تعریفی دیگر فعالیت‌های کارآفرینانه فعالیت‌هایی هستند که از منابع و حمایت سازمانی به منظور دست‌یابی به نتایج نو آ ورا نه برخوردارند(احمد پور داریانی، 1388).

2-8- خصوصیات و عوامل موثر بر ظهور کارآفرینان
هبرت و لینک (1982) دوازده خصوصیت کارآفرین را در سطح اعتقادی شناسائی کرده‌اند که عبارتند از: 1- مخاطره را با عدم قطعیت ارتباط می‌دهد.
2- عرضه کننده سرمایه مالی است.
3- مبتکر است.
4- تصمیم گیرنده است.
5- رهبر صنعتی است.
6- مدیر یا رئیس است.
7- سازمان دهنده منابع اقتصادی است.
8- بکارگیرنده عوامل تولید است.
9- مالک شرکت تجاری است.
10- پیمانکار است.
11- حاکم است.
12- فردی است که منابع را جهت مقاصد مختلف بکار می‌گیرد(نقل از ملک پور و علی احمدی،1390).
ویلکن(1992) معتقد است که کارآفرینی به عنوان یک تسریع کننده، جرقه رشد و توسعه اقتصادی را فراهم می‌آورد. او چهار دسته از عوامل را برای ظهور کارآفرینی مهم می شمارد:

 

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

الف- عوامل اقتصادی: مزیت‌های بازار و فراهم بودن سرمایه،
ب- عوامل غیر اقتصادی: مقبولیت کارآفرینی، امنیت و عواملی همچون طبقه اجتماعی، قدرت و کنترل،
جه- عوامل روان شناختی: نیاز به توفیق، انگیزه و مخاطره پذیری،
دو- عوامل تولید: به منظور ایجاد تغییر در تولید محصولات و خدمات.
بر این اساس مهم‌ترین خصایصی که برای انسان کارآفرین بر شمرده‌اند به قرار زیرند:
– نوآوری(Innovation)
– خلاقیت(Creativity)
– مخاطره پذیری(bearing Risk)
– اعتماد به نفس(Self-Confidence
– دانش فنی(Knowledge Technical)
– استقلال(Independence)
– هدف گرا(Goal-Oriented)
– مرکز کنترل داخلی(center of internal control)
– عکس‌العمل مثبت نسبت به مشکلات و موانع(positive Reaction to problems)
– توانایی به ایجاد ارتباطات(Ability Communication)
– توفیق طلبی(Need to Achievement)
– تمایل به مسئولیت پذیری(Desire for Responsibilit) (نقل از وزارت علوم، تحقیقات و فناوری،1382).
این خلاقیت و تلاش به انگیزه‌ای نیازمند است که در انسان‌های گوناگون متفاوت است. برخی از این انگیزه‌ها به موارد زیر باز می‌گردد:
1- انگیزه‌های مادی و تشکیل سرمایه شامل:
– انگیزه‌های مادی برای امرار معاش
– انگیزه‌های مادی برای کسب ثروت و تقویت بنیه مالی
2- انگیزه‌های اجتماعی شامل:
– کسب مقام و موقعیت اجتماعی
– جلب احترام اجتماعی
– الگو و سرمشق دیگران شدن در جامعه

3- انگیزه‌های خدماتی شامل:
– انگیزه‌های خدماتی برای ایجاد اشتغال و بکار گماردن دیگران
– انگیزه‌های خدماتی برای کمک به اقتصاد جامعه
4- انگیزه‌های خانوادگی شامل:
– رفاه آتی خانواده
– خشنودی والدین
– جلب رضایت همسر
5- انگیزه‌های شخصی شامل:
– استقلال فردی
– دست‌یابی به اهداف مورد نظر از طریق فعالیت‌های تجاری
– افزایش صلاحیت و توانایی‌های شخصی با بالاترین میزان
به طور کلی کارآفرینی، رفتارها و فعالیت‌های ریسک پذیر و خلاق و استفاده از فرصت‌هاست و کارآفرینان نیز افرادی‌اند که ضمن ریسک پذیری، فرصت‌ها را غنیمت می‌شمرند و با اتکا به ایده‌ها و تجربه‌های خود راه‌های نوینی را برای سودآوری جستجو می‌کنند(جهانگیری،1381).
