های بحرانی، اطلاق می گردد. فرایندهای مدیریت بحران با توجه به اینکه ناظر بر چه « اهداف و اصولی» باشد با رویکردهای متفاوتی نیز تفسیر و تحلیل می گردد. آنگاه که هدف از مدیریت بحران ،پیشگیری از بحران و «بنای جامعه امن است» تدبیرگران در پی آنند که اولاً: از بروز هرگونه بحران ممانعت نمایند. ثانیاً: از طریق شناسایی نشانه ها و علل بروز بحران ها و کسب آمادگی قبلی برای رویارویی با بحران، ضمن آنکه وقوع بحران ها را پیش بینی می نمایند، با آمادگی قبلی از بروز پیامدها و آثار زیانبار ناشی از بحرانها جلوگیری کنند. ( سعادت، ۱۳۶۹ :۲۱ )
ضرورت واهمیت مطالعه مدیریت:مدیریت به عنوان یک رشته علمی ،تخصصی ودانشگاهی از ابتدای قرن بیستم میلادی پا به عرصه ظهورگذاشت وطی سالیان گذشته تحول وتکامل یافت.اما پیدایش موضوع اداره کردن ومدیریت از بدو خلقت بشر وبا آغاز تاریخ انسان همزاد و همراه بوده است وتصویر زندگی انسان بدون تدبیر ومدیریت غیر ممکن ومحال است.
نظریه های مدیریت،مانند نقشه ای است که فضا نوردان را بطور اجمالی با موقعیت مکانی آشنا می سازد. سازمان، مانند سفینه ایست که هدایت آن را فرمانده فضا نوردان به عهده داشته و بنا به اختیارات، صلاحیت ها،دانش ها وبینش های فنی خود،کلیه فرامین ودستورات را برای کسب موفقیت سفر فضایی خود ، صادر می کند و عدم استفاده از نقشه ، ابزار شانس وموفقیت را کم می کند. در حقیقت این تئوریها ، مانند نقشه ویا الگوهایی هستندکه بنا به ضرورت شکل و فرم ظاهری سازمانی ، راه حلهایی را برای ما روشن می سازند و اداره امور یک سازمان یا مجموعه ، بدون نقشه و یا تئوری، غیر ممکن و محال است (پرهیزگار،۱۳۷۳: ۱۹۵-۱۹۶)
زمانی که هدف مدیریت بحران، مهار و کنترل شرایط بحرانی است،با بهره گیری از عنصر اساسی«اطلاعات» جهت کسب آگاهی از جزئیات و کیفیت بحران به«تصمیم گیری»جهت تدبیر و تحدید موثر و مطلوب بحران ها می پردازند.
پس از گذری بر ادبیات مدیریت بحران و بحران شناسی، به نظر می رسد که این واقعیت که سطح و جایگاه ناظران و تحلیل کنندگان،تأثیری ژرف بر درک و تعریف بحران و جوانب مختلف مدیریت بحران بر جای می گذارد، نمی توان نادیده گرفت. بر این اساس در تشریح و تعاریف ابعاد مختلف بحران ها و مدیریت بحران، نمی توان به تعاریف فراگیر و تعمیم پذیر و جهان شمول و یا به تعبیری،به «فراروایت» اندیشید. همچنانکه دیگر پدیده اجتماعی – انسانی را با دلیل پیچیدگی و چند بعدی بودن آن کمتر می توان از منظر یک تئوری و روش واحد تبیین نمود. در عرصه بحران شناسی و مدیریت بحران بیشتر به دلیل آن تئوری ها با چارچوب های تحدید کننده و مبتنی بر پیش فرض های خود به سراغ تحلیل در این عرصه می روند، اتکاء به یک روش تحلیل و یا یک تئوری ، باعث خواهد شد که بخشی از واقعیت ،نادیده گرفته شود. از این رو در موضوعات مختلف این پژوهش از تحلیل ها و تعابیر متفاوت و متنوع رایج در عرصه«مدیریت بحران» و«رهبری» بهره گرفته شده است. تحلیل گفتمانی که در آن در بستر گفتمان های مختلف، «دال» بحران به «مدلول های» متناسب باآن گفتمان ارجاع داده می شود، مناسب ترین روش، جهت حرکت در مسیر تحلیل بحران و مدیریت بحران به شمار می رود.
در این فصل، دغدغه عمده ما پاسخ به سئوال هایی است که هر یک به ویژه در محیط ایران(دهه اول حیات جمهوری اسلامی) تحلیل شده و بنا به اقتضای این پژوهش به مباحث تئوریک رهبری و رابطه آن با مدیریت و همچنین رهبری در انقلاب اسلامی به عنوان نخستین عامل و عنصر مواجه با بحران های این دوره، پرداخته می شود.
