کیفیت زندگی و اختلال وسواسی-جبری

شواهد رو به رشد نشان می‌دهد که اضطراب و اختلالات اضطرابی ممکن است با اختلالات قابل توجهی در کیفیت زندگی همراه باشند. به علاوه، به طور کلی پذیرفته شده است که اختلال وسواسی-جبری یک اختلال رتبه دهم مزمن و به شدت ناتوان کننده در بانک جهانی است و سازمان بهداشت جهانی آن را از علل اصلی ناتوانی می‌داند. اختلال وسواسی-جبری، زندگی روزمره دانشگاهی، شغلی، اجتماعی و کارکرد خانوادگی را تحت تاثیر قرار می‌دهد (هلر، کرول، ونز، متشینگر و انگرمری، 2007).

تاریخچه پیدایش مفهوم کیفیت زندگی به دوران ارسطو در 385 سال قبل از مسیح باز می‌گردد. در آن دوران ارسطو “زندگی خوب” یا “خوب انجام دادن کارها” را به معنی شاد بودن در نظر گرفته است، اما در عین حال به تفاوت مفهوم شادی در افراد مختلف پرداخته است و بر این باور است که سلامتی که باعث شادی در یک فرد بیمار می‌شود با ثروت که فرد فقیری را شاد می‌کند یکسان نیست و شادی نه تنها برای افراد مختلف معانی متفاوتی دارد بلکه برای یک فرد نیز در شرایط متفاوت معنی یکسانی نخواهد داشت. به هر حال در آن زمان شادی یا شادمانه زیستن معادل با انچه امروز کیفیت زندگی نام دارد تلقی می‌شد (فایرز و ماچین، 2000). اما اصطلاح کیفیت زندگی تا قرن بیستم مورد استفاده قرار نگرفته بود تا اینکه نخستین با پیگو اصطلاح کیفیت زندگی را در سال 1920 در کتاب اقتصاد و رفاه استفاده کرد. او در این کتاب در مورد حمایت دولتی از اقشار پایین و تاثیر آن بر زندگی آن‌ها و سرمایه‌های ملی به بحث پرداخته بود. این مطلب تا بعد از جنگ جهانی دوم مسکوت ماند تا اینکه در اثر دو حادثه مهم مورد توجه قرار گرفت. اول آنکه سازمان جهانی بهداشت تعریفی از سلامت منتشر کرد که شامل سلامت جسمی، روانی و اجتماعی بود. این امر منجر به بحث گسترده‌ای در مورد سلامت و چگونگی اندازه گیری آن شد. دومین اتفاق وجود نابرابری‌های گسترده اجتماعی در جوامع غربی و سایر کشورها به دنبال پیامد‌های جنگ جهانی و پیشرفت در زمینه علوم انسانی و علوم تجربی بود که موجب افزایش فعالیت‌های اجتماعی و در نتیجه ابتکارات سیاسی گردید (به نقل از قربان پور، 1392).

با وجود اینکه تا کنون تحقیقات بسیار گسترده‌ای در زمینه ی کیفیت زندگی صورت گرفته است اما هنوز در مورد تعریف دقیق کیفیت زندگی توافق وجود ندارد. اگر چه مردم به شکل غریزی معنای آن را به راحتی درک می‌کنند، لیکن همان گونه که اشاره گردید این مفهوم برای آنها یکسان نیست. از آنجا که مانند سایر متغییرها اندازه‌گیری آن مستلزم وجود تعریف جامع و مشخص از آن خواهد بود، همواره تلاش شده است تا تعریف مناسبی برای آن ارائه گردد (لیو، 2006).

  ارتباط بین اختلال شخصیت مرزی و ناگویی خلقی

نخستین تلاش برای تعریف کیفیت زندگی در سال 1948 توسط سازمان بهداشت جهانی صورت گرفت که سلامتی را نه فقط فقدان بیماری، بلکه وجود سلامتی و رفاه کامل جسمی، روانی و اجتماعی دانست. سازمان جهانی بهداشت (1995) کیفیت زندگی را این گونه تعریف می‌کند: برداشت و درک افراد از موقعیت خود در رابطه با اهداف و نظام ارزشی مورد قبول آنان با توجه به شرایط عینی زندگی (آزاد، 1388).

