آن مواجه می شوند این است که آیا انگیزه و توان لازم را نه تنها برای شکل دادن اولیه سازمان جدید، بلکه برای اداره و رشد آن دارا هستند یا خیر؟ افراد با مرکز کنترل بیرونی معتقدند که وقایع بیرونی که خارج از کنترل آن هاست، سرنوشت شان را تعیین می کند. به عبارت دیگر، کارآفرینان موفق به خود ایمان دارند و موفقیت یا شکست را به سرنوشت، اقبال یا نیروهای مشابه نسبت نمی دهند(هزارجریبی، 1389).

3- توفیق طلبی: نیاز به توفیق طلبی عبارت است از تمایل به انجام کار در استانداردهای عالی، جهت پیش گرفتن از رقبا و تعیین استاندارد توسط خود فرد. در حوزه تحقیقات مربوط به خصوصیات شخصیتی و کارآفرینی مفهوم نیاز به موفقیت توجه زیادی را به خود جلب کرده است. مطالعات «مک کله لند » (1962) مفاهیم اولیه نیاز به موفقیت را مورد بررسی قرار داده‌اند «مک کله لند» معتقد است که انگیزه موفقیت بالا با برخی از جنبه‌های عملکرد مخاطره آمیز مرتبط می‌باشد. وی همچنین بیان می‌دارد که نیاز به توفیق در افرادی که فعالیت‌های اقتصادی خود را آغاز نمایند، بالاتر می‌باشد. این افراد مایل هستند تا همواره در چالش باشند و در راه رسیدن به اهداف قابل دسترس و همچنین نسبت به عملکرد خود، بازخورد مکرر و منظم زمانی نیاز دارند. این افراد ترجیح می‌دهند تا شخصاً مسئولیت حل مشکلات، تعیین اهداف و دست‌یابی به آن‌ها را از طریق تلاشی شخصی خود بر عهده گیرند. به طور خلاصه وی استدلال می کند افرادی که نیاز به توفیق بسیار زیادی دارند، دارای ویژگی‌های ذیل می‌باشند: 1-مسئولیت شخصی برای تصمیم گیری را ترجیح می‌دهند. 2-مخاطره پذیری آن‌ها متوسط است.3- به دریافت بازخورد از نتایج تصمیمات خود علاقه‌مند می‌باشد. «مک کله لند» (1962) در تحقیقات خود نتیجه گیری می کند که نیاز به توفیق، انگیزه اصلی توسعه اقتصادی در کشورها بوده و در تصمیم گیری فرد برای کارآفرین شدن تاثیر بسزایی دارد( نقل از سعیدی کیا، 1382).
4- خلاقیت: خلاقیت، همانا توانایی خلق ایده‌های جدید است که این ایده‌ها ممکن است به محصولات یا خدمات جدید نیز منجر شوند. تورنس (1974) فرایند «حساس شدن به مسائل، نقص‌ها، پیدا کردن نقاط مبهم در معلومات، مشخص نمودن مشکل، جست و جو برای راه حل، حدس زدن و صورت بندی فرضیه‌ها درباره نواقص، آزمون فرضیه‌ها، تغییر در فرضیات و آزمون فرضیه‌ها، تغییر در فرضیات و آزمودن مجدد آن‌ها و در نهایت اتصال عناصر مختلف به یکدیگر» را خلاقیت می شما رد. برای ارائه تعریف دقیق از خلاقیت، باید ابتدا جایگاه نوآوری را مشخص کرد. نوآوری همانا ارائه محصول، فرایند و خدمات جدید به بازار می‌باشد و خلاقیت نیرویی است که در پس نوآوری نهفته است( به نقل از مقصودی، 1384).
