسب نمایند، ارائه دوره‌ها رضایت بخش باشد و به آرزوهای شغلی و مالی خود نایل آیند بنابراین وجود چنین دیدگاه‌ها و عقاید متفاوت باعث شده که ارزشیابی تأثیر آموزش کارآفرینی با چالش‌های زیادی همراه باشد(هنری و همکاران2005).
همچنین بر اساس هر یک از اهداف کارآفرینی شیوه ارزشیابی تأثیر آموزش کارآفرینی نیز متفاوت خواهد بود؛ به عنوان مثال اگر هدف، ایجاد کسب و کار جدید باشد زمانی آموزش کارآفرینی دارای بازده مثبت خواهد بود که دانش آموختگان دوره‌های کارآفرینی موفق به ایجاد کسب و کار جدید شده باشند. بر این اساس ماسالوبیا(2008) به بررسی 17 مقاله مرتبط با ارزشیابی تأثیر آموزش کارآفرینی پرداخته، شیوه های ارزشیابی آموزش کارآفرینی را بر حسب بالاترین رتبه گروه بندی کرده است(نمودار 4). ویژگی‌های بیشتر تحقیقات انجام گرفته در خصوص ارزشیابی آموزش کارآفرینی بر یک برنامه خاص و نتایج فوری آن تمرکز و تأکید داشته‌اند(ماسالویبا، 2008).

  منابع مقاله با موضوع راهبردهای مقابله

2-18- اهداف آموزش کارآفرینی
در واقع هدف از آموزش کارآفرینی تربیت و پرورش افرادی خلاق و نوآور است. این قبیل دوره‌ها به دنبال استفاده از فرصت‌های مناسب فراهم شده، مخاطره پذیری، تمایل به حل مشکلات ، بهبود نگرش و گرایشهای یش‌های افراد می‌باشد(ذبیحی و مقدسی، 1385). به طور کلی در آموزش رشته کارآفرینی اهداف متعددی مورد نظر است که برخی از آن‌ها عبارتند از:
الف) کسب دانش مربوط به کارآفرینی
ب) کسب مهارت در استفاده از فنون تحلیلی، فرصت‌های اقتصادی و ترکیب برنامه‌های عملیاتی
ج) شناسایی و تحریک استعدادها و مهارت‌های کارآفرینانه
د) القای مخاطره پذیری با بهره گرفتن از فنون تحلیلی
هـ) تجزیه نگرش‌ها در جهت پذیرش تغییر
ر) ایجاد همدلی و حمایت برای جنبه‌های منحصر به فرد کارآفرینی(همان).
2-19- چالش‌های آموزش کارآفرینی
آموزش کارآفرینی و تحقیقات مربوط به آن هم اکنون با چالش‌های متعددی مواجه شده است که برخی از این چالش‌ها توسط بلاک و استامپ ارائه شده است. این چالش‌ها عبارتند از:
-چالش در ایجاد متدلوژی های تحقیق برای اندازه گیری اثربخشی کارآفرینی
– چالش در محتوا و شیوه‌های آموزش کارآفرینی
– چالش در کیفیت مدرسان
– چالش در پذیرش آموزش کارآفرینی در دانشکده‌ها نسبت به کسب و کار
– چالش در ایجاد یک پیکره عمومی(مشترک) در زمینه‌های دانشی مختلف
– چالش در اثر بخشی روش‌های آموزشی
-چالش در نیازهای یادگیری کارآفرینانی که هم اکنون در آن به سر می‌برند(سکتون و کاساردا ،1992).
2-19-1- چالش در کیفیت مدرسان کارآفرینی
با توجه به اینکه موضوع کارآفرینی یک بحث بسیار تخصصی و میان رشته‌ای است، طبیعتاً باید مدرسانی
به آموزش این درس بپردازند که هم دارای دانش نظری کارآفرینی باشند و هم با جنبه‌های عملی آن در
شرکت‌ها و سازمان‌ها آشنا باشند. هم اکنون یکی از چالش‌های بسیار اساسی در نظام آموزش و پرورش در اختیار نداشتن مدرسان خبره و ورزیده کارآفرینی است.
2-19- 2- چالش در محتوا و شیوه‌های آموزش کارآفرینی

 