ریف (1995) کیفیت زندگی را شامل شش مولفه می‌داند: 1- پذیرش خود: به معنای احترام به نفس بر اساس آگاهی از نقاط قوت و ضعف خود است. 2- هدف داشتن در زندگی: روشن ترین نظریه در مورد هدف داشتن در زندگی از فرانکل است. فرانکل سال‌های سختی را در اردوگاه نازی‌ها گذراند. او در طول این سال‌ها به دلیل داشتن هدف زنده ماند. او باور داشت که افراد با استفاده از هدف در زندگی، می‌توانند در مقابل سختی‌ها و رنج‌ها پایداری و مقاومت کنند. 3- رشد شخصی: به صورت شکوفا ساختن کلیه نیروها و استعدادهای خود. به دست آوردن توانایی‌های جدید که مستلزم رو به رو شدن با شرایط سخت و مشکلات است حاصل می‌شود. 4- تسلط بر محیط: یعنی فرد باید بتواند تا حد زیادی بر زندگی و محیط اطراف خود تسلط داشته باشد. این کار در گرو آن است که فرد محیط را مطابق خصوصیات و نیازهای فردی خود شکل دهد و بتواند آن را به همان گونه نگه دارد. کنترل در زندگی، چالشی است که انسان، تا آخر عمر با آن رو به رو است. 5- خود مختاری: به این معنا که فرد بتواند بر اساس معیارها و عقاید خویش عمل و زندگی کند، حتی اگر بر خلاف عقاید و رسوم پذیرفته شده در جامعه باشد. 6- روابط مثبت با دیگران: عبارت است از توانایی برقراری روابط نزدیک و صمیمی با دیگران و اشتیاق برای برقراری چنین رابطه‌ای و نیز عشق ورزیدن به دیگران (به نقل از رحیمی‌نیت، 1392).

وبسینگ (1998) و وان دان (1994) به نقل از زنجانی طبسی (1383)، کیفیت زندگی را یک سازه بهزیستی روان شناختی کلی معرفی کردند که به وسیله “احساس انسجام و پیوستگی” در زندگی، تعادل عاطفی و رضایت کلی از زندگی، مشخص و اندازه گیری می‌شود. آنان تاکید کردند که بهزیستی روانی، سازه‌ای چند بعدی است و به صورت 1- عاطفه: احساسات مثبت، 2- شناخت: زندگی قابل درک و کنترل، 3- رفتار: علاقه به کار و فعالیت، 4- خودپنداره: توانایی اثبات خویشتن و 5- روابط بین فردی: تعامل اجتماعی، بروز می‌کند.

  رژیم شیک پروتئین و اثر اون در کاهش وزن

کینگ و هیندز (2003) معتقدند مولفه کیفیت زندگی چهار بعد دارد: بعد فیزیکی که شامل مفاهیمی مثل قدرت، انرژی، توانایی انجام فعالیت‌های روزمره و مراقبت از خود می‌شود؛ بعد روانی که عبارت است از اضطراب، افسردگی و ترس؛ بعد اجتماعی در مورد رابطه فرد با خانواده، دوستان و همکاران است و بعد روحی که شامل درک فرد از زندگی و معنای آن می‌شود.

ریبریو (2004)، کیفیت زندگی را اینگونه تعریف می‌کند، کیفیت زندگی مفهوم وسیعی است که همه ی ابعاد زندگی از جمله سلامت را دربرمی‌گیرد و این اصطلاح مربوط به ابعاد فیزیکی، اجتماعی، جسمی ‌و معنوی است (به نقل از ساندرسون، 1391) .

دانان جایا (2006؛ به نقل از قزلسفلو و اثباتی، 1390)، کیفیت زندگی را مجموعه‌ای چند بعدی از رفاه اقتصادی، شرایط محیطی و وضعیت سلامتی تعریف کرده است که به وسیله ی شخص با گروهی از افراد درک می‌شود.

به اعتقاد شولتز و وینستد- فرای (2001)، کیفیت زندگی یک درک کاملا ذهنی و شخصی است که بر رضایت فرد از عوامل موثر بر رفاه جسمی، عاطفی و اجتماعی او مبتنی است.

از دیدگاه هانت و مارشال (2000؛ به نقل از رحیمی‌نیت، 1392)، کیفیت زندگی عبارت است از میزان آگاهی فرد از تجارب زندگی خود و نقشی که در آن تجارب دارد.

از منظر فرناندز و گوئررو (2000؛ به نقل از زندی‌پور، 1399) کیفیت زندگی اصطلاحی کلی است که دربرگیرنده دامنه ی وسیعی از ساختارهای اجتماعی مانند سلامت، محیط، مسکن و نظام سیاسی است.