۲-۲-پیشینه تحقیق:
پایان نامه هاومقالات:
*محمدحسین دهقانی اشکذری(۱۳۸۰) درپایان نامه ای باعنوان «علل موفقیت امام خمینی در تاسیس واداره جمهوری اسلامی» به تبیین چگونگی تحقق مردم سالاری توسط امام خمینی می پردازدکه باطرح جمهوری اسلامی برای اولین بار در عصر غیبت موفق به تأسیس و اداره جمهوری اسلامی در ایران گردید ،نویسنده جهت اثبات آن به بررسی اهداف انقلاب از دیدگاه ایشان به عنوان ایدئولوگ و معمار انقلاب می پردازد،وی براین باوراست که جمهوری اسلامی ایران حاصل استقلال طلبی، آزادی خواهی، اسلام خواهی و عدالت خواهی می باشد. در طول تاریخ افراد بیشماری بوده‌اند که هر یک از این آرمانها و اهداف را دنبال می کرده اند، اما ویژگی مبارزات و آرمانهای امام خمینی (ره) متکی بر حق حاکمیت مردم بر سرنوشت خویش یا به عبارت روشن تر مردم سالاری بود که همچون بند تسبیح، اهداف انقلاب را به هم متصل می کند،ایشان درادامه اندیشه ناب امام رانشأت گرفته از نص قران مجید وباور وعمل به این آیه شریفه که خداوند سرنوشت هیچ قومی راتغییر نمی دهد مگر آنکه آن قوم خود سرنوشتشان راتغییر دهند ،می داند وبه نقش کاریزماتیک حضرت امام ونحوه تدبیر بحرانهای دهه نخست انقلاب واداره جمهوری اسلامی هیچ اشاره ای ننموده است.
*افتخاری (۱۳۸۴) درپایان نامه ای با عنوان « انقلاب اسلامی در سه جهت؛ شناسایی کانونهای بحران از دیدگاه امام خمینی (ره) » چنین بیان می دارد که در این نوشتار نویسنده ضمن ارائه تصویری از انقلاب اسلامی به مثابه یک گفتمان، هویتی مستقل و عملیاتی را برای انقلاب اسلامی مستند به اصول و مبانی مکتب امام خمینی(ره) شناسایی و معرفی می‌کند که بر سه رکن اصلی «ایمان»، «مردم‎سالاری دینی» و «کارآمدی» استوار است. در حالی که رکن اول فلسفه وجودی و شأن اعتقادی انقلاب اسلامی را شکل می‌دهد، ارکان دوم و سوم ناظر بر الگوی عملیاتی طراحی‎شده توسط گفتمان انقلاب اسلامی متناسب با جهان معاصر است.
در قسمت دوم نوشتار، مؤلف به صورت موردی از بحرانهای سه‌گانه احتمالی برای گفتمان انقلاب اسلامی سخن می‌گوید که عبارت‎اند از: «بحران معنا»، «بحران ساختار» و «بحران مدیریت». در همین ارتباط، پدیده‌های سیاسی- اجتماعی‎ای را که زمینه ظهور بحرانهای پیشگفته را فراهم می‌سازند، شناسایی و معرفی کرده ‌است که در چارچوب مکتب امام خمینی(ره)، تسخیر فرهنگی، دلزدگی فرهنگی، تضعیف جمهوریت، تضعیف اسلامیت، هزینه‎کرد ایدئولوژی و تحدیدات استراتژیک کشور را شامل می‌شوند.طرح انقلاب اسلامی به مثابه یک گفتمان، ارائه تصویری تازه از رخدادی بزرگ در ایران است که می‌تواند با اتکاء به مبادی نظری الگوی طراحی‎شده و نتایج حاصل ازآن، هویتی فرامکانی و زمانی پیدا کند که عرضه‎شدنی برای سایر بازیگران ‌باشد. از این منظر انقلاب اسلامی چونان گفتمانی با سه رکن اصلی، مستند به مکتب امام خمینی(ره) شناسانده می‌شود که ارکان معرفت‌شناختی، اجرایی و کاربردی را شامل می‌شود. طبیعی است که برای شناسایی بحرانهای احتمالی نیز لازم است که سیاق همین پیکره و ساختار گفتمان را تحلیل و پیش‌بینی کنیم .
*رضوانی ، محسن(۱۳۸۴) درپایان نامه ای با عنوان «کارآمدی حکومت اسلامی در اندیشه سیاسی امام خمینی قدس سره» چنین بیان می دارد که ارائه و تبیین دیدگاههای سیاسی اندیشمندان و فیلسوفان سیاسی معاصر، می‏تواند راهکارهای اساسی را در باب کارآمدی حکومت اسلامی پیش روی پژوهشگران قرار دهد.