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

  منابع تحقیق درمورد طبقات اجتماعی-خرید و دانلود پایان نامه کامل

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

کارآفرینی موضوعی نیست که در قالب یک کتاب بتوان به تمام جنبه‌های آن پرداخت. موضوع کارآفرینی
دارای جنبه‌های مختلف است و اگر قرار است در نظام آموزش و پرورش به موضوع کارآفرینی پرداخته
شود باید در محتوای کتاب تغییرات اساسی داده شود و بحث کارآفرینی به طور تدریجی و در قالب چند کتاب و در طی چند سال آموزش داده شود تا بتوان اطمینان حاصل کرد که آموزش‌های داده شده به افزایش دانش و نگرش دانش آموزان کمک نموده است. مسئله دیگر، روش‌های آموزش کارآفرینی است.
هم اکنون در سطح دنیا، برای آموزش کارآفرینی جنبه‌های نظری و عملی در نظر گرفته می‌شود و در قالب‌های جداگانه و گاه به صورت ترکیبی و هم‌زمان و به روش‌های مختلف آموزشی به اجرا در می‌آید این در حالی است که در نظام آموزش و پرورش کشورمان تدریس درس کارآفرینی صرفاً به صورت نظری و بر مبنای روش سخنرانی است.
2-19-3- چالش در اثربخشی روش‌های آموزشی
امروزه برای تعیین اثربخشی روش‌های آموزش کارآفرینی از معیارها و شاخص‌های مختلفی نظیر اهداف،
محتوا، ساختار و علم و هنر معلمی استفاده می‌شود علی رغم وجود چنین معیارهایی جهت سنجش اثربخشی روش‌های آموزش کارآفرینی، به طور کلی در کشور و به طور اخص در نظام آموزش و پرورش خیلی به این موضوع توجه نمی‌شود.
2-19-4- چالش در ابزارهای آموزشی مرتبط با کارآفرینی
امروزه برای آموزش کارآفرینی علاوه بر روش‌های آموزشی متنوع، از ابزارهای آموزشی مختلفی نیز
استفاده می‌شود. در واقع از تمام پیشرفت‌های فناوری، مواد و ابزارهای آموزشی استفاده می‌گردد
این موضوعی است که در نظام آموزش و پرورش شایان توجه خاص و ویژه است.
2-19-5- چالش در حمایت‌های مادی و معنوی دانش آموزان کارآفرین
در نظام آموزش و پرورش باید شرایطی حاکم گردد که از دانش آموزانی که دارای روحیه و توان کارآفرینی هستند حمایت‌های مادی و معنوی شود تا آن‌ها تشویق شوند و در نتیجه پس از فارغ التحصیلی، به جای جویندگان کار، خودشان بتوانند کسب و کار جدیدی را ایجاد نمایند.
2-19-6- چالش در نیازهای یادگیری دانش آموزان
در بررسی‌های کارآفرینی، عواملی یافت می‌شود که در رفتار کارآفرینانه تأثیر دارد شامل عوامل فردی، اجتماعی و محیطی. عوامل اجتماعی به بررسی پیشینه و سوابق فردی، خانواده، سطح شغلی، تجارب اولیه زندگی و محیط رشد و پرورش می‌پردازد. در حالیکه عوامل محیطی به عوامل موقعیتی نظیر ارزش، کاهش مالیات و منافع غیرمستقیم، زمان‌بندی فرصت‌ها در فرایند شغلی، تأثیر شرایط بازار، بحران اجتماعی، فرهنگ حمایتی اجتماعی و اقتصادی توجه می‌کند. در ارتباط با عوامل فردی بر ویژگی‌های شخصیتی کارآفرینان توجه می‌شود. در بحث عوامل فردی اعتقاد بر آن است که کارآفرینان ویژگی‌ها، نگرش‌ها و ارزش‌های بی نظیر و منحصر به فردی دارند که موقعیت و جایگاه ارزنده‌ای را برای آن‌ها دست و پا کرده و آن‌ها را از سایرین متمایز و منفک می‌سازد(زالی و کردنائیچ ، 1389). یکی از چالش‌های اساسی در آموزش کارآفرینی در نظام آموزش و پرورش این است که به این ویژگی‌های اساسی و کلیدی توجه نشده و در اولویت‌های برنامه‌های آموزشی قرار نمی‌گیرد(همان).
2-20- رئوس مطالب آموزش کارآفرینی
رئوس مطالب درسی را که برای آموزش کارآفرین تدریس می‌گردند می‌توان بر اساس سطوح فردی ، سازمان و محیطی به سه بخش تقسیم کرد.
الف) کارآفرینی و فرد: ویژگی‌ها ، خصوصیات و رفتار یک کارآفرین ، کارآفرینی و نوآوری ، کار آفرینی و خلاقیت و ویژگی‌های مدیر کارآفرین رئوس مطالبی هستن که در این سطوح تدریس می‌شوند.
ب)کارآفرینی و سازمان: راه اندازی سازمان‌های کارآفرین، حفظ و نگهداری سازمان‌های کارآفرین و توسعه کارآفرینی در سازمان‌های کوچک ، متوسط و بزرگ اهم مطالب دروس کارآفرینی در سازمان می‌باشند.
ج) کارآفرینی و محیط: تعاریف ویژگی‌های کارآفرینی ، نقش کارآفرینان در جامعه ، کارکرد کارآفرینان در اقتصاد، اثرات و نتایج توسعه کارآفرینی ، اهمیت کار آفرینی، تشویق و حمایت‌هایی که جهت توسعه کارآفرینی صورت می‌گیرد. کارکرد دولت در کارآفرینی ، نقش پشتیبانی دولت از کارآفرینی مهم‌ترین موارد تدریس شده در این سطح از کارآفرینی می‌باشند(مهدوی عادلی و رافعی، 1385).
2-21- فرآیند آموزش کارآفرینی
آموزش کارآفرینی یادگیری چند مرحله‌ای است که حداقل در پنج مرحله متفاوت از زندگی توسعه و تحقق می‌یابد مراحل آموزش کارآفرینی به ترتیب سطح عبارتند از: مرحله‌ی اول- سطح پایه: دانش آموزان در دوره‌های ابتدایی، راهنمایی و دبیرستان باید رویه‌های مختلف مالکیت کسب و کار را تجربه کنند. در این مرحله بر مفاهیم اساسی اقتصادی، فرصت‌های کسب و کار که در نتیجه تغییرات اقتصادی به وجود می‌آیند و هم چنین مهارت‌های اساسی مورد نیاز جهت موفقیت در بازار کسب و کار تمرکز می‌شود. برانگیختن برای یادگیری بیشتر و درک فرصت‌های منحصر به فرد اقتصادی از نتایج غایی و مورد انتظار این سطح است. مرحله‌ی دوم – سطح پرورش شایستگی‌ها: در این مرحله دانش آموزان باید زمان تجارت و کسب و کار را یاد بگیرند و با مسائل و دیدگاه‌هایی که از نظر صاحبان موسسه و بنگاه مهم هستند، آشنا شوند. سطح پرورش شایستگی‌ها به آموزش‌های حرفه‌ای نیاز دارد. آموزش‌های حرفه‌ای می‌تواند در مقام کلاس‌های درسی مختلفی که به نوعی با کارآفرینی مرتبط هستند، تدریس گردد. مرحله‌ی سوم- سطح کاربرد خلاق: این سطح از فرایند آموزش کارآفرینی در برگیرنده حداقل دروسی است که یادگیری آن‌ها برای تشریح یک کسب و کار نوین الزامی است. مرحله‌ی چهارم- سطح راه اندازی کسب و کار: این مرحله که نتیجه مستقیم مرحله‌ی قبل است، هدفی جزء راه اندازی یک کسب و کار توسط فراگیران ندارد و پیامد منطقی آموزش‌هایی است که در سطوح قبلی فرآیند آموزشی کار آفرینی داده شده است. بعد از اینکه افراد بزرگ‌سال تجارب شغلی خاصی را کسب کردند و یا آموزش‌های بیشتری را در آن زمینه دیدند، به مساعدت‌های خاص مربیان خود نیاز دارند تا در حالی که با معلمین خود به بحث و تبادل نظر می‌پردازند و نقاط تاریک راه اندازی یک کسب و کار برایشان روشن می‌شود، تجارت مرتبط با شغلی را که دیده‌اند ، بالفعل نمایند. این دوره‌ی آموزشی معمولاً دو ساله بوده و در دانشکده‌های اقتصاد و مدیریت برگزار می‌شود. مرحله‌ی پنجم- سطح رشد و توسعه: اغلب صاحبان کسب و کار علاقه‌ای به درخواست کمک و مساعدت برای افزایش آگاهی‌ها وانش خود ندرند مگر اینکه در آن زمینه احساس نیاز کنند. دوره‌های مستمر آموزشی، سمینارها و گردهمایی علمی می‌تواند به این افراد کمک کند تا توانایی‌های کسب و کار خود را بالا برده و تقویت نمایند(دارابخانی، 1391).
2-22- دوره‌های آموزش کارآفرینی
دوره‌های آموزش کارآفرینی که تا سال 1990 میلادی شکل گرفتند در چهار دسته‌ی اصلی قابل تقسیم بندی می‌باشند که عبارتند از: دسته‌ی اول – دوره‌های آگاهی و جهت گیری به سوی کارآفرینی : هدف از برنامه‌های این دوره ، افزایش آگاهی، بینش و درک نسبت به کارافرینی به عنوان یک انتخاب شغلی برای افراد از تمامی اقشار اجتماعی است. برنامه‌های این دسته در مقاطع تحصیلی ابتدایی، راهنمایی و دبیرستان تدریس می‌شوند. در دوره‌های آزاد کارآفرینی گروه‌های نژادی، مخترعان، کارکنان دولت، دانشمندان ، بازنشستگان نیروهای مسلح و حتی افراد غیر شاغل نیز

  دانلود پایان نامه روانشناسی با موضوع پردازش اطلاعات


دیدگاهتان را بنویسید