نوآوری فرآیندی است که خلاقیت را به محصول تبدیل می‌کند. بنابراین، نوآوری متمایز از خلاقیت (ایجاد یک فکر یا محصول جدید) است. فعالیت نوآوری در تعریفی که «شومپیتر » از کارآفرین می‌دهد، یک ویژگی واضح و آشکار است. «شومپیتر» (1934) نقش کارآفرین را به عنوان یک میانجی تحقیق تعریف کرده و کارآفرین را به عنوان مرد فکر و مرد عمل می‌بیند «دراکر» بعداً نقش نوآور بودن کارآفرین را گسترش داده و نوآوری را به عنوان ابزار خاص کارآفرینان تشریح می‌کند. نوآوری ضرورتاً پرداختن به کار جدید نیست. نوآوری ابزار ویژه کارآفرینی است. نوآوری می‌تواند یک روش جدید برای یک کار قدیمی باشد(یک روش قدیمی برای انجام کار جدید است). «گیلفورد» خلاقیت را تفکری واگرا می‌داند که به جهات مختلف سیر می‌کند و برای حل مسئله به خلق راه حل‌های بسیار متنوع و نوین می‌پردازد. کارآفرین از میان ایده‌های ناشی از خلاقیت خود و یا دیگران و ترکیب آن با فرصت‌های بازار، این ایده را با تلاش پیگیر و مستمر به یک فرصت کارآفرینانه تبدیل می‌کند و با راه اندازی کسب و کار به آن عینیت می‌بخشد. هم نوآوری و هم خلاقیت، از اجزای لاینفک کارآفرینی می‌باشند و به گفته «پیتر دراکر » (1985) وجود نوآوری در کارآفرینی به قدری ضروری است که می‌توان ادعا نمود کارآفرینی بدون آن وجود ندارد و خلاقیت نیز بدون نوآوری نتیجه‌ای ندارد(همان).
5-استقلال: استقلال نیروی برانگیزاننده که فرد با این ویژگی احساس می‌کند که بر سرنوشت خود کنترل دارد، کاری را برای خود انجام می‌دهد و آقای خودش است. استقلال طلبی (یا به عبارت دیگر، بی‌علاقگی به کار کردن برای دیگران) همانند نیرویی است که باعث می‌شود که کارآفرین تمام مخاطره‌ها و ساعت‌های طولانی کار خسته را برای ایجاد فعالیت کارآفرینانه نوپا به جان بخرد. نیاز به استقلال طلبی همانند نیاز به موفقیت از ویژگی‌های افراد کارآفرین تلقی می‌شود، نیاز به استقلال طلبی به عنوان تمایل به مستقل بودن و خود هدایتی تعریف می‌شود، نیاز به استقلال طلبی به عنوان یک انگیزه اساسی برای دانشجویانی که ممکن است علاقه‌مند به کار کردن در شرکت‌های کوچک‌تر باشند، پیشنهاد می‌شود(شریف زاده و زمانی، 1385). نیاز به استقلال طلبی عنصر محوری مورد علاقه کارآفرین می‌باشد. نیاز به استقلال ویژگی‌هایی است که به عنوان یک نیروی انگیزشی مهم برای کارآفرینان بر آن تاکید شده است. در واقع، نیاز به استقلال را نمی‌توان با عباراتی نظیر «کنترل داشتن بر سرنوشت خویش» «کاری را برای خود انجام دادن» و «رئیس خود بودن» تعریف کرد. در واقع نیاز به استقلال، عاملی است که سبب می‌شود تا کار آفرینان به اهداف و رویاهای خود دست یابند. البته داشتن استقلال، یک زندگی راحت را تضمین نمی‌نماید. بیشتر کارآفرینان ساعات زیادی را در روز کار می‌کنند، علی رغم محدودیت‌های اقتصادی و محیطی، خود تصمیم می‌گیرند، کارها را به شیوه خود انجام می هند، طبق برنامه خود عمل می‌نمایند و سودی که خود ایجاد نموده‌اند را برداشت می‌کنند و آنچه حاصل می‌شود، رضایت آن‌هاست(همان). پرورش روحیه کارآفرینی در افراد غیر کارآفرین از اهمیت فوق‌العاده ای برخوردار است. از این رو فعالیت‌های آموزشی برای تربیت کارآفرینان در دستور کار بسیاری از مراکز آموزش کارآفرینی قرار گرفته، چرا که لازمه توسعه کارآفرینی، آموزش آن است و رشد روحیه کارآفرینی فرایندی پرورشی است(مقدسی، 1386).
2-14- برنامه درسی آموزش کارآفرینی
برنامه درسی کارآفرینی از نظر ماهیت باید مبتنی بر رویکرد چند رشته‌ای باشد. این برنامه باید قواعد پیچیدگی علوم را نشان دهد و همان گونه که افراد دارای استعدادها، انگیزه‌ها و هویت‌های پیچیده‌اند این برنامه باید نیازهای متنوع آن‌ها را مرتفع نماید( لوسزکیو ، 2008).