2-9- آموزش کارآفرینی در ایران و نقش آن در ایجاد اشتغال
می‌دانیم که ایرانیان دارای هوشی سرشار و به طور متوسط از بهره هوشی بالایی برخوردارند و با توجه به
تنگناها و نارسایی‌های تاریخی و ساختاری موجود شاهد این هستیم که از گوشه و کنار کشور افراد بسیاری در سنین مختلف پیدا می‌شوند که با نبوغ و قوه خلاقیت خود حرف‌های جدید، ایده‌های ابتکار، روش‌های نو و اختراعات بدیعی ارائه می‌دهند اما سوال اساسی اینجاست که با توجه به وجود چنین امکانات بالقوه و نیروی انسانی توانمند چرا در زمینه بارگیری مکانیزم‌های کارآمد جهت توسعه و ایجاد اشتغال دچار مشکلاتی هستیم. فارغ از مشکلات متعدد ساختاری و کلان، از منظر کارآفرینی به این موضوع پرداخته می‌شود( سیدی حسینی نیا،1387). با توجه به این که آموزش کارآفرینی در برنامه‌های اقتصادی دولت و برنامه‌های آموزشی کشورهای توسعه یافته جایگاه ویژه‌ای پیدا کرده است و سطح توسعه آن‌ها با تعداد کارآفرینان رابطه متقابل دارد. یک واقعیت آشکاری است که آموزش کارآفرینی در کشور ما مراحل جنینی خود را طی می‌کند و در حال حاضر هیچ نهاد رسمی در این زمینه وجود ندارد که به امر سیاست گذاری و اجرای دوره‌های آموزش کارآفرینی بپردازد و مهم‌تر اینکه کارآفرینی در سیستم آموزش رسمی و غیر رسمی کشور فاقد جایگاه لازم است. از همه مهم‌تر برنامه‌های کلان توسعه کشور از این موضوع حیاتی غفلت ورزیده و از طرف دولت هیچ نوع بسترسازی و ارائه سیاست‌های حمایتی در زمینه تربیت افراد کارآفرین صورت نگرفته است. عمده اقدامات صورت گرفته در این زمینه تحقیقات پراکنده، چند کتاب منتشره و بحث‌های علمی در میان صاحب‌نظران این موضوع می‌باشد. از اقدامات در خور توجه صورت گرفته در این زمینه می‌توان به طرح کاراد که توسط وزارت علوم و تحقیقات و فناوری تدوین شده و دیگری برگزاری دوره‌های آموزشی کارآفرینی و خوداشتغالی توسط سازمان همیاری اشتغال و فارغ‌التحصیلان و چندین دوره برگزار شده در بعضی دانشگاه‌ها و اقدام آموزش و پرورش در زمینه ارائه درسی تحت عنوان کارآفرینی در رشته تحصیلی کار و دانش اشاره نمود. این اقدامات اندک در قبال این موضوع حیاتی بسیار ناچیز است .در این زمینه مهم‌ترین نقش را دولت می‌تواند ایفا نماید. مهم‌ترین نقش دولت در توسعه کارآفرینی از طریق نظام آموزشی است. به ویژه از طریق آموزش علمی، دانشگاه‌ها، آموزش و پرورش و مؤسسات آموزشی خصوصی، مفاهیم و اصول کاربردی کارآفرینی را به جامعه معرفی نماید. تجربه کشورهای موفق در زمینه کارآفرینی نشان می‌دهد که آموزش کارآفرینی تأثیر بسزایی در بهبود و توسعه زندگی اجتماعی و اقتصادی کشورها دارد. در ایران نیز یکی از راه‌های موثر و تجربه شده ایجاد اشتغال و رفع بحران بیکاری پرداختن به مسأله حیاتی آموزش کارآفرینی و تربیت افراد کارآفرین است. به عبارت دیگر با ترویج و کشاندن مباحث و روش‌های کارآفرینی به عرصه عمومی جامعه و نهادینه کردن آموزش‌های آن در آینده نه چندان دور می‌توانیم بر مشکلات ساختاری اشتغال کشور فائق آییم.
آشکارترین نقش آموزش کارآفرینی و تربیت کارآفرینان در توسعه اشتغال به اشکال زیر می‌تواند باشد:
-کارآفرینان در واقع ارزش افزوده منابع انسانی به شمار می‌آیند. این افراد ضمن اینکه خود اشتغال می
باشند باعث ایجاد اشتغال برای دیگران و جامعه نیز می‌شوند.