 

ایوانز و کوپ (1989؛ به نقل از خادمیان، 1390) ابعاد کیفیت زندگی را بعد جسمانی، روانی، اجتماعی، خانوادگی، اقتصادی، تفریحی و معنوی می‌دانند.

کینگ (1994) نیز معتقد است ابعاد مختلف اقتصادی، اجتماعی، روحی روانی و شغلی بر کیفیت زندگی تاثیر می‌گذارند (عابدینی، 1392).

جالوویس (1990) کیفیت زندگی را شامل سلامتی، توانایی عملکرد و رضایت از زندگی در اروپا بیان می‌دارد (طباطبایی، 1392).

تمامی پژوهشگران بر سه اصل در ارتباط با مفهوم کیفیت زندگی توافق دارند (رحیمیان، 1388؛ به نقل از طباطبایی، 1392): 1- کیفیت زندگی یک ارزش ذهنی است و افراد خود، قضاوت کنندگان راجع به کیفیت شان هستند. 2- کیفیت زندگی یک ماهیت پویاست نه یک ماهیت ایستا، بدین معنا که یک فرایند وابسته به زمان بوده و تغییرات درونی و بیرونی در آن دخیل هستند. 3- کیفیت زندگی یک مفهوم چند بعدی است و باید از زوایا و ابعاد مختلف سنجیده شود.

  معرفی محصولات شرکت پریماتوی  

پژوهش‌ها (هالندر و همکاران، 1996؛ کوران و تینمان، 1996، به نقل از غفاری و رضایی، 1392) نشان می‌دهند که بیماری وسواس منجر به پایین آمدن کارکرد اجتماعی، خانوادگی و کیفیت زندگی افراد می‌گردد. افرادی که بیماری وسواسی دارند، علاوه بر مشکل وسواس، از کیفیت زندگی و عملکرد اجتماعی پایینی نیز برخوردار هستند (تینی و همکاران، 2003). نتایج تحقیق کارنو و همکاران(1988) نشان داد که افراد دارای مشکل وسواسی دوست دارند خودشان را از نظر کیفیت زندگی در سطح پایینی ارزیابی کنند و همچنین این افراد از نظر اشتغال و وضعیت مالی نسبت به گروه‌های دیگر در سطح پایین قرار دارند. بیماران وسواسی کیفیت زندگی خودشان را بعد از درمان بیماریشان به طور معنی دار نسبت به قبل از درمان بهتر ارزیابی کردند (مورتیز و همکاران، 2005؛ لوچنر و همکاران، 2003؛ بابو و همکاران،2001).

کورن و همکاران (1996) دریافتند که کیفیت زندگی در افراد مبتلا به OCD در مقایسه با افراد دارای شرایط مزمن پزشکی مثل دیابت یا در جمعیت عمومی با شدت بیشتری مختل شده است (به نقل از استنگلر و همکاران، 2006). همچنین مطالعه اخیر راپاپورت و همکاران (2005) نشان داد که کیفیت زندگی بیماران دارای اختلالات اضطرابی به خصوص OCD یا اختلالات عاطفی در مقایسه با افراد جامعه بهنجار دارای اختلال بیشتری است. مطالعات در بیماران توسط بایستریتسکی و همکاران (2001) نشان داد که کیفیت زندگی بیماران مبتلا به OCD از همتایان خود با اسکیزوفرنی پایین تر است. در مقابل باب و همکاران (2001) کیفیت زندگی یکسانی در گروه‌های بیماران OCD و اسکیزوفرنی گزارش کردند. به تازگی پیش بینی شده است که در افراد مبتلا به OCD، افسردگی و وسواس‌های فکری بیشتر از وسواس‌های عملی در کیفیت زندگی مداخله می‌کند (ماسلیس و همکاران، 2003). مورتیز و همکاران (2005) یک همبستگی بین کیفیت زندگی، شدت افسردگی و تعدادی از علائم وسواس پیدا کردند.

Heller

Kroll

Wenzke

Matschinger & Angermeyer

Fayers & Machin

Liu

Reif

Ferankel

Websing

Van dan

Hinds

Riberyo

Danan jaya

Schultze & Winstead-Fry

Hunt & Marchal

Fernands

.Eavanz & Cupp

Jaluvise

Babo

Stengler

Bystritsky

Masellis

دسته بندی : علمی