برنامه درسی کارآفرینی باید دارای پنج بعد( ای) باشد: محیط ، اقتصاد ، کارآفرینان ، شرکت ( بنگاه) و پیچیدگی. در خصوص محیط، به بررسی این موضوع می‌پردازد که محیط چگونه بر رفتار جوامع و افراد اثر می‌گذارد. در زمینه اقتصاد، منعکس کننده استراتژی‌های است که برای موفقیت در این محیط مورد نیاز است. در بخش کارآفرینان، فراگیران با افراد کارآفرین جامعه خود مصاحبه می‌کنند و از این طریق ذهنیت و آمادگی کارآفرینی را کسب می‌نمایند و با دشواری‌ها و فرصت‌های شروع کسب و کار در جامعه خود آشنا می‌شوند. در رابطه با شرکت یا بنگاه؛ فراگیران از طریق تحلیل محیط، اقتصاد و کارآفرینان چارچوبی برای طراحی یک واحد بنگاه فراهم می‌کنند و بخش پنجم یعنی پیچیدگی نشان دهنده پیچیدگی عمل کارآفرینی و تأثیر متغیرهای مختلف بر کارآفرینی است(شرفی و همکاران،1391).
لوسزکیو (2008) برنامه درسی کارآفرینی ارائه می‌دهد که چارچوب یادگیری در آن شامل سه حیطه است: یادگیری درباره کارآفرینی، یادگیری برای کارآفرینی و یادگیری از طریق کارآفرینی، این برنامه یادگیری مبتنی بر محیط جامعه است که مهارت‌های کارآفرینی را تقویت می کند و قابلیت اجرا در سطح مدارس و دانشگاه را دارد و مبنای یادگیری در این برنامه انجام دادن است و شالوده این برنامه، جامعه است. بدین معنی که کارآفرینی از طریق خلق فرصت و شبکه سازی با کارآفرینانه و افراد حرفه‌ای در جامعه صورت می‌گیرد فلسفه برنامه این است که کارآفرینی حاصل درونی فرد است نه ایده‌های کسب و کار و ایجاد شخصیت کارآفرین نیازمند رویکرد فردی است و این مهم است که افراد ماهیت فعالیت کارآفرینی خودشان را از طریق نوآوری، خود اشتغالی و یا مالکیت کسب و کارهای کوچک کشف نمایند بنابراین برنامه درسی کارآفرینی باید با توجه به ویژگی‌های شخصیتی افراد و ویژگی‌های فرهنگی اجتماعی جامعه تدوین شود(همان).
2-15- مهم‌ترین ویژگی‌های برنامه درسی کارآفرینی
در ذیل مهم‌ترین ویژگی‌های برنامه درسی کارآفرینی شامل ابعاد هدف، محتوا، روش تدریس و شیوه ارزشیابی به تفکیک مورد بررسی قرار می‌گیرد:
الف- هدف
هدف از فعالیت‌های کارآفرینی و پرورش کارآفرینان چیست؟ آیا هدف آن افزایش آگاهی کارآفرینی است که در آینده باید بهره دهد؟ آیا ایجاد شغل است یا برای تأثیرگذاری بر رفتار و احساس خود کارآمدی و اعتماد به نفس طراحی می‌شود؟ طراحان برنامه‌های درسی معتقدند باید هدف‌های برنامه را به طور خاص مشخص نمایند و همچنین معیارهای سنجش و قضاوت در مورد آن‌ها را تعیین نمایند. اریکلا (2000) معتقد است هدف کارآفرینی آموزش دانشجویان برای خلاقیت بیشتر، نوآوری بیشتر و سودمندی بیشتر است. هدف اساسی هر برنامه آموزش کارآفرینی باید ارتقاء شناخت فرصت‌ها باشد، دانشجویان باید درباره توانمندی‌های حرفه‌ای خود به عنوان کارآفرین یاد بگیرند(کنت ،1990).
دوره‌های کارآفرینی باید کنشی و عملی باشد و محیطی را ایجاد کند که دانشجویان در آن از طریق تجربه فراگیرند(پوتر،2008).