در این میان، طرح دیدگاه امام خمینی قدس‏سره در باب کارآمدی حکومت و تبیین اصول و مؤلفه‏های آن از اهمیت ویژه‏ای برخوردار است. بدین منظور سوال محوری این نوشتار این است که آیا اساساً می‏توان حکومت اسلامی را حکومتی کارآمد دانست؟ به عبارت دیگر آیا در حکومت اسلامی، قابلیتها و ظرفیتهای لازم برای کارآمدی حکومت وجود دارد.؟
نویسنده در راستای پاسخ به این سؤال مهم، تلاش کرده امور مهمی از جمله: تمدن‏سازی، حقوق بشر، آزادی و مردسالاری، حقوق متقابل دولت و ملّت را در اندیشه سیاسی امام خمینی قدس‏سره به‏عنوان مؤلفه‏های مختلف کارآمدی در حکومت اسلامی مطلوب بر شمرده و اصول و شاخصهایی را مبتنی بر اندیشه سیاسی امام و سنت رفتاری و گفتاری ایشان درباره حکومت اسلامی به صورت مستند ارائه کند.
همچنین تحقیق حاضر در تلاش است با پرهیز از تقسیم بندیهای رایج و نظریه‏ها، کارآمدی حکومت اسلامی را بر اساس مؤلفه‏های مآخوذ از کلمات امام و به صورت استقرایی ارائه کند.
*شمش الله مدبر(۱۳۹۱) در مقاله ای با عنوان «بررسی جریانی مدیریت امام خمینی(ره) در دوران دفاع مقدس»می نویسدامام خمینی با بهره گیری از آموزه هایی که از اسلام داشت و بر اساس توانایی و قابلیتهای رهبری خویش در هنگام جنگ توانست با شناخت از وضع موجود، تصمیم گیری سنجیده و مطابق با شرایط انجام دهد. تأکید بر انسجام و بهره گیری از آموزههای مذهبی و ایجاد امواج مردمی در برابر نیروی متجاوز در آن شرایط، کاربرد بهینه ی داشته های کشور بود. ایشان با شناخت از واقعیتها و حقیقت های موجود سیستم نوپای جمهوری اسلامی، با تلفیق آموزه های مذهبی و ملی و برجسته کردن اتحاد درونی توانست تا سرمایه اجتماعی را تقویت نماید و همین امر یکی از ابعاد مثبت مدیریت رهبری در دروان جنگ تحمیلی بود. چنانچه کشوری که در وضعیت بحران در بحران قرار داشت، توانست با مدیریت صحیح منابع انسانی و تقویت انسجام درونی، جنگ را به نفع خود پایان دهد. تجربه ی مدیریتی امام خمینی(ره) در چنین شرایطی، تبلور آمیختگی تواناییهای فکری، بسیج گرانه و سیاستگذارانه ی ایشان بود.
*حسین زاده جاغرق(۱۳۸۷) در تحقیقی با عنوان « الگوی مدیریت بحران سیاسی در سیره امام خمینی(ره)» چنین بیان می دارند در این تحقیق، نویسنده در پی پاسخگویی به این سؤال است که ارکان اصلی الگوی مدیریت بحران سیاسی در سیره امام خمینی(ره) کدامند؟ برای پاسخگویی به این سؤال نگارنده پس از برشمردن و بررسی مهمترین رهیافت های مدیریتی و رویکردهای اصلی و الگوهای رایج مدیریت بحران، به انتخاب الگوی مدیریت بحران سیاسی امام(ره) می پردازد و آنگاه با تحلیل زیرساخت های فکری، علمی و ارزشی بنیانگذار انقلاب اسلامی به عناصر اصلی الگوی مدیریت سیاسی ایشان به عنوان بستر الگوی مدیریت بحران سیاسی امام(ره) می پردازد. سپس با مطالعه موردی بحران تسخیر لانه جاسوسی به مثابه یکی از بزرگترین و مهمترین بحران های بعد از انقلاب اسلامی عناصر اصلی الگوی مدیریت بحران امام(ره) شامل (برنامه ریزی، سازماندهی، تصمیم گیری، هدایت و رهبری و کنترل و نظارت) را در سه مرحله قبل از بحران، حین بحران و بعد از بحران مورد تحقیق و بررسی قرار می دهد. آنچه الگوی مدیریت بحران امام(ره) را از دیگر الگوهای مشابه ممتاز می کند، زیرساختارهای فکری، علمی و ارزشی مبتنی بر اسلام است که در بستر الگوی مدیریت سیاسی ایشان بروز و ظهور می یابد.
۲-۳-تحلیل تئوریک بحران
۲-۳-۱-تاریخچه بحران
بحران ها،دیرینه ای به طول عمر تاریخ بشری داشته و این تاریخ، «روایتی مستمر و بلاانقطاع از بازی بحران ها» را به نمایش گذاشته است. لکن تاکنو

  دانلود تحقیق با موضوعمنابع انسانی، آموزش منابع انسانی، تکنولوژی، تحقیق و توسعه
دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید