است.

فصل اول
کلیات تحقیق

مقدمه
لجستیک معکوس۱ یعنی فرآیند حرکت و انتقال مناسب اقلام مصرف شده و مصرف نشده از آخرین مقصد توزیع شده برای کسب ارزشمندی محصولات در نزد مشتری و یا مصرف مناسب آن (عالم تبریز،۱۳۸۸).
اجرای کارآمد لجستیک معکوس نیازمند این است که یک شبکه لجستیکی مناسب برای اجرای فعالیت های زنجیره تامین معکوس۲ مانند جمع آوری، بازرسی، انبارداری، جداسازی، بازیافت، تولید دوباره، تعمیر و… ایجاد گردد. بنابراین امروزه بسیاری از صنایع تمایل زیادی دارند تا سرویس لجستیک معکوس خود را برون سپاری۳ کنند.
از مزیت های این امر میتوان به این اشاره کرد که هزینه های لجستیکی سازمان از این طریق به شدت کاهش پیدا مینماید. همچنین سازمان با برون سپاری لجستیک معکوس خود میتواند به جای انجام فعالیت های لجستیکی، وارد کسب و کار و بازارهای جدید شود (کانان۴،۲۰۰۹).
زمانی که سازمان ها تصمیم به برون سپاری لجستیک معکوس میگیرند باید این سوال اساسی را پاسخ دهند که آیا یک تامین کننده لجستیک معکوس طرف سوم (۳PRLP5) کارآمد، برای شبکه لجستیک مورد نیاز وجود دارد ؟
سازمان ها بدنبال شیوه ای هستند که با استفاده از آن بتوانند تامین کننده مناسبی را از بین گزینه ها انتخاب نمایند. در این راستا فعالیت های مختلفی صورت پذیرفته است. در این تحقیق نیز سعی شده تا با ارائه مدلی برای انتخاب تامین کننده لجستیک معکوس، به سازمان ها یاری رساند تا با توجه به جنبه های مختلف در این انتخاب تصمیم مناسب را اخذ نمایند.

بیان مساله
لجستیک معکوس فرآیند جمع آوری و انتقال کالاهای برگشتی و نحوه برخورد مناسب با این نوع اقلام و انجام تمامی عملیات مرتبط با مصرف دوباره کالا و مواد به منظور افزایش بهره وری، سود دهی و کارآمدی سازمان است. این امر به شناسایی نیازها، کسب اطلاعات، خواسته ها، یرنامه ها و مراحلی است که از سوی مشتری به سوی تولید کنندگان و تامین کنندگان جریان دارد نیازمند میباشد. لجستیک معکوس نیازمند همکاری نزدیک واحد های تولید، بازاریابی، امور مالی و سیستم های اطلاعاتی در منابع انسانی است. این امر از آن جهت است که از بروز تضاد ها و نا هماهنگی ها تا حد امکان جلوگیری گردد. از این رو انتخاب صحیح تامین کننده در لجستیک معکوس میتواند بخش بزرگی از مشکلات در این عرصه را کاهش داده و یا حذف نماید.
مساله ای که در اینجا مطرح میشود این است که یک سازمان چگونه میتواند از بین تامین کنندگانی که در این زمینه وجود دارند یکی را به عنوان تامین کننده منتخب برگزیند؟
هریک از تامین کنندگان دارای شاخص هایی هستند که میتوان از آن جمله به موارد زیر اشاره نمود:
کیفیت۶(عملکرد محصول، درستی محصول، آگاهی کیفی تامین کننده، … )
توزیع ۷(مقصود توانایی تامین کننده در انجام وظیفه مطابق جدول زمانبندی توزیع، انعطاف پذیری و قابلیت اطمینان توزیع می باشد)
هزینه لجستیک معکوس۸ (هزینه بازبینی موجودی، حمل ونقل، بسته بندی، …)
ظرفیت فنی و مهندسی۹ (دارا بودن نیروی انسانی ماهر، ظرفیت برای ایجاد لجستیک معکوس، …)
انتخاب بهترین تامین کننده لجستیک معکوس با استفاده از نظرات کارشناسان و با بررسی عوامل پیشگفته توسط گروه تصمیم گیرندگان۱۰ صورت میگیرد. برخی از این شاخص ها توسط متغیر های زبانی توصیف میگردند که این متغیر ها باید به مقادیر کمی تبدیل شوند که این کار از طریق وزن دهی در محیط فازی انجام میگیرد.
استفاده از تئوری مجموعه های فازی۱۱ در کار با ابهامات انسانی و اظهارنظر در تصمیم گیری ها میتواند مفید واقع گردد. در اینجا باید به این نکته توجه داشت که وزن شاخص ها باید به دو صورت مورد بررسی قرار گیرد. یکی وزن مطلق و دیگری وزن ناشی از تاثیر گذاری شاخص ها بر یکدیگر می باشد. در هر صورت روند انتخاب با تعیین معیارهای مناسب و از طریق تعیین روابط بین آنها آغاز میگردد.
در این تحقیق ابتدا معیار هایی که برای انتخاب ۳PRLP لازم میباشد، مشخص میگردد و پس از وزن دهی به شاخص ها سازمان باید در مورد انتخاب تامین کننده تصمیم گیری نماید. با توجه به اینکه ممکن است انتخاب در شرایط ابهام و غیر مطمئن صورت بگیرد، لذا مدل در فضای فازی پیاده میگردد. همچنین ساختار روابط بین شاخص ها با استفاده از روش DEMATEL12 فازی مشخص میگردد و با استفاده از روش VIKOR فازی، تامین کننده لجستیک معکوس انتخاب میشود.
اهمیت و ضرورت تحقیق
امروزه مدیریت کارکرد های لجستیکی در سازمان ها و تشکیلات مدرن را میتوان تصمیم گیری پیرامون توزیع کامل کالاها و خدمات شرکت عنوان نمود. از طرفی آنچه در مدیریت مورد توجه می باشد به حداکثر رساندن ارزش افزوده کالا ها و خدمات و کاهش هزینه های شرکت میباشد. از این رو شرکت ها تمایل دارند تا از خدمات شرکت های تامین کننده لجستیک معکوس استفاده نمایند. از جمله دلایل برون سپاری فعالیت های لجستیک معکوس میتوان به موارد ذیل اشاره نمود:
شرکت های تامین کننده لجستیک معکوس طرف سوم(۳PRLP) دارای سیستم اطلاعاتی پیشرفته، قابلیت حمل و نقل ابزار، تجهیزات جابه جایی مواد و امکانات انبارداری برای ارائه کامل خدمات زنجیره تامین معکوس هستند.
لجستیک معکوس نمیتواند هسته فعالیت های یک شرکت باشد و ممکن است در اثر این فعالیت های فرعی و ثانویه، وظایف اصلی سازمان به خوبی انجام نگیرد. با برون سپاری لجستیک معکوس شرکت ها میتوانن
د بر فعالیت های اصلی خود متمرکز شوند.
برون سپاری فعالیت های لجستیک معکوس می تواند هزینه ها را کاهش دهد. یک ۳PRLP میتواند مزیت های اقتصادی را نصیب شرکت کند که برای شرکت از طرق دیگر نمیتواند به آن دست یابد.
شرکت ها میتوانند با برون سپاری فعالیت های لجستیک معکوس، سرمایه اولیه برای شرکت را کاهش داده و سرمایه گذاری برای فعالیت های تولیدی را گسترش دهند.
برون سپاری لجستیک معکوس زمان چرخه و عملکرد بهبود پیدا میکند و بدین وسیله رضایتمندی مشتری در بازار فروش افزایش پیدا مینماید.
ارزیابی و انتخاب یک تامین کننده لجستیک معکوس، از آنجا که شامل معیارها و مدل های تصمیم گیری متفاوت و پیچیده میباشد، امری حساس و دشوار می باشد.
در این زمینه فعالیت های مختلفی صورت گرفته است و در کارهای کمی از مدل های تصمیم گیری چند معیاره استفاده شده است. این کار اغلب با فرض شرایط قطعی انجام شده است. از این رو لازم به نظر میرسد که باید مسئله در شرایط عدم قطعیت(فضای فازی) و بر اساس مدل های تصمیم گیری چند معیاره۱۳ بررسی گردد.
اهداف تحقیق
تامین کنندگان لجستیک معکوس به یکی از نقش های مهم در لجستیک معکوس تبدیل شده اند. از زمانی که عملیات بازگشت کالا به اطلاعات، تجهیزات و زیر بنای اقتصادی تخصصی نیاز پیدا کرده است، صنعت به تامین کنندگان لجستیک معکوس روی آورده است.
بدلیل محدودیت منابع بسیاری از شرکت ها ظرفیت و یا تمایل وارد شدن به حیطه لجستیک معکوس را ندارند. بنابراین همه یا بخشی از فعالیت های لجستیک معکوس را به تامین کنندگان واگذار مینمایند. با توجه به اینکه معیار های مختلفی در انتخاب وجود دارد، انتخاب تامین کننده به کاری پیچیده تبدیل میشود. شرکت ها برای مقابله با این موضوع از راههای مختلف استفاده میکنند. مهمترین موضوع در روند انتخاب تامین کننده لجستیک معکوس، انتخاب و استفاده از یک مدل مناسب تصمیم گیری میباشد.
هدف این تحقیق بیان یک روند تصمیم گیری فازی برای مقابله با مسئله انتخاب تامین کننده در زنجیره تامین معکوس است. در طی سال های اخیر انتخاب تامین کننده به یک مساله استراتژیک برای شرکت ها مبدل گردیده است و این امر با گسترش بیشتر لجستیک معکوس در کشور اهمیت بیشتری نیز پیدا خواهد نمود.
این تصمیم گیری های معمولا پیچیده و بی ساختار هستند. در این راستا معیار های کمی و کیفی مانند کیفیت، قیمت، انعطاف پذیری، تحویل و … باید در انتخاب تامین کننده مناسب مورد توجه قرار گرفته و لحاظ گردد.
در این جا مقادیر زبانی برای تخمین رتبه بندی و وزن این معیارها به کار برده میشود. مقادیر زبانی با استفاده از اعداد فازی مثلثی۱۴ به مقادیر کمی تبدیل میشوند. سپس مدل تصمیم گیری چند معیاره برای انتخاب تامین کننده لجستیک معکوس مناسب، مورد استفاده قرار میگیرد.
در این تحقیق درجه اهمیت مختلفی برای تصمیم گیرندگان حاضر در گروه تصمیم گیری فرض شده است و از متوسط گیری موزون فازی شهودی۱۵(IFWA) برای جمع کردن همه نظرات شخصی تصمیم گیرندگان درباره رتبه بندی اهمیت معیارها و گزینه ها استفاده شده است.
در پایان این تحقیق سعی داریم تا بتوانیم:
شاخص ها و معیارهایی را که برای انتخاب تامین کننده تاثیر گذار هستند، شناسایی و تعیین شود.
وزن هریک از شاخص ها به طور مطلق و نسبی و وزن ناشی از تاثیر شاخص ها بر یکدیگر در محیط فازی تعیین شود.
مدلی با استفاده از تکنیک های تصمیم گیری چند معیاره مناسب در محیط فازی جهت ارزیابی و اولویت بندی تامین کنندگان ارایه شود.
سوالات تحقیق
سوال اصلی این تحقیق عبارتست از اینکه: چه شاخص هایی برای ارزیابی و انتخاب تامین کننده لجستیک معکوس وجود دارد؟
سوالات فرعی تحقیق را میتوان به صورت زیر بیان نمود:
از چه طریقی میتوان یک گزینه به عنوان تامین کننده برای لجستیک معکوس در محیط فازی با استفاده از ترکیب DEMATEL و VIKOR انتخاب نمود؟
ارزیابی و اولویت بندی شاخص ها در محیط فازی چگونه انجام میشود؟
وزن مطلق و وزن نسبی شاخص ها و میزان تاثیر گذاری آنها بر یکدیگر به چه صورتی مشخص میشود؟
چگونه میتوان یک تصمیم درست در زمینه انتخاب تامین کننده لجستیک معکوس اتخاذ کرد؟
شرح واژه ها و اصطلاحات

  پایان نامه رایگان درموردسلطان ولد، عرفان و تصوف، امثال و حکم، ظاهر و باطن

زنجیره تامین:
یک زنجیره تامین سلسله ای از سازمان ها ست. یعنی امکانات، وظایف و فعالیت های آنان در تولید و تحول یک محصول یا خدمت درگیر میباشد. این سلسله از تامین کنندگان مواد خام آغاز شده و تا مشتری نهایی ادامه می یابد. (عالم تبریز،۱۳۸۸)
لجستیک:
بنا بر تعریف انجمن مدیریت لجستیک، لجستیک عبارت است از فرآیند برنامه ریزی، به کارگیری و کنترل اثربخش و کارآمد جریان و ذخیره کالاها، خدمات و اطلاعات مربوطه از نقطه شروع تا نقطه مصرف به منظور تطابق با نیازهای مشتری. (جوانمرد،۱۳۸۳)

لجستیک معکوس:
یک اصطلاح و عبارت کلی است که در سطحی گسترده، دربرگیرنده تمام عملیات مرتبط با مصرف مجدد کالا و مواد می باشد. لجستیک را میتوان لجستیک مرتبط با کالاهای عودتی یا برگشتی دانست. به عبارتی لجستیک معکوس را میتوان به صورت زیر تعریف کرد:
“انتقال دقیق، به موقع و درست مواد، اقلام و کالاهای قابل استفاده از انتهایی ترین نقطه و آخرین مصرف کننده از طریق زنجیره تامین به واحد مورد نظر.” مهم ترین اصل در لجستیک معکوس این است که بسیاری از مواد که اصطلاحا غیرقابل استفاده یا فاقد کاربرد برای مصرف کننده هستند، دارای ارزش
بوده و با لندکی اصلاح و مرمت میتوانند مجددا وارد زنجیره تامین شوند. (عالم تبریز،۱۳۸۸)
برون سپاری:
تصمیم گیری یک سازمان درباره خرید یا تولید کالا و خدمات از خارج از سازمان برون سپاری نامیده میشود. برون سپاری لجستیک نیز از این قاعده مستثنا نیست. به ایم معنا که اگر شرکتی قعالیت اجستیکی خود را ارزان تر از دیگران انجام دهد اجرای آن را خود بر عهده میگیرد. در غیر این صورت باید فعالیت های مذکور را به سازمان های دیگر بسپارد. برون سپاری لجستیکی تصمیمی برای خرید خدمات لجستیک از یک منبع خارح از سازمان است و این زمانی انجام میشود که یک سازمان اجازه دهد تا یک شرکت تخصصی دیگر وظایف غیر اصلی را برای سازمان انجام دهد. (وود و مورفی، ۲۰۰۴)
لجستیک طرف سوم:
در این روش بر طبق یک قرارداد تمام یا بخشی از فعالیت های انبارداری، حمل و نقل و توزیع یک سازمان به سازمان دیگری واگذار میشود. ون لیر هوون تعریف دیگری در سال ۲۰۰۳ از لجستیک معکوس ارائه داده است:
” لجستیک طرف سوم روشی است که در آن فعالیت های لجستیک یک سازمان، شامل مدیریت و عملیات اجرایی حمل و نقل و انبارداری برای مدت دست کم یکسال، به یک شرکت دیگر که فراهم کننده خدمات لجستیک است واگذار میشود.”
مرفی و پویست نیز در تعریف خود، ۳PL را به صورت زیر تعریف کرده اند:
“رابطه ای بین دو طرف یا بیشتر که در مقایسه با خدمات اصلی لجستیک، ویژگی های زیر در آن پر رنگ تر است: خدمات بیشتری برای انتخاب ارایه میشود و خدمات مزبور حالت سفارشی داشته و با خواسته های مشتری انطباق بیشتری دارد. نوغ این رابطه بر مبنای منافع متقابل بوده و از ماهیت بلند مدتی برخوردار است.” (عالم تبریز،۱۳۸۸)
تصمیم گیری چند معیاره:
مدل های بهینه سازی از دوران نهضت صنعتی در جهان و بخصوص از زمان جنگ جهانی دوم همواره مورد توجه ریاضیدانان و دست اندر کاران صنعت بوده است. تاکید اصلی مدل های کلاسیک بهینه سازی، داشتن یک معیار سنجش یا یک تابع هدف می باشد. این مدل میتواند در مجموع به صورت خطی، غیر خطی یا مخلوط باشد. توجه محققین در دو دهه اخیر معطوف به مدل های چند معیاره برای تصمیم گیری های پیچیده گردیده است که در این تصمیم گیری ها به جای استفاده از یک معیار سنجش بهینگی از چندین معیار سنجش استفاده میگردد.
این مدل ها به دو دسته تقسیم میشوند که عبارتند از : مدل های چند هدفه و مدل های چند شاخصه. به طوری که مدل های چند هدفه به منظور طراحی به کار گرفته میشونددر حالی که مدل های چندشاخصه به منظور انتخاب گزینه برتر استفاده میشوند. (اصغرپور،۱۳۸۷)


دیدگاهتان را بنویسید