– بخشی از وظایف دولت را در ایجاد اشتغال بر عهده می‌گیرند.
– رقابت را به میان تولید کنندگان آورده و تحرک و پویایی اقتصاد را موجب می‌شوند.
– باعث تغییر فرهنگ کار و شیوه نگرش افراد جامعه به اشتغال می‌شوند.
– تقویت بخش خصوصی را سبب می‌شوند.
– باعث ترویج فرهنگ تولید، خوداتکایی و از بین بردن فرهنگ مصرف گرایی می‌شوند.
– بهره وری در کشور را ارتقاء و افزایش می‌دهند.
– سرمایه‌های انسانی به عنوان زیربنای رشد و توسعه اقتصادی کشور را تقویت می‌نمایند.
– و آثار و نتایج دیگر…(سیدی حسینی نیا، 1387 ).
2-10- کارآفرینی و تحصیلات عالی
برای اینکه نقش دانشگاه در تربیت دانش آموختگان کارآفرین مشخص شود، فرآیند عمومی کارآفرینی را فهرست می‌کنیم. کارآفرینانی که به عرضه کالا یا خدمت جدید اقدام می‌کنند، فرآیند عمومی زیر را طی می‌کنند:
– تشخیص فرصت‌ها
– ایده پردازی، گردآوری و خلق ایده و تهیه فهرست ایده‌ها
– غربال کردن و انتخاب ایده مناسب
– توسعه مفهومی و آزمون مفهوم ایده
– تدوین طرح کسب و کار
– نمونه سازی و آزمون محصول
– تولید نیمه صنعتی و آزمون بازار حرفه‌ای
– بازاریابی و آزمون بازار
– شروع تولید و عرضه و معرفی به بازار با حمایت مراکز رشد
– تأمین مالی، سرمایه گذاری و راه اندازی کسب و کار
– تولید و عرضه محصول در ظرفیت واقعی
– تحقیقات بازار و دریافت بازخورد از بازار
– تشخیص فرصت‌های کارآفرینی مجدد (شرکتی/سازمانی)
– پژوهش و توسعه و نوآوری مجدد
تحصیلات دانشگاهی می‌تواند با ترویج فرهنگ کارآفرینی در دانشجویان و آموزش مهارت‌های کارآفرینی به آنان و با ایجاد بانک ایده‌ها و مسایل واقعی ، فراهم کردن بانک اطلاعات کارآفرینی و سرمایه گذاری، زمینه لازم برای شروع فرآیند کار آفرینی توسط دانشجویان را فراهم کند و با حمایت‌های مشاوره‌ای در تدوین طرح کسب و کار و عرضه امکانات لازم در مرکز رشد دانشجویان را تا پایان مرحله نهم حمایت کند. کسانی که تا این مرحله را با موفقیت طی نمایند، آماده تاسیس کسب و کار جدید هستند و با ورود به بازار قادرند ظرفیت‌های تولید و اشتغال جامعه را افزایش دهند. از این رو، دانشگاه پویایی رشد اقتصادی و بهبود رفاه عمومی را فراهم می‌کند(ملک پور و علی احمدی ، 1391).
2-11- آیا آموزش کارآفرینی مفید و اثرگذار است؟
رابرت رانستات ، استاد مدرسه علوم اقتصادی هاروارد آمریکا ، در یکی از تألیف های خود به نام آموزش و تربیت کارآفرینان نوپا ، رابطه‌ی میان آموزش و موفقیت در امر کارآفرینی را به تفصیل شرح داده و حتی در مورد این که چه دروسی باید به کارآفرینان نوپا آموزش داده شود مطالب زیادی آورده اما با وجود این تا به حال در مورد نحوۀ تدریس مواد آموزشی کارآفرینی تحقیق‌های کمی انجام شده است. در گذشته، افسانه‌ای شایع بود که کارآفرینان دارای ویژگی ذاتی هستند و این ویژگی‌ها که همراه با آن‌ها متولد می‌شود شامل : ابتکار، روحیه‌ی تهاجمی، تحرک، تمایل در به بارگیری خطر، توان تحلیلی و مهارت در روابط انسانی است. بنابراین، فرض اساسی افسانه این بود که کارآفرینان با آموزش ، پرورش نمی‌یابند. اما امروزه ، کارآفرینی به عنوان یک رشته‌ علمی شناسایی شده و فروپاشی این افسانه‌ی قدیمی را به دنبال داشته است .رشته‌ علمی کارآفرینی همانند تمامی رشته‌های دیگر، دارای الگوها ، فرایندها و فضایی است که باید دانش مربوط به آن‌ها کسب شود(پرهیزگار و همکاران،1383).
در هر صورت ساختار دوره آموزشی جدید ، بر اساس نظر پایه گذاران آن ، که معتقدند اتخاذ یک رویکرد جدید نتایج مثبت و سودمندی را در دوره‌های آموزش کارآفرینی به بار آورده و با الگوها و روش‌های قدیمی آموزش کلاس‌های سنتی تفاوت بنیادین دارد( همان).
کارآفرینان نه تنها می‌توانند از اشتباه‌های مربیان غیررسمی خود بیاموزند ، بلکه با مطالعه و تربیت رسمی، مستعد یادگیری هستند. کتاب‌ها و دوره‌هایی در مورد شکل دهی کسب و کار جدید با سرعت زیاد در حال افزایش هستند. افزون بر کتاب‌ها و دوره‌ها ، مجموعه‌ی جدیدی از برنامه‌های آموزشی برای پر کردن شکاف اطلاعاتی و دانشی برای کارآفرینانی طراحی شده که هم اکنون در حال پی گیری کسب و کارشان هستند. برنامه‌های مبتنی بر آموزش بر مبنای این فرض عمل می‌کنند که اگر فقط ما وسایل مناسب و اثرگذار برای مرتبط کردن منابع برگرفته از دانشگاه‌ها، مدارس فنی و دانشکده‌ها را به جامعه‌ی کسب و کار جدید پیدا کنیم ، آن وقت ما واقعی می‌توانیم ابتکارهای صنعتی را تقویت کنیم(رحمتی و همکاران،1389).
روند رشد کارآفرینی و اثرگذاری آموزش‌ها و کارآفرینی در اواخر دهه‌ی هشتاد میلادی و به دنبال آن توسعه‌ی آموزش‌ها ی تخصصی کارآفرینی در دهه‌ی نود نشان می‌دهد که آموزش‌های کارآفرینی نه تنها باعث رشد کمی کارآفرینان شد بلکه موجب تحول در نسل‌های کارآفرینی و ارتقای سطح مهارت‌های کارآفرینی به ویژه در طراحی راهبردهای کسب و کار و مدیریت بنگاه داری با توجه به تغییرهای سریع در حوزه‌ی اختیاری می‌شد(همان).
2-12- دلایل نیاز به درس کارآفرینی در دانشگاه‌های کشور
یکی از چالش‌های پیش روی جوامع مختلف، دانش آموختگان فاقد توانایی‌های فردی و مهارت‌های لازم برای راه اندازی کسب و کار مناسب است. این امر، آماده سازی فارغ‌التحصیلان دانشگاهی را به وسیله توسعه فرهنگ کارآفرینی در آنان مسلم می‌سازد. آماده سازی در مورد کارآفرینی نبایستی بعد از فارغ‌التحصیلی باشد. بلکه این امر بایستی در حین تحصیل انجام شود و لازم است روح کارآفرینی در دانشگاه‌ها پرورش داده شود. در این راستا ، بازنگری در رشته‌های دانشگاهی و سرفصل‌های دروس آموزشی در تمامی مقاطع به ویژه در دانشگاه‌ها و در جهت تأمین منافع ملی امری لازم و تاسیس رشته‌های علمی به ویژه علومی که خلاء آن‌ها در کشور محسوس است، ضروری به نظر می‌آید (ملکی، 1386).
به طور کلی دلایل نیاز به ارائه درس کارآفرینی را می‌توان در موارد زیر خلاصه کرد:
– تقویت ساختارهای دانایی محور در تولید علم و فن
– توجه به تولید علم و تولید ثروت از دانش
– ایجاد توان شناسایی نیازهای جامعه و تطبیق تخصص و تحصیلات
– ایجاد و پرورش فرهنگ کارآفرینی
– ایجاد توانایی کار گروهی
– بالا بردن توان ارزش آفرینی
– آشنایی با منابعی که به دانشجویان در جهت شناسایی فرصت‌های جدید و ایجاد توان پردازش ایده‌های نو کمک خواهد کرد.
– ایجاد توانایی ارزیابی اقتصادی از طرح تجاری
– ایجاد توان شناسایی تحولات در نیازهای جامعه
– درک مفهوم کارآفرینی در ارتباط با توسعه اقتصادی
– ایجاد و تقویت برخی بسترها و ظرفیت‌های بالقوه برای مسائل علمی حل نشده، نیازهای کشور و ایده‌های نو
– تشویق و گسترش خلاقیت برای خلق کسب و کارها و مفاهیم کسب و کار جدید
– افزایش پویایی و بالا بردن قدرت تجزیه و تحلیل دانشجویان در شناسایی بازار، تکنولوژی، فرصت‌های مالی و اقتصادی
– شناسایی قوت و ضعف کسب و کارهای موجود، تجزیه و تحلیل فرصت‌ها و تهدیدها و ارائه راهکارهای بهبود آن‌ها( ملکی، 1386).
2-13- روحیه کارآفرینی
پرورش روحیه کارآفرینی در افراد غیر کارآفرین از اهمیت فوق‌العاده ای برخوردار است و از این رو فعالی تهای آموزشی برای تربیت کارآفرینان در دستور کار بسیاری از مراکز آموزش کارآفرینی قرار گرفته، چرا که لازمه توسعه کارآفرینی، آموزش آن است(مقدسی، 1386).
تلاش‌های دائمی مک کلاند در حوزه کارآفرینی باعث شد که شایستگی‌های شخصیتی کارآفرینان به عنوان ویژگی‌هایی دائمی، وارد حوزه تحقیقاتی کارآفرینی شود، بر اساس این مدل، کارآفرینان دارای پنج ویژگی توفیق طلبی (پیشرفت طلبی)، ریسک پذیری، استقلال طلبی، خلاقیت، اراده یا کنترل درونی هستند که این ویژگی‌های شخصیتی جزء مؤلفه‌های روحیه کارآفرینی به شمار می‌روند که هر یک به تفصیل در زیر آورده شده است( نقل از سیادت و همکاران، 1391).
1- مخاطره پذیری: عبارت است از پذیرش مخاطره‌هایی که می‌توانند از طریق تلاش‌های شخصی مهار شوند. مخاطره پذیری شامل تمایل به مدیریت و بر عهده گرفتن امور و اختصاص منابع به فرصت‌هایی است که احتمال تقبل هزینه شکست معقولی را نیز همراه دارند. شاید یکی از گسترده‌ترین ویژگی‌های ذکر شده از کارآفرینان یا کارآفرینی تمایل به پذیرش مخاطره است. مک کله لند(1962) ادعا کرده بود که افراد با نیاز به موفقیت بالا تمایل بیشتری به قبول مخاطره دارند. کارآفرین وقت، تلاش و اعتبار کاری‌اش را در معرض مخاطره قرار می‌دهد و منابع مالی را در یک کار مخاطره آمیز سرمایه گذاری می‌کند، در این کار، عدم قطعیت و مخاطره ناشی از شکست وجود دارد، به همین دلیل، کار آفرینان به یادگیری مدیریت مخاطره و تحمل ابهام برای خود و دیگران تمایل دارند و شکست در یک پروژه را به عنوان یک تجربه یادگیری تلقی می‌کنند(کیاکجوری و همکاران، 1391). تحقیقات نشان می‌دهد که کارآفرین خواه زن باشد خواه مرد، شخصی است میانه رو، که حساب شده مخاطره می‌کند. او لزوماً در پی فعالیتی نیست که مخاطره آن زیاد باشد، بلکه مایل است مقدار متوسطی از مخاطره را که برای شروع فعالیت اقتصادی «معمولی» تلقی می‌شود، بپذیرد و در این حد حاضر می‌شود تا پول، امنیت ، شهرت و موقعیت خود را به مخاطره اندازد(همان).
2- کنترل درونی: نگرانی مهمی که اکثر مردم هنگام تشکیل یک فعالیت کارآفرینانه نوپا با

  منابع تحقیق درمورد طبقات اجتماعی-فایل تمام متن


دیدگاهتان را بنویسید