گاروان و اسنید شش برنامه آموزشی را در پنج کشور اروپایی بررسی کردند و مهم‌ترین اهداف نقل شده از آن‌ها را به شرح زیر ارائه دادند:
– تعیین، شناخت و تحریک جریان کارآفرینانه، استعدادها و مهارت‌ها
– خنثی کردن انحراف خطرساز تحلیل‌های تکنیکی
– ایجاد همدلی و حمایت از همه جوانب منحصر به فرد کارآفرینی
– ایجاد نگرش برای تحول( نقل از کلتی و همکاران2009).
بررسی صورت گرفته توسط یدالهی فارسی و میر عرب رضی (1388) با عنوان بررسی ارائه برنامه درسی آموزش کارآفرینی در رشته علوم تربیتی، بیانگر این است که مهم‌ترین اهداف آموزش کارآفرینی از منظر صاحب‌نظران به ترتیب اولویت عبارت است از : آشنایی دانشجویان با مهارت‌های کسب و کار، آشنایی دانشجویان با تدوین طرح کسب و کار و آشنایی با نقش‌های کارآفرینان.
احمدپور داریانی و مقیمی(1388) مهم‌ترین اهداف آموزش رشته کارآفرینی را به شرح ذیل برمی شمرند:
– کسب دانش مربوط به کارآفرینی
– کسب مهارت در استفاده از فنون تحلیل فرصت‌های اقتصادی و ترکیب برنامه‌های عملیاتی
– شناسایی و تحریک استعدادها و مهارت‌های کارآفرینانه

 

  پایان نامه روانشناسی : شناخت اجتماعی

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

– القای مخاطره پذیری با بهره گرفتن از فنون تحلیلی
– ایجاد همدلی و حمایت برای جنبه‌های منحصر به فرد کارآفرینی
– تشویق و ترغیب کسب و کارهای جدید و سایر کسب و کارهای مخاطره آمیز کارآفرینان
– سوق دادن نگرش‌ها به سمت تغییر.
مطالعه ماسالوبیا ،(2008) بر اساس تحلیل محتوای 20 مقاله مرتبط با اهداف کارآفرینی نشان می‌دهد که مهم‌ترین اهداف کارآفرینی به ترتیب اهمیت عبارت است از :تقویت روحیه کارآفرینی، شروع کسب و کار، خدمت به اجتماع و برانگیختن مهارت‌های کارآفرینی.
بنابراین هدف آموزش کارآفرینی باید آماده کردن فرد برای ورود به دنیای واقعی کارآفرینی باشد.
ب – محتوای آموزش کارآفرینی
لوسزکیو ( 2008 ) محتوا و مراحل آموزش کارآفرینی را به دو گام تقیسم میکند:
گام اول :خصوصیت‌های کارآفرینی و مهارت‌های پروژه شامل مدیریت پروژه، کارآفرینی درونی، نوآوری، بازاریابی و ارتباطات. گام دوم : مهارت‌های کسب و کار و کارآفرینی شامل رهبری، شبکه سازی، برنامه ریزی اقتصادی و برنامه ریزی استراتژیک بنگاه.
مطالعه ماسالوبیا (2008) بر اساس تحلیل محتوای 20 مقاله مرتبط با کارآفرینی نشان می‌دهد که مهم‌ترین موضوعاتی که در برنامه‌های درسی آموزش کارآفرینی تدریس می‌شود 9 موضوع می‌باشد که به ترتیب عبارتند از : مدیریت منابع و امور مالی، بازاریابی و مهارت فروشندگی، خلق ایده و کشف فرصت‌ها، برنامه ریزی کسب و کار، مدیریت رشد بنگاه، سازماندهی و تیم سازی، خلق کسب و کار جدید، مدیریت کسب و کارهای کوچک و ریسک و منطق.
در اجرای آموزش کارآفرینی این نکته حایز اهمیت است که بایستی دوره آموزشی حاوی ویژگی‌های خاصی باشد. سازمان‌های مختلف شامل بنیاد ملی تدریس کارآفرینی ، بنیاد کافمن و کنسرسیوم آموزش کارآفرینی برنامه‌های آموزشی برای آموزش اثربخش کارآفرینی ارائه داده‌اند .این مؤسسات معتقدند دوره‌های کسب و کار پایه با فصلی بخشی(جداسازی) کمی از محتوای برنامه درسی تحت عنوان کارآفرینی برای القا کردن روحیه کارآفرینی در دانشجویان کافی نیست، دوره‌های آموزشی می‌بایست در بر دارنده ویژگی‌هایی از قبیل انگیزه، علاقه و الهام بخشی به افراد جوان باشد( شرفی و همکاران،1391).
کپی ، معتقد است تجارب یادگیری هر یک از کارآفرینان متفاوت است محتوای یادگیری را می‌توان به پنج بعد خلاصه کرد:
-یادگیری درباره خود : درک ضعف‌ها و قوت‌های شخصی، نیازهای فردی و خانوادگی، حیطه‌های توسعه فردی، علایق و انگیزه‌های فردی؛
-یادگیری درباره کسب و کار: درک ضعف‌های و قوت‌های کسب و کار، فرصت‌ها و تهدیدها، نیازهای درونی کسب و کار، الزامات رشد، مدیریت کارکنان و رهبری آینده؛
– یادگیری درباره محیط و شبکه‌های کارآفرینی: یادگیری چگونگی مدیریت ارتباطات مشتریان بالقوه و موجود، عرضه کنندگان و رقبا. گسترش و توسعه ارتباطات با آژانس‌های حمایتی و خدمات پشتیبانی؛
– یادگیری درباره مدیرت کسب و کار: یادگیری درباره چگونگی راه اندازی و کنترل مؤثر کسب و کار؛
– یادگیری درباره ماهیت مدیریت ارتباطات: درک منابع درونی و بیرونی ارتباطات؛
-محیط‌های کسب و کار دنیای مدرن از فعالیت‌های یادگیری انتظار دارند تا بر توسعه مهارت‌های فردی از قبیل خود مدیریتی، مهارت‌های شنیداری، تشویق به کوشش و تلاش، مقابله با شکستها، مهارت‌های تحلیل انتقادی،
-مهارت‌های حل مسئله، تفکر سیستمی، برنامه‌ریزی و سازماندهی، مهارت‌های تصمیم‌گیری مهارت‌های ‌ مدیریت تغییر، ابهام، صبر و تحمل، مقابله با ناامیدی، همکاری با افراد مختلف با پیشینه فرهنگی متفاوت
کارگروهی و مهارت‌های ارائه تمرکز نمایند(شرفی و همکاران،1391).
2-16- شیوه‌های تدریس آموزش کارآفرینی
مطالعه یدالهی فارسی و میر عرب رضی (1388) ، نشان می‌دهد که بهترین روش‌های آموزش کارآفرینی به ترتیب اولویت عبارتند از: روش‌های کاربردی و عملی، کارگاه آموزشی، روش آموزشی سمینار، روش آموزشی مصاحبه و ملاقات با کارآفرینان و روش آموزشی سخنرانی.
بررسی مقایسه‌ای رویکردهای یادگیری در مدارس و دانشکده‌های کسب و کار با رویکردهای کارآفرینی در دنیای واقعی نیز بیانگر این است که آنچه در مدارس کسب و کار به دانشجویان آموزش داده می‌شود با رویکردهای کارآفرینی در دنیای واقعی تا حدود زیادی متفاوت است. درک این تفاوت‌ها به مدرسان امر کارآفرینی، کمک می‌کند تا روش‌های تدریس نوینی که ارتباط نزدیکتری با رویکردهای کارآفرینی در دنیای واقعی دارد، طراحی نمایند. زهینگ و لیو (2009)، استدلال می‌کنند که رویکرد مدارس کسب و کار، بیشتر متمرکز بر گذشته است در حالی که رویکرد کارآفرینی در دنیای واقعی مبتنی بر موقعیت کنونی و با حداقل زمان برای تجزیه و تحلیل انتقادی است. در مدارس کسب و کار یادگیرنده بر اساس نظر کارشناسان و منابع مختلف به تصمیم گیری می‌پردازد در حالی که تصمیم گیری در دنیای واقعی مبتنی بر دانش و اطلاعات خود کارآفرین صورت می‌پذیرد. مطالعه امیری(1388) با عنوان محدودیت‌های راه اندازی کسب و کارهای نوظهور، به بررسی موانع و محدودیت‌های پیش روی کارآفرینان نوظهور می‌پردازد و مهم‌ترین محدودیت‌های راه اندازی کسب و کارهای نوظهور را به ترتیب محدودیت‌های نگرشی و فرهنگی، محدودیت‌های

  پایان نامه ارشد رایگان روانشناسی : کودکان کم توان ذهنی


دیدگاهتان را بنویسید